آقای دکتر، فرهنگ ایرانی را در مقایسه با دیگر فرهنگ‌ها چگونه دیدید؟

به جرأت می‌توان ادعا کرد، اکثر تمدن‌های دنیا، اگر نگوییم همه آنها، از لحاظ فرهنگ و هنر در طول تاریخ ریزه‌خوار خوان فرهنگ و ادب ایرانی بوده و هستند. چندسال پیش، کتابی را با عنوان ادبیات فولکلور ایران، نوشته دانشمندی چِک‌تبار ترجمه کردم، این دانشمند در کتاب یادشده نوشته بود؛ وقتی فرهنگ و ادبیات فولکلور ملت‌های جهان بخصوص ملت‌های خاورمیانه را مطالعه می‌کنیم‌ درمی‌یابیم همه نمادها و آداب و رسوم آنها تحت تأثیر فرهنگ ایرانیان بوده و هست.

هنر ارزشی از نگاه شما چیست؟

ایران کشوری است که فضا برای هنر اخلاقی، دینی، ارزشی و هنری که در جهت اعتلای روح انسانی باشد، درآن مهیاست. هنری که به تحکیم خانواده اعتقاد دارد،‌ نه به ترویج جدایی و طلاق؛‌ لذا هنر یعنی ارزش و اگر آن را منهای ارزش تصور کنیم، هنر نیست.

چگونه است که برخی هنرمندان به شبکه‌های بیگانه مهاجرت می‌کنند؟

در برخی شبکه‌های خارجی به جای این که هنر را زبان سعادتمندی، عشق واقعی و زندگی صحیح قرار دهند، سعادتمندی را در هرزگی تبلیغ می‌کنند. انسان آمده است تا در این جهان سعادتمند شود. آیا سعادت در هرزگی است؟ عشق‌های مثلثی و مربعی شبکه‌های ماهواره‌ای آیا سعادتمندی است؟ کسانی که به شبکه‌های دیگر مهاجرت می‌کنند هنرمند نیستند. هنرمند واقعی کسی است که در کاری که می‌آفریند،‌به دنبال اعتلای روح انسانی و کمال است. کسی که به هنری غیر از هنر انسانی و ارزشی تعلق دارد، اصلا هنرمند نیست. این افراد باید در فعل و افکار خود بازنگری کنند. به قول حضرت حافظ؛

نه هرکه چهره برافروخت، دلبری داند نه هرکه آینه سازد، سکندری داند

نه هرکه طرف کله کج‌نهاد و تند نشست کلاه‌داری و آیین سروری داند

هرکسی که چهار تا فیلم بازی کرد، هنرمند نمی‌شود. جایگاه هنر دارای ساحتی مقدس است و ساحتش بالاتر از امور بی‌ارزش و ناهنجار است. به عبارتی حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است.

کسی که به عقل معاش خود فکر می‌کند و به شادی‌های زودگذر دل می‌بندد و مهم‌تر این که داشته‌های خود را به بیگانگان می‌فروشد، هنرمند نیست و حتی تاجر خوبی هم نمی‌تواند باشد.

جام‌جم