گفت: آن خدایی که فرشته مرگش مرا در هر سوراخی که باشم پیدا می‌کند چگونه فرشته روزیش مرا گم می‌کند.

۲ـ پسری با اخلاق و نیک‌ سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری می‌رود،

پدر دختر گفت: تو فقیری و دخترم طاقت رنج و سختی ندارد، پس من به تو دخترنمی‌دهم!

پسری پولدار اما بدکردار به خواستگاری همان دختر می‌رود، پدر دختر با ازدواج موافقت می‌کند و در مورد اخلاق پسر می‌گوید: ان‌شاءالله خدا او را هدایت می‌کند!

دختر گفت: پدرجان مگر خدایی که هدایت می‌کند با خدایی که روزی می‌دهد فرق دارد؟!

۳ـ عارفی را گفتند: خداوند را چگونه می‌بینی؟

گفت: آن‌گونه که همیشه می‌تواند مچم را بگیرد اما دستم را می‌گیرد.

ضمیمه تپش جام جم