به گزارش سوکا ، افخمی هفته پیش با روزنامه وطن امروز، مضاحبه ای کرد و حرفهای جنجالی در مورد جشنواره فیلم کن گفت که حاشیه‌های زبادی در دنیای مجازی بدنبال داشت. بهروز افخمی که این روزها در تلویزیون، روزنامه و وسایل مختلفی ارتباط جمعی، به عنوان تریبون خود استفاده می‌کند، صبح امروز طی یادداشتی در روزنامه هفت صبح و با همان زبان کنایه‌ای به همه حاشیه سازان و اصطلاحا اشباح دنیای مجازی پاسخ داده است.

متن یادداشت «بی مغزی و داری با من سوخته جان بحث» را بخوانید:

جوجه های نازنین! لابد در جریان هستید که چند روز پیش باز هم آب ریختم در خوابگه مورچگان و جنجالی درست کردم که باعث تفریح و سرگرمی شد. اگر اصلا در جریان نیستید یک جست و جویی توی اینترنت بکنید و مصاحبه مرا توی روزنامه وطن امروز، سه شنبه هفته قبل بخوانید و لذت ببرید! خودم اصلا فکر نمی‌کردم که آن مصاحبه اینقدر بگیرد و این طور آه از نهاد پاپاراتزی‌ها و اشباح دنیای مجازی در بیاورد. اما مثل همیشه خوش شانسی آوردم و صاف زدم توی خال در هپروت فضای مجازی. سنگ پا گم شدگی عجیبی درست شد و اشباح بی نام و گمنام و پاپاراتزی‌های بدنام تا دلتان بخواهد جیغ و داد راه انداختند. چیزی که می‌شد از میان جیع و دادها و فحاشی ها تشخیص داد این بود که تقریبا هیچ کدام از اشباح جیغ زن و فریاد کش، حرف‌هایم را نخوانده اند یا خوانده اند و اما نفهمیده اند. به هر حال چه نخوانده و چه خوانده و نفهمدیده، تقریبا همه اشباح در مقابل تیتر مصاحبه واکنش نشان می دادند و مزخرف می‌گفتند. تیتر مصاحبه این بود که «کن جشنواره دگر باشان است»

حالا لابد می پرسید دگرباش یعنی چه؟ عرض به حضور شما که دگر باش لفظی است که اخیرا همجنسبازان و وارونه پوشان و بعضی از روشنفکران هوادار حق و حقوق آنها جعل کرده‌اند و اصرار دارند به جای واژه نامانوس همجنس بازی به کار برود. آنها ادعا می کنند که لفظ همجنس طنین معنایی ناخوشایندی دارد و حکایت از انحراف یا بیماری می‌کند. بنابراین باید لفظ دیگری به جای آن به کار گرفته شود که هیچ بار منفی نداشته باشد، من البته در باب صحت و سقم این ادعا و لزوم جایگزین کردن لفظ دگرباش به جای همجنس باز شبهه دارم و تردید دارم که این جایگزینی به فرض آنکه ممکن باشد و عملی بشود، دردی از دگر باشان دوا کند یا در نظرگاه منفی اغلب مردم نسبت به آنها تغییری ایجاد کند.

جایگزینی لفظ دگرباش به جای همجنس باز حتی ممکن است به ضرر دگرباشان تمام شود، چرا؟ چون مردم عادی و صاحب عقل سلیم معمولا بر سر لفظ دعوا نمی‌کنند اما روشنفکران اغلب بر سر الفاظ دچار سوءتفاهم می شوند و جدال‌های بیهوده به راه می‌اندازند. دقیق تر توضیح می‌دهم: لفظ همچنس باز به دلیل پسوندش طنین و آهنگی مثل قمار باز یا کفترباز دارد اما من هیچ قمارباز یا کفتر بازی را نمی‌شناسم که از به کار رفتن پسوند «باز» عصبانی شده باشد و مثلا ادعا کرده باشد که ما را قمار باز یا کفتر باز نخوانید چون پسوند این الفاظ همان پسوند همجنس باز است و این طوری به ما توهین می‌شود! اما می‌ترسم فردا روشنفکرانی که خودشان را دگر اندیش خطاب می کنند و هم‌فکران خودشان را با تعبیر دگراندیش موردتایید و تحسین قرار می‌دهند، یکهو ملتفت بشوند که بدجوری رکب خورده‌اند و لفظ دگرباش نه تنها طنین و معنایی شبیه به دگر اندیش دارد بلکه یک جور مزیت و برتریی در دگرباشی را نسبت به دگراندیشی القا می‌کند. به عبارت دیگر لفظ دگرباش این کنایه را به دگر اندایشان می‌زند که اگر تو شاعری من فوتبالیستم!

یعنی اگر تو دگر اندیشی تازه اندر خم یک کوچه ای و هنوز مانده تا اندیشه ات را زندگی کنی و چنان باشی که من دگرباشم که یک پله از دگر اندیشی جلوتر است و اندیشه را تبدیل به زیست و بودن کرده است. البته اینها بحث‌های فرهنگستانی است و جایش اینجا نیست بنابراین فعلا اکتفا می‌کنم به اینکه به دگرباشان هشدار بدهم خیلی روی این لفظ دگر باش اصرار نکنید! حالا برگردیم سر حرف خودمان، حرف همان است که گفتم و با جیغ و داد سنگ پا گم شدگان حقیقت تغییری نمی‌کند، کن جشنواره دگرباشان است. یعنی به دگرباشان یا همجنس‌بازان (یا هرچه!) آوانس می‌دهد و فیلم‌های هواداران این جماعت را امتیاز می‌دهد و در شرایط مساوی بین دو تا فیلم که هر دو دارای ساخت و پرداخت خوب و ارزشهای سینمایی باشند، اگر یکی از دو فیلم از دگرباشی حمایت و با دگر باشی همدلی نشان داده باشد، جایزه‌ها و تاییدات جشنواره کن به طرف فیلمی می‌رود که حامی و همدل دگرباشان است. این گرایش جشنواره کن توی ده پانزده سال اخیر خیلی آشکار شده و شدت گرفته و سه سال پیش وقتی فیلم «گذشته» ساخته اصغر فرهادی جایزه را به فیلم «آبی گرم ترین رنگ است» باخت، برای فیلمسازان ایرانی هم واضح و مبرهن شد. اشباح فضای مجازی که در دنیای واقعی تا کن که هیچ حتی تا سولقان خودمان هم نرفته اند و توی لپ تاپ‌ها به کفش‌های پاشنه بلند روی فرش قرمز با حسرت نگاه می کنند و خیال می‌بافند، بهتر است خفقان مرگ بگیرند و این بیت علی معلم دامغانی را حفظ کنند:

جماعت یه دنیا فرقه بین دیدن و شنیدن

برین از اونا بپرسین که شنیدها رو دیدن!