اگر د‌ر خانواد‌ه ه‏ای، مرد‌ یا زنی با عبارات زیبا و د‌لپذیر همسرش را صد‌ا کند‌، علاوه‎ ‎بر این‌که به فرزند‌ان، چگونه سخن گفتن را می‏آموزد‌، د‌ر قلب او جایگاه ویژه‏ای خواهد‌‎ ‎یافت. سازندگان آثار نمایشی در تلویزیون هم با توجه به این ویژگی در قصه مجموعه‌هایی که تولید می‌کنند، می‌کوشند روابط خوب، گرم و صمیمانه را میان زن و شوهرها به تصویر بکشند تا از این طریق بتوانند الگوی مناسبی از سبک زندگی و رفتارهای صحیح همسرداری به زوج‌های جوان ارائه کنند. همین مساله کار نویسندگان، کارگردانان، تهیه‌کنندگان و مسئولان را سخت‌ می‌کند.

مسلما تولید‌کنندگان برنامه‌های نمایشی و غیرنمایشی در حوزه خانواده هدفی را دنبال می‌کنند و می‌خواهند نکات اخلاقی را به مخاطب منتقل کنند. در این باره می‌توان به سریال‌های موفقی همچون خانه سبز، همسران، زیر تیغ، اغما، پایتخت، گذر از رنج‌ها و… اشاره کرد که به زیبایی به مفهوم روابط بین زن و شوهرها می‌پردازند.

بنابراین مخاطبان انتظار دارند سازندگان آثار نمایشی در سریال‌های تلویزیونی هدف‌های رفتاری و روابط اعضای خانواده و بخصوص زن و شوهر را به گونه‌ای تعریف و طراحی کنند که باورپذیر و واقعی باشد. به همین بهانه در این گزارش سراغ روان شناس، تهیه‌کننده، کارگردان و نویسنده رفتیم تا بررسی کنیم نشان دادن رفتارهای صحیح تا چه میزان می‌تواند به زوج‌های جوان کمک کند.

آموزش ایده‌های صحیح

دکتر مژگان نیکنام، روان‌شناس و استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش که روابط زوج‌ها در آثار نمایشی تا چه میزان باورپذیر است و چقدر می‌تواند الگوی صحیح به زوج‌های جوان ارائه کند به جام‌جم می‌گوید: مسلما انتظار می‌رود سازندگان آثار نمایشی از طریق سریال‌هایی با مضامین جذاب و متنوع، الگوهای صحیح و ایده‌های مناسب را به زن و شوهرها آموزش بدهند که گاهی به این موضوع خیلی خوب توجه می‌شود و برخی مواقع توجه دوستان کمتر است. به نظرم وقتی کسی قرار است اثری بسازد که پیامی به مخاطب منتقل کند، باید دامنه اطلاعاتش را وسیع‌تر کند و با پشتوانه تحقیقاتی یک اثر نمایشی را بنویسد و بسازد.

وی ادامه می‌دهد: بنابراین تحقیق به فیلمنامه‌نویسان کمک می‌کند تا بدانند چطور و از چه زاویه‌ای به موضوع بپردازند تا مورد توجه بینندگان هم قرار بگیرد. علاوه بر آن باعث می‌شود سازندگان یک اثر نمایشی از چارچوب‌های کلیشه‌ای برای نشان دادن روابط بین زن و شوهر استفاده نکنند و در هر اثری از زاویه‌ای دیگر به روابط زوجین اشاره کنند تا برای مخاطبان هم جذابیت‌های لازم را داشته باشد.

این روان‌شناس با اشاره به این که می‌توان از طریق آثار نمایشی، الگوهای صحیح روابط زن و شوهر ارائه کرد، توضیح می‌دهد: معتقدم الگوهای صحیح نباید به شکل اغراق‌آمیز و تصنعی به مخاطب منتقل شود، چون نمی‌تواند نظر مخاطبان را جلب کند. از سوی دیگر ما در آثار نمایشی نشان می‌دهیم تربیت وظیفه زنان است، در حالی که این وظیفه به عهده مادران و پدران است. بنابراین ما وقتی یک رابطه درست بین زن و شوهر را نشان بدهیم، می‌توانیم به این هدف هم دست پیدا کنیم.

نیکنام با اشاره به سریال‌هایی که به اختلافات زن و شوهرها می‌پردازد، عنوان می‌کند: گرچه سریال‌هایی که مضامین مثبت دارند می‌توانند اصول درست همسرداری را به مخاطب نشان بدهند، اما سریال‌هایی که به اختلافات می‌پردازند و در انتها مخاطب با تماشای این اثر متوجه می‌شود عاقبت این اختلافات به چه معضلاتی منجر می‌شود، می‌تواند برایش درس عبرت باشد. مثل سریال تلویزیونی «او یک فرشته بود» که سازندگان آن نشان دادند حضور یک زن در قالب شیطان به چه اتفاقاتی در زندگی منجر می‌شود. البته کار این دوستان سازنده که از این زاویه به موضوع می‌پردازند، سخت‌تر است؛ زیرا باید با ظرافت بیشتر عمل کنند تا مخاطب متوجه پیامدهای منفی رفتارهای اشتباهش شود.

وی در پایان می‌افزاید: به نظرم بهتر است روابط میان زن و شوهرها در سریال واقعی و معمولی مثل زندگی همه آدم‌های جامعه نشان داده شود. نباید آن قدر ایده‌آلیست باشد که برای مخاطب باورپذیر نباشد و با موضوع و روابط نتواند ارتباط برقرار کند.

