مشکلات را باید حل کنیم

خانم در یک روز جمعه آرام هرچه گلایه دارد از خرابی لوله‌کشی تا زیادی مخارج و شهریه مدرسه بچه را ردیف می‌کند و این کار ناگهان به یک جنجال حسابی و یک هفته قهر می‌انجامد. بعد از یک هفته قهر، اولین جمله‌ای که شوهر مطرح می‌کند، این است: «عزیزم خیلی متاسفم که قهر کردم، الان که خوب فکر می‌کنم باید همان موقع از هم جدا می‌شدیم!»

مردها فکر می‌کنند سوپرمن هستند و اگر حتی فکر کنند، همسرشان آنها را سوپرمن فرض نمی‌کند، می‌رنجند و خیلی ناراحت می‌شوند و این می‌تواند به کدورت رابطه بینجامد.

پس سعی کنید با همسرتان نرم و نازک صحبت کنید و مشکلات را از نظر زمانی به صورت تک‌جمله‌های بسیار پراکنده و در لابه‌لای حرف‌های خوش و مثبت طوری مطرح کنید که هیچ‌کس نفهمد، یک جمله را هم امروز و آن یکی دو روز بعد بگویید. دنبالش را هم نگیرید و مساله را به خدای بزرگ بسپارید، اگر قسمت باشد حتما همسرتان پیگیری می‌کند وگرنه طبق اثر پروانه‌ای که می‌گوید حرکت بال پروانه در یک طرف کره زمین می‌تواند در طرف دیگر کره طوفان به‌پا کند. حرف‌های شما هم می‌تواند احتمالا اثرگذار باشد، چه اهمیت دارد که این تاثیر آن طرف کره باشد…

اشتباه دیگر تغییر همسر

زن در خانه نشسته و بوی غذا همه جا را برداشته، انگار قورمه‌سبزی پخته است. در همین اثنا مرد وارد می‌شود. زن به استقبال می‌رود و اوه! متوجه می‌شود که مرد عرق کرده و بشدت بو می‌دهد!

مرد خسته با دست و روی نشسته می‌آید سر میز شام می‌نشیند و زن با لبخند شام را سرو می‌کند. بعد به همسرش می‌گوید: عزیزم تا تو بروی حمام دوش بگیری و جورابت را آب بکشی، برایت یک چای قندپهلو آماده می‌کنم.

در همین لحظه صدای شکستن چیز ظریفی به گوش می‌رسد. آه! این همان دل کوچک آقای خانه است. مرد می‌غرد که خودت بو می‌دهی، آشپزخانه‌ات بو می‌ده. اگر از بوی عرق و پای من بدت میاد، یه فکری به حال خودت بکن و…

متاسفانه یا خوشبختانه اکثر زنان نمی‌دانند که مردان به دنبال زنانی هستند که آنها را همان جوری که هستند، بپذیرند. شما هم سعی کنید در همان برخوردهای اول همه چیز را دقیق ارزیابی کنید تا همان طوری که هست، از اول یا بپذیرید یا نپذیرید. دیگر بشور و عطر بزن و اصلاح کن و خوش‌تیپ بگرد و این حرف‌ها، ندارد؛ همین است که هست.

منم پول درمیارم

دوباره بیایید از این بالا نگاه کنیم ببینیم چه خبر است!

خانم و آقا دارند خانه می‌خرند چه خوب. مرد خانه را به اسم خود سند می‌کند و زن زیر گوش آقا می‌گوید: مگر قرار نبود ۳ دنگش را هم به اسم من کنی؟ مرد سرخ می‌شود و می‌گوید: به چه مناسبت؟ و زن به همان آرامی می‌گوید: عزیزم خوب من هم مثل تو دارم کار می‌کنم، ما که قبلا در موردش توافق کردیم.

کار که به اینجا می‌کشد، دوباره صدای جیرینگی به گوش می‌رسد و قلب است که می‌شکند و محضر هم که دم دست است و…

اما راهکار این است که زنان مستقل مراقب باشند استقلال داشتن و روی پای خود ایستادن، ویژگی خیلی خوبی است، اما مردان از زنانی که تمام کارهایشان را بدون کمک همسرشان انجام دهند و پولشان را به رخ همسرشان بکشند و سهم بخواهند و… خیلی ناراحت می‌شوند.

این‌طوری که نمی‌شود، زنی گفتند، مردی گفتند، یا سر کار نروید یا همین است که هست. زن مستقل یعنی زن مدعی، اما مردان زنی می‌خواهند که در عین این‌که کرایه خانه را می‌پردازد و در وام و خرج و برج و همه چیزهای دیگر سهیم می‌شود، خودش را به کوچه علی چپ بزند و وانمود کند بشدت در همه زمینه‌ها به همسرش محتاج است.

فعلا این شگرد‌ها را به کار بندید و زندگی‌تان رانجات دهید. در آینده رازهای شگرف دیگری را برایتان برملا خواهیم کرد.

چاردیواری (ضمیمه دوشنبه روزنامه جام جم)