خمسه که زمانی همراه اکبر عبدی، یکی از دو کمدین سودآور سینمای ایران بود، در گفت‌وگویی با ایسنا، دلیل بیکاری و حضور کمرنگ برخی هنرمندان در سینما را کندی چرخش چرخ‌های صنعت هنر هفتم ایران خواند؛ صنعت ورشکسته‌ای که با چوب زیربغل راه می‌رود.

بازیگر «جیب‌برها به بهشت نمی‌روند» و «من زمین را دوست دارم» این وضع را متاثر از اقتصاد کشور دانست و اظهار امیدواری کرد نتیجه مذاکرات هسته‌ای در آینده‌ای نزدیک، تاثیرات مثبت خود را روی سینمای ایران هم بگذارد.

این که سینماها در هر دوره اقتضائات خودش را دارد و بی‌رحمی و رقابت بسیار فشرده فضای سینما اجازه حضور دائم و همواره در اوج یک هنرمند را نمی‌دهد، امری طبیعی و ناگزیر است، اما این دیگر از سازوکار بیمار و غیرطبیعی یک سینماست که سهم و جایگاهی هرچند اندک برای ستاره‌های سابق و بازیگران و کارگردانانی قائل نمی‌شود که روزگاری چراغ این سینما را روشن نگاه داشته‌اند و برخی از مهم‌ترین افتخارات آن را رقم زده‌اند.

پرواضح است که هر مقطع زمانی به‌حضور جوانان و چهره‌هایی نو نیاز دارد و نسل تازه‌نفس است که می‌تواند شور و انرژی و طراوت را به سینما تزریق کند، ولی آیا این به معنای چشم بستن بر تلاش‌های گذشتگان و بی‌حرمتی و بی‌اعتنایی و نادیده گرفتن آنهاست؟ پس اگر در سخن از احترام به موی سپید بزرگان و قدم‌های مثبت و زحمات سال‌های دور آنها برای این سینماست، در عمل هم باید ایشان را بر صدر بنشانیم و از تجارب آنها بخوبی بهره ببریم؛ این بهره‌مندی هم از طریق درس آموزی مستقیم و نشستن پای صحبت‌های این استادان در کارگاه‌های آموزشی یا مجالس و مراسم است و هم از راه توجه فیلمسازان و تهیه‌کننده‌ها و البته فیلمنامه‌نویسان به جایگاه رفیع آنها در عالم هنر اتفاق می‌افتد؛ به این صورت که باید نقش‌های مناسب سن و حال و درخور هنر و توانایی‌ شان نوشت و آنها را برای نقش‌آفرینی دعوت کرد؛ مثل کاری که سینمای حرفه‌ای جهان انجام می‌دهد و همیشه نقش‌هایی برای هنرمندی کهنه‌کارها دارد و آنها هم نقش‌های محوله را به بهترین شکل ارائه می‌کنند.

خمسه و امثال او، خوشبختانه هنوز خیلی جا برای بازی در نقش‌های متنوع و مختلف دارند و در صورت وجود فیلمنامه و نقشی مناسب، می‌توانند همچنان به کارنامه پربار خود بیفزایند. مثال بارز این ادعا همین سری مجموعه‌های «پایتخت» و نقش باباپنجعلی است که با هنرنمایی خمسه ماندگار و محبوب شده است. پنجعلی شاید به‌زعم ارسطو، پیرمرد پرحاشیه‌ای باشد، اما می‌بینید که در پس آن رفتارهای ساده‌لوحانه و شیرین‌عقل‌مآبانه، هرازگاهی چه نکته‌های نغز و اتفاقا پرمحتوا و درستی را بیان می‌کند. خمسه هم به عنوان بازیگری باشخصیت و فرهیخته که در زندگی واقعی فاصله‌ای نجومی با کاراکتر پنجعلی دارد، با تشخیص و تحلیلی درست و بهنگام، نسبت به وضع موجود هشدار داد؛ هشداری که مسئولان سینمایی و مدیران فرهنگی باید آن را جدی بگیرند.

علی رستگار – فرهنگ و هنر