تجربه شخصی من نشان داده یاد گرفتن موسیقی یکی از پیچیده‌ترین اتفاقات عرصه هنر است. ما در دیگر عرصه‌ها با موضوعات و شرایط ملموس‌تری روبه‌رو هستیم، اما در عرصه موسیقی همه چیز فرق دارد و می‌توان گفت سخت و پیچیده است.

موسیقی خیلی وسیع است. ممکن است یک نفر فقط نوازنده خوبی باشد و اثری خلق نکند. یا رهبر ارکستر باشد و باز هم اثری خلق نکند. در عالم موسیقی فقط آهنگساز است که به خلق اثر دست می‌زند. هر چند نوازندگی و رهبری ارکستر هم دشواری‌های خود را دارد، اما در واقع آهنگسازی دنیای خاص خودش را دارد و در نتیجه کار هر کسی نیست. در آهنگسازی هنرمند باید از هیچ، اثر هنری بیافریند. بنابراین در عرصه موسیقی هم فعالیت در هر بخش استعدادهای خاصی می‌طلبد و نوازندگی، رهبری و آهنگسازی هر یک توانایی‌های جداگانه‌ای نیاز دارند.

تحصیلات آکادمیک تا چه حد می‌تواند آهنگساز خوب تربیت کند؟

می‌توان به دانشگاه یا موسسات آموزشی رفت و آهنگسازی یاد گرفت، اما نمی‌توان آهنگساز شد. آهنگسازی قواعدی علمی دارد که برای فعالیت در این عرصه باید آنها را آموخت، اما اگر در کنار این قواعد ذوق و قریحه‌ای نباشد نمی‌توان آثار ماندگاری خلق کرد. پس یاد گرفتن آهنگسازی با آهنگساز بودن خیلی فرق دارد.

شما آهنگسازی را بیشتر دوست دارید یا رهبری ارکستر را؟

من آهنگسازی را بیشتر دوست دارم و برایش ارزش زیادی قائل هستم. چون همان طور که گفتم در مواجهه با آهنگسازی باید از هیچ، اثری را خلق کنم.

و چگونه این کار را انجام می‌دهید؟

وقتی تصمیم می‌گیرم اثری را خلق کنم، هیچ چیزی جلوی رویم ندارم. ممکن است یک ایده کوچکی در ذهنم بیاید، اما باید آن را پرورش داده و بتوانم از آن ایده چند ثانیه‌ای اثری را خلق کنم که مثلا ده دقیقه تا ۴۵ دقیقه باشد و این کار برایم خیلی جذاب است. البته رهبری ارکستر هم برای من کار بسیار باارزشی است. چون وقتی اثر آهنگساز دیگری را رهبری می‌کنم باید خودم را جای او بگذارم، به قطعه‌ای که رهبری می‌کنم کاملا واقف باشم و آن را بشناسم، تا حدی که فکر کنم آن را خودم نوشته‌ام. چون تنها در این شرایط است که می‌توانم کار را خوب به نوازنده‌ها منتقل کنم تا آنها هم اثر را به درستی به شنونده‌ها منتقل کنند.

و اگر قرار باشد از میان این دو یکی را انتخاب کنید؟

اگر مجبور باشم فقط کاری انجام دهم، ترجیحم این است که آهنگسازی کنم.

گفتید برای خلق از هیچ ایده‌های چند ثانیه‌ای دارید. در این روند بیشتر از چه چیزهایی الهام می‌گیرید؟

واقعا یک چیز خاص نیست. گاهی اوقات ممکن است یک اتفاق آنقدر روی آهنگساز اثر بگذارد و احساسش را تهییج کند که ایده‌ای را در ذهنش ایجاد کند، بعد هم ببیند می‌تواند روی این ایده کار کند. من دفترچه‌های پنهانی دارم که شاید هزاران ایده در آنها نوشته‌ام. ممکن است هیچ وقت دوباره به آن ایده‌ها برنگردم، ممکن است سراغشان بروم و احساس کنم جذاب نیستند یا به تغییر و تکامل نیاز دارند. به همین میزان هم ممکن است سراغ یکی از این ایده‌ها بروم، برایم جذاب باشد و تصمیم بگیرم روی آن کار کنم، اما در هر صورت من به عنوان آهنگساز نمی‌توانم منتظر شوم تا ایده‌ای به ذهنم برسد، چون هر روز در حال کار کردن هستم و ایده‌ها مرتب در ذهنم حضور دارند.

یعنی شما هر روز کار می‌کنید؟

بله. کار آهنگساز هم مثل کارگر است، هر روز باید کار کنم و ایده‌هایم را بررسی کنم. آنها را پرورش بدهم و ایده‌های ارزشمند را از دیگر ایده‌ها جدا کنم.

با این حساب زندگی یک آهنگساز باید خیلی سخت باشد.

همه چیز سخت است. در این دنیا هیچ چیز آسان نیست.

تا چه اندازه اتفاقات جامعه در کار شما تاثیر دارد؟ چون گاهی موسیقی‌هایی که می‌شنویم، خیلی انتزاعی و خارج از ارجاعات روزمره هستند.

طبیعتا اتفاقاتی که در جامعه و اطرافم رخ می‌دهد، در کارم تاثیر دارد. من از همین اتفاق‌ها ایده می‌گیرم. همه می‌دانیم زندگی بالا و پایین، تلخی و شیرینی و آسانی و دشواری‌های زیادی دارد. اینها همه می‌تواند یک انسان را بسازد بخصوص یک انسان هنرمند را. اگر هنرمند با خودش رو راست و صمیمی باشد نمی‌تواند نسبت به اتفاقات محیط پیرامونش بی توجهی نشان دهد. این عوامل بر من هم تاثیر زیادی می‌گذارد. ضمن آن که اتفاقات زندگی شخصی هم بر کار هنرمند تاثیر زیادی دارد و می‌تواند او را برای خلق اثر تهییج کند. مثلا وقتی عزیزی مانند پدر و مادر را از دست بدهی، این اتفاقات بر کارت تاثیر خواهند داشت.

این روزها مشغول نوشتن کار تازه‌ای هم هستید؟

همیشه در حال نوشتن هستم یکی از مشغولیاتم که وقفه نمی‌افتد ساختن اثر است چه کارهایی که به من سفارش می‌دهند و چه کارهایی که خودم می‌سازم و در مواردی از آنها استفاده می‌کنم. این است که اگر برنامه کنسرت نداشته باشم همیشه مشغول نوشتن هستم.

قدم در «باغ ایرانی»

باغ ایرانی یکی از آلبوم‌های شهرداد روحانی است که با استقبال خوبی از جانب علاقه‌مندان موسیقی کلاسیک رو به رو شد. این آلبوم همچنین در میان کسانی که از مخاطبان ثابت این ژانر موسیقی نیستند هم جایگاه خوبی دارد و آن را دوست دارند. روحانی به خوبی مخاطب خود را می‌شناسد و بر همین اساس و با رعایت استانداردها آثار ارزشمندی را خلق می‌کند. باغ ایرانی با تکیه بر تار و پود موسیقی کلاسیک (ارکستراسیون، کنترپوآن غربی) نیم نگاهی هم به موسیقی ایرانی دارد که می‌توان آن را تجربه‌ای موفق در نظر گرفت. در این آلبوم داگلاس ماسِک، مارشا جونز و دیوید مَکلین به عنوان نوازنده، روحانی را همراهی کرده‌اند.

زینب مرتضایی‌فرد

فرهنگ و هنر