فرقی هم نمی‌کرد چه سکوها خالی باشند چه کمی تا قسمتی در تسخیر هواداران دو آتیشه. به قول یکی از دوستداران حرفه‌ای فوتبال، پرسپولیس هرچند محبوب مانده بود، اما کم‌کم مثل قرمزهای آنفیلد شده بود تیمی محبوب با هواداران تیفوسی ولی ناکام در کسب نتیجه و سراسر نوسان آزاردهنده!

دوای دردش پرداخت‌های نجومی به مربیان ولو طراز اول خارجی هم نبود. اگر بود که با مانوئل ژوزه، راینر سوبل، وینگادا و حتی با کمی اغماض دنیزلی به نقطه اوج خود بازمی‌گشت. با این که با دنیزلی هم پرسپولیس بارقه‌های امید را در دل هوادارانش زنده کرد، اما چون زیرساخت‌ها فراهم نبود این ترک محبوب هم راه به جایی نبرد. بعضی‌ها می‌گفتند چانه پرسپولیس را کوچک گرفته‌اند و به دلیل نبود پول و ضعف در یارگیری به این حال و روز افتاده است، اما ریخت و پاش‌های بعضا بی حساب و کتاب و رفتارهای پوپولیستی در جذب چند ستاره و بازیکن نامدار سال‌های گذشته هم نتوانست پرسپولیس را دگرگون کند و حاصل این رفتارها، بدهی چند ده میلیاردی باقیمانده از مدیران تشنه شهرت بود که همچنان سنگینی آن روی دوش این تیم است.

دوستدارانی هم دارد که چاره کار را در آشتی هواداران دیدند و با رایگان اعلام کردن بازی‌های این تیم در لیگ قهرمانان آسیا در چند نوبت، صدهزار هوادار قرمزپوش را به ورزشگاه آزادی کشاندند، اما این حضور انبوه هم به جایی نرسید تا ثابت شود چاره کار جای دیگری است. پرسپولیس همه این راه‌ها را رفت؛ از خانه تکانی و جذب ستارگان تا حضور انبوه هواداران و ریخت و پاش بی‌حساب و کتاب. هوادار این تیم وقتی چنین وضعیتی را دید دچار یاس شدیدی شد. خصوصی‌سازی سرخ‌ها بسان رقیب دیرینه و به خاطر پاره‌ای کج‌سلیقگی‌ها و نگاه‌های غیرفوتبالی به جایی نرسید. پس سرنوشت این تیم ورشکسته چه خواهد شد؟

بدون هیاهو، اما با برنامه

در چنین فضایی وقتی فصل نقل و انتقالات از راه رسید پرسپولیسی‌ها اندک امیدشان را هم از دست دادند؛ چراکه حتی مثل فصل‌های گذشته این تیم نتوانست یکی دو بازیکن اسمی هم جذب کند و سرمربی کروات، جلوی مدافع محبوب پرسپولیسی سیدجلال حسینی، تابلوی ورود ممنوع کاشت. برانکو، اما بدون هیاهو در حال جذب بازیکنان کم‌نام و نشان‌تر بود؛ بازیکنانی که در پازل تاکتیکی‌اش قرار داشتند، اما هوادار از جنس ایرانی صبر ندارد و این یارگیری را باری به هر جهت می‌دانست و این شد که فشارها به سرمربی تیم بیشتر می‌شد. فضا چنان سنگین شده بود که مدیران باشگاه با هر روشی که بود برانکو را متقاعد کردند محسن مسلمان را جذب کنند تا بلکه نظر هواداران تغییر کند؛ بازیکنی که برانکو آن را روی نیمکت نشاند تا نشان دهد تا چه حد به اصول خود پایبند است. برانکو آن روزها می‌گفت مسلمان دیر به جمع ما اضافه شده و آماده نیست و باید خودش را به دیگران برساند.