زندگی پرنشاط

ایرج محمدی، تهیه‌کننده که این روزها مشغول تولید سریال «زعفرانی» برای ایام نوروز است و تهیه سریال‌هایی مثل سر به راه، دردسرهای عظیم ۱، خانه به دوش و… را در کارنامه دارد، در این باره معتقد است: باید در آثار نمایشی زندگی پرنشاط را نشان دهیم و در کنارش به مخاطب یاد بدهیم چگونه با مشکلات رو به رو شود یا رابطه‌اش، هنگام بروز مشکلات با همسرش باید چگونه باشد و اگر در این باره درست عمل نکند چه عواقبی به دنبال خواهد داشت. علاوه بر آن می‌توانیم جوانان را به ازدواج‌های آسان ترغیب کنیم و بخشی از آموزش این موارد از طریق آثار نمایشی میسر می‌شود.

وی با اشاره به فراگیر بودن رسانه ملی توضیح می‌دهد: با توجه به این که رسانه ملی عمومی است، ما باید طوری به شخصیت‌ها بپردازیم و روابط میان زوجین را با مهر و محبت نشان بدهیم که هم تاثیر بگذارد و هم به سمت شعار نرویم که دست‌نیافتنی باشد و مخاطب با خودش بگوید این زندگی فقط برای فیلم‌هاست. از سوی دیگر ما می‌توانیم با نشان دادن روابط صحیح بین زن و شوهرهای میانسال، آموزش لازم را بدهیم. به تصویر کشیدن جزئیات و شخصیت‌پردازی صحیح می‌تواند به باورپذیری مخاطبان کمک کند.

رنگ تصنعی روابط

سعید جلالی، نویسنده سریال‌های آوای باران، دردسرهای عظیم ۱ و زن‌بابا درباره روابط واقعی بین زن و شوهرها در آثار نمایشی به جام‌جم می‌گوید: باید قبول کنید یک اثر نمایشی با زندگی واقعی تفاوت دارد و اگر ما بخواهیم خیلی واقعی به زندگی بپردازیم، دیگر اثر نمایشی نمی‌شود؛ بلکه باید مستند ساخت، اما با این مساله موافق هستم که ما می‌توانیم روابط را باورپذیر دربیاوریم؛ ولی برخی مواقع این اتفاق نمی‌افتد و روابط رنگ تصنعی به خودش می‌گیرد.

وی ادامه می‌دهد: متاسفانه گاهی افراط و تفریط‌ها در نشان دادن روابط بین همسران باعث می‌شود مخاطب نتواند با اثر،ارتباط مناسب برقرار کند. گاهی هم به حدی روی نشان دادن آرمان‌ها در روابط میان زن و شوهر تمرکز می‌کنیم که از واقعیت موجود در جامعه فاصله می‌گیریم.

در نظر بگیرید چند زوج در جامعه می‌توانید پیدا کنید که زندگی آرامی داشته باشند و هرگز با هم اختلاف پیدا نکنند. مسلما این اتفاق خیلی بندرت می‌افتد.

این نویسنده عنوان می‌کند: بنابراین نویسنده می‌تواند در قصه‌هایش در کنار نشان دادن مهر و عاطفه میان همسران گاهی اختلافات را هم به تصویر بکشد که به نوعی نمک زندگی محسوب می‌شود، اما باید مراقب بود این نمک کم یا زیاد نشود. به نظرم باید سنگ بنای یک قصه را از ابتدا درست گذاشت. نشان دادن نهاد خانواده به شکل صحیح، اهمیت بسزایی دارد و باید سازندگان یک اثر نمایشی به این مساله توجه کنند.

جلالی با اشاره به این که مشکلات اقتصادی برای بیشتر خانواده‌ها به وجود می‌آید، توضیح می‌دهد: بیشتر مردم با مسائل اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند و ما هم می‌توانیم در روابط میان زن و شوهرها به این مساله بپردازیم و در کنارش نشان بدهیم در این مواقع چطور باید با هم برخورد کنند تا حرمت‌ها شکسته نشود و آنها بتوانند در کمال آرامش با یکدیگر تصمیم بگیرند و به راه‌حل‌های مناسب دست پیدا کنند.

برشی از زندگی

جواد افشار، کارگردان سریال کیمیا که این روزها از شبکه دو پخش می‌شود، نیز با اشاره به این که مخاطب باید فرق‌ نمایش و زندگی واقعی را بداند، می‌گوید: زندگی واقعی با نمایش فرق دارد. برای همین باید این تصور اشتباه از تصویر اصلاح شود. ما در آثار نمایشی برشی از زندگی اشخاص مختلف را نشان می‌دهیم که ممکن است شبیه یک سری از افراد جامعه و با دنیای برخی آدم‌ها کاملا متفاوت باشد. وی تصریح می‌کند: بنابراین آنچه اهمیت دارد این است که ما درست به روابط و مناسبت‌ها بپردازیم تا برای مخاطب باورپذیر باشد. اگر این اتفاق بیفتد، حتماً نقطه مثبت کار خواهد بود. در واقع هر چقدر همذات‌پنداری را مستحکم‌تر و جدی‌تر به نمایش بگذاریم، مخاطب هم لذت بیشتری خواهد برد و بهتر می‌تواند با شخصیت‌ها ارتباط برقرار کند. شخصاً در کارهایی که ساخته‌ام، تلاش کرده‌ام روابط بین زن و شوهرها برای مخاطب قابل لمس باشد.

فاطمه عودباشی