رسانه ملی در چند دهه اخیر توانسته با کمک تهیه‌کننده‌هایی که مخاطب و رسانه را می‌شناسند به این مهم نزدیک شود.

چند ماهی است که برنامه ترکیبی عصرگاهی «مردم چی می‌گن» با همین رویکرد سعی دارد از منظر مردم موضوعاتی متنوع را در‌ حوزه‌‌هایی به چالش بکشد و با رویکرد اصلاح و نقد رفتار‌های غیرارزشی گامی برای روراستی و صداقت میان رسانه و مخاطب بردارد.

علی زاهدی برای بسیاری از مخاطبان آشناست، مخاطب او را با برنامه‌های ترکیبی «پنجره»، «کوله‌پشتی»، «جزر و مد»، «ماه عسل»، «فوق‌العاده»، «محرمانه»، «نیمروز» و «ویتامین ۳» به یاد می‌آورد.

برنامه‌های پر مخاطبی که هر‌کدام در زمان خود پیشرو محسوب می‌شدند و حالا او با ایده‌ای تازه برگشته‌ است؛ ایده‌ای که مانند همه برنامه‌های قبلی‌اش در نگاه اول ساده و کم حاشیه باشد، اما با ادامه آن و جا افتادن نزد مخاطب به یکی از قالب‌ها و برنامه‌های تاثیرگذار تبدیل خواهد شد.

مخاطب شما را با برنامه‌هایی می‌شناسد که همیشه با یک ایده تازه همراه بوده و طعم جسارت می‌داده. ایده اولیه «مردم چی‌ می‌گن» از کجا آمد؟

در جلسه‌ای با آقای میرحسینی، مدیر شبکه سه بودیم پیامکی تبلیغاتی برایم آمد که تبلیغ تدارکات جشن تولد و عروسی بود.

پیام را به ایشان نشان دادم و ایشان به شوخی گفت: «واقعا مردم با دیدن این پیامک‌ها چی می‌گن؟» این صحبت سرآغاز ‌ایده‌ای بود که همانجا با ایشان در میان گذاشتم و خیلی هم استقبال شد.

به نظرم می‌آمد که چند درصد از مردم چنین دغدغه‌ای دارند و دغدغه و دلمشغولی آنها بیشتر چیست. بدیهی است که موضوعات اقتصادی و معضلات اجتماعی اولین نکته‌ای بود که به ذهنمان رسید.

بعد دیدیم اگر همین ایده را در قالب یک برنامه بیاوریم چقدر خوب می‌شود و این شد که رفتیم سراغ دغدغه‌های مردم و این‌که یک سر ماجرا مخاطب باشد و درد و دل‌هایش و ما شنونده حرف‌های آنها باشیم.

قرار است در این برنامه چه اتفاقی بیفتد؟

مشکلات مردم و پاسخگویی مسئولان مهم‌ترین خط کاری ماست، اما باید این اتفاق خیلی آرام و بدون حاشیه اتفاق می‌افتاد، به همین دلیل چند ماه اول را با حضور مهمان سپری کردیم و بخش مطالبات مردم در حاشیه بود.

تجربه‌های گذشته به ما می‌گفت باید چراغ خاموش جلو برویم وگرنه از طرف مدیران و مسئولانی که باید پاسخگو باشند هیچ پیامی دریافت نخواهیم کرد.

پس این بخش در آینده به متن برنامه تبدیل‌می‌شود؟

بله، در این چند ماه سبک و سیاق برنامه کاملا تغییر می‌کند و با حذف بخش مهمان، مردم و مسئولان، گردانندگان اصلی برنامه هستند.

ولی کار سخت و پرحاشیه‌ای است. این‌که رودروی مسئولان بایستید و مطالبات مردم را بیان کنید؟

می‌دانم که ورود به این حیطه بسیار سخت است، اما شاید مهم‌ترین نکته در مورد برنامه‌هایی که در شبکه سه تولید می‌شود پشتوانه حمایتی‌اش از سوی مدیران شبکه است.

چه زمانی که آقای پورمحمدی مدیر شبکه بودند چه حالا که آقای میرحسینی سکان این شبکه را در دست دارند، همیشه ارتباط با جامعه در شبکه سه اهمیت ویژه داشته است.

معاونت سیما و مدیر شبکه و البته جناب کریمان مدیر گروه پای این کار ایستاده‌اند و من به اتکای حمایت‌های آنها جلو می‌روم.

شاید هم باید زمان بگذرد تا این شکل مطالبات در رسانه جا بیفتد؟

به هرحال هر ایده‌ای در ابتدا کمی خام است و به مرور با دریافت بازخوردها و اصلاح آن به پختگی می‌رسد. این تجربه را در خیلی از برنامه‌هایی که به نام من روی آنتن رفته، دارم.

این‌که روز اول چی بود و بعد از کلی چکش‌کاری به شکل قابل قبول رسید. به‌نظرم خود مخاطب مهم‌ترین نقش را دارد و با دیدن یا ندیدن برنامه به ما می‌گوید که این راه را ادامه دهیم یا برویم پی کار دیگری باشیم.

چقدر نگاه تخصصی در این برنامه پررنگ بوده‌است؟

آنچه که باعث شده ما ایده‌های تازه‌ای در برنامه‌هایمان داشته باشیم وجود یک گروه ایده‌پرداز در کنار برنامه بوده است.

