شما ازجمله هنرمندانی هستید که خیلی دیر به شبکه اجتماعی اینستاگرام پیوستید و در آن صفحه‌ای برای خودتان راه انداختید. دلیل دوری شما از این فضا چه بود؟ خودتان علاقه‌ای به فعالیت نداشتید یا عوامل دیگری مانعتان بود؟

من وقتی تعریف این شبکه اجتماعی را دیدم، متوجه شدم شبکه‌ای برای به اشتراک‌گذاری عکس با دیگران بوده و در کل شبکه‌ای تصویرمحور است. من هم خیلی اهل عکاسی نیستم و بیشتر شبکه‌ای را می‌خواستم که متن محور باشد و بتوانم در آن صحبت کنم. البته پیش از این در شبکه‌های اجتماعی دیگر هم صفحه‌ای خصوصی داشتم که در آن درباره موضوعات روز جامعه و اتفاقاتی که رخ می‌داد، متن‌های طنزی می‌نوشتم و کم‌کم با توجه به افزایش دوستی‌ها و مخاطبانم داشتم یک امپراتوری مجازی برای خودم تشکیل می‌دادم! (با خنده) مدتی از این فضا گذشته بود، اما با توجه به شرکت کردن من در مسابقات خنداننده برتر خندوانه و تبلیغات و بازتاب‌های آن مجدد به این نتیجه رسیدم که صفحه‌ای برای خودم باز کنم که در شان شخصیت هنرمندان و برای ارتباط نزدیک‌تر با مردم باشد و با صفحه قبلی‌ام که طنز بود و مخاطبانش روحیه طنزپذیرتری هم داشتند، تفاوت داشته باشد. لذا به سراغ این شبکه آمدم که هم به نوعی معرفی برای خودم محسوب می‌شود و هم گاهی عکس‌های خانوادگی‌ام را در آن می‌گذارم.

طی این مدت حضور و فعالیت‌تان در شبکه‌های اجتماعی، فضای این شبکه‌ها و نوع برخوردها و رفتار مردم را در آن چگونه دیده‌اید؟ آیا نکته یا مشکلی به نظرتان رسیده که ذهنتان را نسبت به کارکرد این شبکه‌ها به خود مشغول کند؟

فکر می‌کنم در حال حاضر بیشترین اتفاقی که در این فضا به چشم می‌خورد، بلاتکلیف بودن تعریف و هویت آن است. بخصوص این‌که وجود و استفاده از این شبکه‌ها، پدیده جدیدی محسوب می‌شود و از طرفی فضای رسمی کشور هم معمولا وجود آن را کتمان می‌کند. ما همیشه در برنامه‌هایمان تصویری صاف و اتو کشیده با آدم‌هایی مودب و اخلاق مدار از جامعه ارائه می‌کنیم، در صورتی که در واقعیت معمولا این‌گونه نیست و ادبیات و لحن کلام مردم نشان می‌دهد ما چقدر از این تصویر رسمی فاصله داریم. بویژه افراد با سنین پایین‌تر و گاهی جوانان و نوجوانان که خیلی ادبیات بدی در شبکه‌های اجتماعی دارند و خیلی راحت فحاشی می‌کنند، انگار در این فضاها به حال خودشان رها شده‌اند.

پیشنهاد شما برای بهتر شدن فضای شبکه‌های اجتماعی و کنترل رفتارهای آزاردهنده اینچنینی چیست؟ آیا لزوم و وجود نهادهای نظارتی را در این قضیه موثر می‌دانید؟

