به‌زودی با یک رفتار متفاوت در این برنامه روبه‌رو شدم؛ امکان نقد علمی، بدون در نظر گرفتن جناح‌های سیاسی و مصلحت‌های اینچنینی. باور کردنش سخت بود، اما حتی یک بار هم سردبیر و مجری برنامه برای گفتن یا نگفتن حرفم مرا مواخذه یا سرزنش نکردند. همه مهمان‌ها حق داشتند هرچه را که فکر می‌کنند، ‌بگویند و از آن دفاع کنند، زیرا روی آنتن این برنامه یک چیز مهم بود:

اگر ایرادی هست، چه باید کرد و چگونه باید آن را برطرف کرد؟

با برنامه کاوش، امکان تحلیل علمی رویدادهای ورزشی و حال و روز ورزش کشور به دور از نگاه‌های کلیشه‌ای و کاسبکارانه برای نخستین بار در تاریخ رسانه‌های ورزشی کشور در سیما به وجود آمد. برای اولین بار، موضوعاتی همچون خالکوبی در جامعه ورزشی، معماری و رنگ در ورزش، جایگاه وقف در ورزش، حقوق ورزشی، مردم‌شناسی ورزش و ده‌ها موضوع دیگر با نگاهی علمی و چالشی به بحث گذاشته شد تا یک چیز را به بانگ بلند بگوید: ورزش یک سرگرمی نیست؛ یک علم است و یک میدان مهم اجتماعی.

پنجره علمی کاوش که از شبکه ورزش گشوده شده بود، بسته شد اما لزوم تحلیل‌های علمی و میان رشته‌ای به جای ادبیات و تفسیرهای سطحی در صداوسیما یک ضرورت است و خوشبختانه رویکرد به برنامه‌هایی مانند کاوش، فضا را برای ساخت و تهیه این قبیل برنامه‌های ورزشی در صدا و سیما باز کرده است.

در حال حاضر،‌ بزرگ‌ترین مشکل ورزش ایران، فقدان تئوری در نظام ورزشی و فقدان تئورسین در بدنه آن است و این فقدان یعنی تولد اندیشه‌های کوچک و روزمحور در یک میدان بزرگ اجتماعی. در همین ارتباط، کارگزاران ورزش نیز در یک فراموشی ساختاری یادشان می‌رود که ورزش قبل از هر چیز و هر نام دیگر، یک نهاد اجتماعی است. اداره و مدیریتش، تحلیل و تفسیر پدیده‌ها و هر نفسی که از شش‌های آن برمی‌آید، شغل تمام وقت انسان‌هایی است که در این هوا نفس می‌کشند و باور دارند که دیگر وقت آن رسیده ورزش از میدانی برای تسویه‌حساب شخصی و جناحی، از ویترینی برای معروف شدن و عکس دسته‌جمعی گرفتن و از تریبونی برای تحلیل و حرف چاله‌میدانی، به خانه حقیقی خود بازگردد؛ به میدانی برای شناخت فرهنگ‌ها، به ارزشی برای انسان و به طوماری برای صلح.

داروین صبوری