دکتر امیرعلی جولایی در حوزه ارتباطات، دکتر مهدی دوایی روان‌شناس، علیرضا زمانی جامعه‌شناس و حجت‌الاسلام برمایی کارشناس مذهبی همراه ما هستند و ما برای هر قسمت از برنامه از آنها ایده می‌گیریم.

روال کار من همواره بر این شکل بوده که هر روز همراه عوامل و کارشناسان اتاق ایده، دور هم می‌نشینیم و با هم گپ می‌زنیم؛ در این گپ زدن‌ها مسائل روز جامعه، آخرین اتفاقات و خیلی چیزهای دیگر مطرح می‌شود و در حرف‌های شوخی و جدی ما ایده‌هایی شکل می‌گیرد که بسیاری از آنها یا برای اولین بار از تلویزیون پخش شده‌ یا شیوه ارائه آنها بسیار جسورانه بوده است. بی‌شک ایده‌های این برنامه نمی‌تواند کار یک نفر باشد!

شما را به‌عنوان کاشف چهره‌های جوان در اجرا می‌شناسند. از فرزاد حسنی و احسان علیخانی تا علی ضیاء و… چه‌چیزی در پیمان طالبی بود که برای اجرا انتخابش کردید؟

دوستی من و پیمان طالبی از چند سال پیش است. زمانی که او در رادیو بود ایده‌های خوبی از اجرا با هم درمیان می‌گذاشتیم .

او دوست داشت به تلویزیون بیاید ولی من مانعش بودم و می‌گفتم باید صبور باشد و فعلا در رادیو بماند چون رادیو مخاطبان خودش را دارد و او در رادیو جوان محبوبیت خوبی داشت.

تا این‌که برای این برنامه دنبال چهره جدیدی بودم. یاد طالبی افتادم و می‌دانستم به دلیل پشتوانه رادیویی‌اش خیلی خوب می‌تواند از پس تصویر برآید.

شاید در ابتدا تطبیق بایدها و نبایدهای رادیو با تلویزیون برایش سخت بود، اما خیلی زود توانست در فضای برنامه مورد استقبال قرار بگیرد.

به نظر می‌آید در این برنامه دست مجری را بازگذاشته‌اید تا در کنار اجرای فی‌البداهه‌اش خلاق هم باشد؟

من همیشه اول با مجریانم دوست می‌شوم و صمیمیتی میان ما به‌وجود می‌آید که به اعتماد منجر می‌شود.

هیچ وقت مجری‌های من گوشی نداشته‌اند، ولی حداقل پنج ساعت قبل از برنامه درباره سوژه و متن با هم صحبت می‌کنیم.

از دل این گفت‌وگوها حرف‌های مجری با مخاطب و مهمان درمی‌آید. طالبی نیز از این امر مستثنا نیست و به جرأت می‌گویم گوینده‌های رادیو آن‌قدر پخته و با استعداد هستند که وقتی به تصویر می‌آیند به دلیل پشتوانه غنی و سواد رسانه‌ای‌شان از بسیاری مجریان تلویزیون جلوتر هستند.

کافی است تلاش کنند تا مدیوم تلویزیون را بشناسند و مخاطبشان را پیدا کنند.

به عنوان یک تهیه‌کننده با‌سابقه وضعیت برنامه‌های ترکیبی سیما را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به جرأت می‌گویم که مشکل برنامه‌سازی در سیما قبل از بودجه، کمبود ایده و کار خلاق است. تهیه‌کنندگی خلاقیت می‌خواهد و حرف نو زدن، شکستن عادت‌ها و ایده‌های روتین و تکراری جسارتی می‌طلبد که البته دشوار، اما شدنی است.

مخاطب زود می‌فهمد که پشت کار شما ایده نویی بوده یا شما از یک کار دیگر الگو گرفته‌اید. مطمئن باشید اگر ما تهیه‌کننده‌ها با ایده نو برنامه بسازیم و از تجربه فضاهای جدید نترسیم، مخاطب هم ترجیح می‌دهد وقتش را با برنامه ما سپری کند.

با وجود مجریان جوان و با استعدادی که تلویزیون دارد باز هم مقوله آموزش مجری و انتخاب آن یکی از دغدغه‌های برنامه‌سازان است. واقعا باید چه کار کرد؟

ما ناگزیریم که فضایی را برای آموزش مجری فراهم کنیم. اگر به فکر آموزش و تربیت مجری نباشیم و تجربیات پیشکسوتان را به جوانان منتقل نکنیم وضع اجرا از این هم بدتر می‌شود و البته مهم‌تر از آن بعد از این‌که مجری‌مان ستاره شد باید صیانت از خود را به ‌او آموزش دهیم و البته مواظبش باشیم تا مشکلاتی که اکنون در برخورد با مجریان است به‌وجود نیاید.

یک مجری جوان حتما وقتی مشهور می‌شود کم تجربه است و باید بداند که مسئولیت سنگینی در قبال رفتارش دارد.

او دیگر آدم عادی نیست بلکه هر رفتارش معنادار تلقی می‌شود. این وظیفه تلویزیون و ماست که حواسمان به مجری‌هایمان باشد و از آنها غافل نشویم.

نیره رضایی‌مطلق

ضمیمه قاب کوچک