به کجا برساند؟ این پرسش هواداران پرسپولیس بود. این تیم با بازیکنانی جوان به کجا خواهد رفت؟ برانکو هم اخراج می‌شود و این دور باطل آمدن و رفتن مربیان، مدیران و بازیکنان در پرسپولیس ادامه خواهد یافت، اما در چنین فضایی او کارش را بدون هیاهو ادامه می‌داد. ناظران حرفه‌ای فوتبال اذعان داشتند تیم برانکو رو به رشد است .حالا که لیگ از نیمه راه گذشته است، پرسپولیسی‌ها به مربیشان ایمان آورده‌اند. کسی که از پرتگاه خودش را به اوج رساند.

ساختن بر پایه شناخت

نخستین رمز موفقیت برانکو، شناخت از ایران و فوتبال ایران واستفاده عملی از این شناخت بود. مردی که به عنوان دستیار میرسلاو بلاژویچ به ایران آمد؛ هرچند بلاژ سرنوشتی غم‌انگیز داشت و نتوانست تیم ملی را به جام جهانی ببرد و از ایران رفت، اما او دستیار با دانش و به نسبت خودش ارزان قیمت تری داشت که سال‌ها پس از کوچ بلاژ در دل هواداران فوتبال ملی جا باز کرد. برانکو ایوانکوویچ تیم زیر ۲۳ سال را در بازی‌هایی آسیایی ۲۰۰۲ بوسان بر سکوی قهرمانی نشاند و گوشه‌ای از توانمندی خود را نشان داد. با این حال به دلیل اختلاف‌نظر با محمد دادکان، رئیس وقت فدراسیون فوتبال، از سمت خود کناره گیری کرد و هدایت تیم ملی به همایون شاهرخی سپرده شد. گام‌های لرزان تیم ملی با این مربی وطنی باعث شد با دخالت مستقیم محسن مهرعلیزاده، رئیس وقت سازمان تربیت بدنی، برانکو به ایران برگردد و قرارداد سرمربیگری در دفتر ریاست سازمان تربیت بدنی امضا شود. سرمربی که تیم ملی را به جام جهانی ۲۰۰۶ رهنمون ساخت در همان آلمان و به دنبال برکناری عجیب و غریب رئیس وقت فدراسیون، او هم قطع همکاری کرد. پروفسور کروات که در این سال‌ها در کشورهای مختلف ازجمله باشگاه‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس به مربیگری پرداخت به دلیل بدهی مالیاتی نمی‌توانست به ایران بیاید و با وجود تمایلی که بعضی باشگاه‌ها برای جذب او داشتند به خاطر همین مانع سمت او نمی‌رفتند. با این حال مدیران سابق پرسپولیس این مانع را برداشت و تیمی را که ابتدا علی دایی و سپس حمید درخشان به نوعی به قهقرا برده بودند، تحویل گرفت. برانکو فصل گذشته بارها تاکید کرد از من انتظار معجزه نداشته باشید. او در لیگ قهرمانان نتایج و بازی‌های درخور دفاعی به نمایش گذاشت، اما در لیگ برتر همان طور که خودش گفت به جای نرسید. به نظر روی لیگ پانزدهم متمرکز شده بود جایی که خودش باید می‌کاشت تا برداشت کند. او باید همه تجارب و شناختی را که از فوتبال ایران داشت و در فصل گذشته از پرسپولیس به دست آورده بود به کار ببندد و خودی نشان دهد، آیا موفق می‌شود؟

