به گزارش سوکا ، وزیر ورزش که این جمله را در پاسخ به سئوالی در رابطه با عملکرد ضعیف چند فدراسیون در المپیک” ۲۰۱۶ ریو” بر زبان آورده است ، به نوعی می خواهد با بیان این مسئله که اختیاری ندارد تاکتیک فرار به جلو را مورد توجه قرار داده و از خود سلب اختیار کند . هر چند که او البته در ادامه توپ را به زمین مسوولان کمیته ملی المپیک شوت کرده و گفته است که آنان باید پاسخگوی نتایج بدست آمده در المپیک برزیل باشند که البته این نیز نمی تواند صحبتی منطقی و قابل قبول باشد ، اما نکته اصلی به همان جمله اولیه او بر می گردد که گفته است نمی تواند به روسای فدراسیون ها بگوید بالای چشمشان ابروست و باید به ناچار ۴ سال آنان را تحمل کند تا بلکه مجمع فدراسیونها تشکیل شده و رییس فدراسیون را کنار بگذارد.

واقعا شنیدن این حرف از زبان وزیر ورزش سئوال برانگیز است و در در یک نگاه به نظر می رسد که خود او خودش و اختیاراتش را نیز قبول ندارد ؟!

تا آنجا که می دانیم و به قانون انتخابات فدراسیون ها البته منهای فدراسیون فوتبال بر می گردد وزیر ورزش از این اختیار برخوردار است که به دلیل عملکرد ضعیف رییس فدراسیونی، وی را برکنار کرده و یا با تشکیل مجمع فوق العاده فدراسیون مربوطه ، شرایطی را فراهم کند تا اعضای مجمع با مستندات موجود دال بر بی کفایتی ، رای به عزل رییس فدراسیون داده و در زمان مقرر که در قانون تعریف شده ، فرد دیگری را بر اساس توانایی در راس فدراسیون قرار دهند .

این در شرایطی است که بعد از رای اعضای مجمع به یک فرد بعنوان رییس فدراسیون ، حکم مسوولیت وی و شروع کار رسمی اش در فدراسیون مربوطه از زمانی است که وزیر ورزش حکم ریاست فدراسیون وی را صادر کند . اما اینکه چرا وزیر ورزش می گوید نمی تواند به رییس فدراسیونی بگوید بالای چشمش ابروست ، موضوعی است که به خود شخص محمود گودرزی بر می گردد و چنین به نظر می رسد که خودش نیز خودش را قبول ندارد .

جدا از این مسئله در کمال تاسف باید گفت که در ورزش ایران به هیچوجه شایسته سالاری محلی از اعراب ندارد و این در حالی است که این امید وجود داشت که با حضور گودرزی بعنوان فردی دانشگاهی ، شایسته سالاری و برنامه محوری الفبای ورزش ایران باشد . متاسفانه نه تنها چنین نیست بلکه انتخاب هایی که بعضا در بدنه ورزش صورت می گیرد نیز آنقدر سئوال برانگیز است که آدم می ماند چه بگوید . مثل اینکه به تازگی فردی از خانواده رزمی بعنوان سرپرست فدراسیون هندبال بعنوان رشته ای توپی معرفی می شود و قبل از آن نیز مدیری بازنشسته و بدون هیچگونه تجربه ای در زمینه باشگاهداری در راس باشگاه بزرگی چون استقلال قرار می گیرد . هر چند که همه اینها نیز به همان موضوع پیش گفته یعنی نبود شایسته سالاری در ورزش ایران بر می گردد .

به هر صورت موارد در ورزش ایران بسیار است که در این مقال به این حد کفایت کرده و امیدواریم وزیر ورزش به جای فرار به جلو ، رویکرد برنامه محوری و شایسته سالاری در ورزش ایران را مورد توجه قرار دهد که فردا خیلی دیر است .

حجت اله اکبرآبادی