به گزارش سوکا «دولت مخفی» به کارگردانی مشترک عبدالحسن برزیده و راما قویدل، تهیه‌کنندگی مشترک حمید آخوندی و علیرضا جلالی و نویسندگی مشترک رحمان سیفی آزاد و داریوش ربیعی است.
پژمان بازغی، لاله اسکندری، سام درخشانی، کاوه خداشناس، مریم بوبانی، علی اوسیوند، سعید داخ، مهدی صبایی، مهتاج نجومی، مریم سلطانی و … از جمله بازیگران این مجموعه تلویزیونی هستند.
موفقیت این سریال در جلب مخاطب و یادآوری سال های دفاع مقدس بهانه ای شد تا گفت و گویی با نقش اول مجموعه یعنی پژمان بازغی به ترتیب ذیل انجام شود.

آقای بازغی، چرا عنوان سریال، «دولت مخفی» انتخاب شد؟

این سریال سه نکته مهم را پیگیری و نمایش می دهد اول، درگیرشدن خانواده های ایرانی با جنگ، دوم آسیب ها و آثار مخربی که جنگ بر خانواده ها گذاشت و سوم فضای جنگ و اسارت رزمندگان و اردوگاه های رژیم بعث.
نام «دولت مخفی» برآمده از گروه های زیرزمینی اسرا در اردوگاه های عراق بود. به عبارتی افرادی سرگروه می شدند و سعی داشتند که به اسرا آسیب کمتری برسد. اگر برخی اسرا دچار لغزش و ناامیدی می شدند این افراد با روحیه دادن و ایجاد انگیزه، اسرا را از ناامیدی دور می کردند. از نمونه این افراد می توان به مرحوم ابوترابی اشاره کرد.

در این سریال شما با نام سعید حضور دارید، سعید کیست و چه شخصیتی دارد؟

سعید یک جوان جنوبی است که خانواده اش بواسطه جنگ آسیب می بیند. پدرش در ابتدای جنگ مفقود می‌شود و او برای نجات جان بقیه اعضای خانواده، آنها را به شمال کشور می‌برد. سعید یک رزمنده است و مدتی را در جبهه های جنگ حضور دارد و گاهی هم برای مرخصی به شمال کشور برای دیدار خانواده اش برمی گردد. شخصیت سعید، جنوبی و به نوعی در تعامل و تقابل با فرهنگ شمالی است. او عاشق و دلداده دختری شمالی بنام پروانه می شود اما اسارت در زندان های عراق بین این عشق جدایی می اندازد.
این اسارت هشت سال طول می کشد و پروانه پاسوز عشقی است که سال ها منتظرش بوده است.

آیا این عشق و هجران به وصل هم ختم می شود یا نه؟

بله این عشق و هجران در سکانس های پایانی مجموعه به ازدواج سعید و پروانه منجر می شود.

بازی در نقش سعید و به عبارتی در «دولت مخفی» آسان بود یا سخت؟

ساخت این مجموعه سه سال زمان برد. سخت بود اما سختی از این نظر که لوکیشن های داستان مربوط به دهه ۶۰ تعریف شده بود ولی در فضای واقعی امروز نمای ساختمان ها و ماشین ها و خیابان ها تغییر کرده است. بنابراین ساختن لوکیشن هایی که جامعه دهه ۶۰ را نشان دهد خیلی سخت بود. با این همه، بازی در این سریال را به نوعی ادای دین خود می دانم به مقام و شخصیت ایثارگران و اسرای جنگ تحمیلی که سختی های بی شماری را برای انقلاب و کشور متحمل شدند. به عبارتی من اصلاً احساس خستگی نداشتم.

با این تعریف یعنی احساس خوبی در این نقش داشتید؟

بله احساس خیلی خوبی داشتم که این نقش به من سپرده شده بود. پدر من یک رزمنده بود و بسیاری از دوستان او شهید، جانباز و یا اسیر شدند. حتی خانواده من بواسطه شغل پدر سال ها در دهه ۶۰ در جنوب کشور زندگی می کردند.

با عوامل ساخت سریال و دیگر بازیگران راحت بودید؟

بازیگران بسیار خوب در صحنه ها حاضر می شدند و رابطه بین بازیگرها و عوامل تهیه خیلی خوب و صمیمانه بود. مهمترین نکته این بود که آقای برزیده، خود رزمنده بوده و بواسطه جنگ از شهر و دیار خود که در جنوب و مناطق جنگی بود مهاجرت می کند، لذا طعم جنگ و سختی های آن را خوب می شناخت. این شناخت او تاثیر خوبی در افزایش کیفی تولید سریال داشت.

مهمترین پیام سریال «دولت مخفی» چیست؟

بخشش و بزرگواری اصلی ترین پیام سریال است. سعید در اردوگاه عراقی ها شاهد سختی های بسیار اسرا بود اما یک حس مشترک هم وجود داشت که عامل پیوند و اتحاد اسرا بود و آن این که همه اسرا از هر طایفه و زبان و قومی فقط برای اسلام و دفاع از کشور آماده جانفشانی بودند.

و سخن پایانی آقای بازغی؟

همگان باید جانب احترام و گذشت و اخلاق را رعایت کنند. شاید فردی که از کنار ما در همین کوچه ها و خیابان های شهر عبور می کند یکی از همان رزمندگانی باشد که سالها در جبهه جنگیده است و شاید یکی از همان اسرای باشد که سال ها در زندان های رژیم بعث سختی کشیده است.

محمد زندکریمخانی – جام جم آنلاین