من فکر می‌کنم بخشی از این قضیه با گذشت زمان و یاد دادن استفاده درست از این فضاها به افراد به مرور بهتر می‌شود. در کنار یادگیری کمی هم نظارت لازم است، اما من بیشتر با سانسور و نظارت از جانب خود خانواده‌ها به جای نهادهای دولتی موافق هستم. یعنی این‌که به نظرم وقتی پدر و مادری می‌خواهند گوشی یا وسیله جدیدی برای فرزندشان بخرند، اول خودشان باید اطلاع داشته باشند که این وسیله چیست و چه کارکردهایی دارد و بعد آن را در اختیار فرزندشان بگذارند. چون واقعا از بخشی از نظراتی که در شبکه‌های اجتماعی گذاشته می‌شود و من می‌خوانم، متوجه می‌شوم قشر اصلی استفاده‌کنندگان از این فضاها را افراد کم‌سن و سال‌تری تشکیل می‌دهند که عموما به هیچ کدامشان آموزش درستی داده نشده و چون محدودیت یا نظارتی را هم جلوی راه خود نمی‌بینند، دست به رفتارهای آزاردهنده می‌زنند. شما حتی اگر فیلم‌های خارجی را هم نگاه کنید، می‌بینید درجه‌بندی سنی دارند و فیلمی که برای یک نوجوان ۱۳ ساله مناسب است، با فیلمی که برای جوان ۱۸ ساله ساخته شده تفاوت دارد و به نظرم در شبکه‌های اجتماعی هم باید به نوعی این قضیه را کنترل کرد و بچه‌ها را در این فضاها رها نکنیم.

لزوم استفاده از این شبکه‌ها را برای هنرمندان و افراد شناخته شده چه می‌دانید؟ استفاده از شبکه‌های اجتماعی می‌تواند چه قابلیت‌ها و اختیارات جدیدی به افراد ارائه کند؟

اولین دلیلی که باعث می‌شود خیلی این شبکه‌ها را دوست داشته باشند، به نظرم این است که با ظهورشان فاصله‌ها را برداشته‌اند و به افرادی که هنری دارند این فرصت داده شده خودشان را ابراز کنند. مثل کلیپ‌های طنز یا صداگذاری‌های داب‌اسمشی که به صورت موجی راه افتاد و در بینشان نمونه‌های خوبی هم ساخته شد. برای هنرمندان هم این طور است که مردم را به آنان نزدیک‌تر کرده و می‌توانند مستقیم‌تر با آنان ارتباط برقرار بکنند یا عقاید شخصی‌شان را بگویند و حتی فرهنگسازی کنند. این وجه خوب ماجراست.

آیا همه نظراتی را که مردم برایتان می‌گذارند، مرور می‌کنید؟

تا جایی که بتوانم، بله. هرچند این کار کمی برایم سخت شده است؛ چون نظرات خیلی زود از بحث اصلی منحرف می‌شوند و سمت و سویی دیگر پیدا می‌کنند. مثلا من عکس گریمم در فیلم پیمان قاسم‌خانی را می‌گذارم، اما یکدفعه می‌بینم فضا عوض شده و مردم مثلا دارند نقد در حاشیه را می‌کنند! یا فضا خیلی زود دو قطبی می‌شود و خودشان با خودشان بحث می‌کنند. البته گاهی فحاشی‌هایی هم می‌شود یا عده‌ای با اسامی و صفحات مستعار نظرات بدی می‌گذارند که من به احترام دیگران، این افراد را از صفحه‌ام پاک می‌کنم.

درخصوص حفظ حریم شخصی هنرمندان در فضاهای مجازی چه فکری می‌کنید؟ بارها اتفاق افتاده حریم و امنیت اطلاعات افرادی در این فضاها به خطر افتاده است. فکر می‌کنید مقصر اصلی کیست؟

منظورتان از حریم شخصی چیست؟ اگر عکس‌هایی را می‌گویید که خود افراد روی صفحه‌هایشان می‌گذارند که این دیگر واقعا حریم شخصی محسوب نمی‌شود و یک چیز عمومی است؛ چون روی فضایی با دیگران به اشتراک گذاشته و خود فرد می‌دانسته این عکس قرار است دیده بشود، اما خیلی وقت‌ها خود فرد واقعا نقشی در پخش شدن اطلاعاتش ندارد؛ مثلا دروازه‌بانی که مثل هر فرد عادی دیگری به مهمانی رفته است و در کنار دوستانش خوش بوده یکدفعه معلوم نیست این عکس‌ها از کجا میان همه مردم دست به دست می‌چرخد و با ذوق و کنجکاوی رد و بدل می‌شود. این قضیه کار درستی نیست. خدا را شکر،نهادهای نظارتی در این زمینه‌ها خوب عمل می‌کنند و حامی هنرمندان هستند.

زهرا غفاری

جام‌جم