تزریق آرامش به همه

هرچند خیلی سخت، اما برانکو ایوانکوویچ در فضای سنگین و میان کم‌طاقتی هواداران پرسپولیس برنامه‌هایش را دنبال کرد. هرچند تیمش در هفته‌های آغازین چنگی به دل نمی‌زد و هواداران با بازیکناش انس نگرفته بودند، اما اجازه نداد آرامش تیمش به هم بریزد. شناختی که او از فوتبال ایران داشت و دانش‌اش در هم آمیخت و فضای تیم را آرام نگه داشت. او به بازیکنان داخل مستطیل سبز آرامش تزریق کرد، همان طور که با هیات مدیره و مدیرعامل باشگاه همین رویه را داشت. در نظر بگیرید هیات مدیره‌های سرخابی و بعضا دیگر باشگاه‌ها اکثرا و میان فشار افکار عمومی وارد گود می‌شوند و تیم را از نقطه نظر فنی به چالش می‌کشند. امری که برانکو با تدبیر اجازه شکل گیری آن را نداد و تیم مدیریتی باشگاه را با خود همراه کرد. از طرفی او با هواداران با صمیمیت صحبت می‌کرد و به آنها نیز آرامش تزریق می‌کرد. این رویه در کنار بازی‌های قابل قبول تیم او به تدریج تیمش را در مسیری که می‌خواست، انداخت.

جوانگرایی در میدان عمل

برانکو نه در شعار که در عمل، جوانگرایی را در دستور کار داشت و حساب شده و دقیق بر راه‌اندازی یک ارکستر جوان متمرکز شد. او با میدان دادن و استفاده درست و تاکتیکی از جوانانی چون مهدی طارمی، علیپور، نورالهی، انصاری و تغییر نقش محسن مسلمان از یک هافبک نفوذی به یک بازیساز قابل اتکا به نقطه‌ای رسیده که هرگز کسی تصور نمی‌کرد. دو سه فصل پیش وقتی یکی از مربیان وقت در تمرین به بازیکنانش گفته بود بچه‌ها تیکی تاکا بازی کنید تا مدت‌ها این حرف در فضای مجازی می‌چرخید و همه را می‌خنداند، اما امروز تیم برانکو به نقطه‌ای رسیده است که با رد و بدل کردن حدود ۵۰۰ پاس سالم در هر بازی، به همان تیکی تاکای معروف بارسلونا نزدیک شده است؛ تیکی تاکایی که متکی به ستاره‌ها نیست و با جوانان معنی یافته است. ارکستر جوان برانکو در حال حاضر همه را به وجد می‌آورد و زمینه‌ساز آشتی تماشاگران می‌شود. برانکو تیم جوانی ساخته که سال‌ها پرسپولیس می‌تواند به آن ببالد؛ تیمی که خبری از حاشیه در آن نیست و برخلاف گذشته کسی دوست ندارد آن را ترک کند.

ترس از تکرار سرنوشت دنیزلی

هرچند نمی‌خواهیم ته دل هواداران پرسپولیس را خالی کنیم، اما به هر ترتیب با وجود همه پالس‌ها و حتی نشانه‌های عینی روند رو به رشد تیم برانکو، بیم آن می‌رود این تیم نتواند به ایده‌آل مد نظر هوادارانش که همان قهرمانی است، دست یابد و رویه درستی که برانکو در پیش گرفته است، عقیم بماند؛ چراکه پرسپولیس تجربه مشابه را در دو مقطع با مصطفی دنیزلی و بازی‌های زیبا و تهاجمی‌اش داشته است. مربی محبوب پرسپولیسی‌ها به دلایلی ـ که نیازی به بازگو کردن آنها نیست ـ از درون تیمش ضربه خورد و هرگز نتوانست پرسپولیس را قهرمان کند و با این تیم قطع همکاری کرد. با این حال مدیران پرسپولیس که تا چند هفته پیش به صرف حمایت از برانکو با وجود نتیجه نگرفتن او تاکید می‌کردند حالا صحبت تمدید قرارداد با این کروات را پیش کشیده‌اند تا او با خیال راحت به کارش ادامه دهد. پروفسور کروات تا اینجای کار و مثل زمان مربیگری در تیم ملی نمره قبولی از فوتبالدوستان گرفته و باید دید با پرسپولیس قهرمان می‌شود؟

امید توفیقی

ورزش