قرعه اگر خوب بیفتد، خیلی ها ممکن است به فینال برسند.

منظور اینکه به قول آن کارشناس معروف «فوتبال عین زندگی است» و اینطوری اگر به قضیه نگاه کنی، قرعه اگر خوب بیفتد، خیلی ها شاید به فینال برسند.

اصلا چرا این همه «تیکی تاکا» برای رساندن منظور؟ اینکه چه اتفاقاتی در زندگی شما رخ بدهد، چه کسانی سر راهتان قرار بگیرند و… می تواند تعیین کننده باشد در موفقیت و شکست شما.

خیلی ها شیفته فوتبال هستند و حتی برای رساندن منظورشان به دیگران، از فوتبال مثال می آورد.

مثل همین که یک نفر دلخور از رفتار دیگران در روزهای مصدومیت با لحن گلایه آمیز می گفت: «هیچکی واسه ما توپ رو نزد تو اوت ».

این است دایره المعارف استفاده از اصطلاحات فوتبالی در زندگی روزمره:

پاسِ پشت دفاع: به فرصتی مناسب گفته می شود که روزگار یا کسی در اختیار آدم می گذارد. (موقعیت خوب در زندگی)

خورد به تیر دروازه یا کمانه کردن : زمانی که به کسی سلام می کنید و او متوجه نمی شود.

به داوری باختیم: توجیه ناکامی در انجام یک کار. شکست در یک رقابت. ارجاع دادن ناتوانی های شخصی به عوامل بیرونی.

موقعیت تک به تک: قرار گرفتن آدم ها در موقعیتی استثنایی برای رسیدن به هدف. فرصتی استثنایی.

تک به تک را گل نکرد: کسی که قدر موقعیت مناسبی را نمی داند و آن را به هدر می دهد.

پاس گل: همکاری دو یا چند نفره که یک نفر یا مجموعه ای را به خواسته موردنظر برساند.

هیچکس برای ما توپ را نزد تو اوت: اصطلاحی است مترادف با «بی معرفتی» اطرافیان. به این مفهوم که کسی در زندگی هوای ما را نداشت و وقتی حال و روزمان خوب نبود به دادمان نرسیدند. گلایه از روند زندگی.

هافبک بازیساز: آدم به اصطلاح آچار فرانسه، کسی که می تواند به خوبی کارها را مدیریت کند و دیگران را به هدفشان برساند.

گل به خودی: طرف گل به خودی زد؛ انجام کاری که به خود یا دوستان لطمه بزند. (خودزنی)

هافبک دفاعی: حامی، پشتیبان، فدایی! در کارهای گروهی، رئیس این عنوان را به شخصی می دهد که نقش حافظ منافع او را بازی می کند.

زیرطاق: زد زیرطاق یا زدم زیرطاق. کسی که از پاسِ پشت دفاع، موقعیت تک به تک یا پاس گل (رجوع شود به معانی این عبارت ها) به خوبی استفاده کرده و گلی به بیادماندنی به ثمر می رساند.

آفساید: طرف در آفساید است. عبارتی است قدیمی که بیانگر اینکاره نبودن کسی در موقعیتی خاص یا ناجور بودن عضوی از اندام یک شخص یا مناسب نبودن کسی برای کاری خاص است.

در حد بوندس لیگا: نشانه کیفیت چیزی یا کاری یا کسی. (اصطلاح لالیگا و در حد تیم ملی هم استفاده می شود.)

بازیکن لیگ برتری: آدم شاخص، کسی که داشتنش با ارزش است.

بازیکن لیگ یکی: کسی که خوب است اما نه در حد لیگ برتر.

ذخیره طلایی: دوستی که به شکل مستقیم در کاروکاسبی یا زندگی شما نقشی ندارد اما هربار که لازم باشد وارد بازی می شود و مشکلات شما را برطرف می کند.

بازیکن خارجی: اضافه کردن کسی به مجموعه کاری، خارج از دایره دوستان یا روابط و کانال های همیشگی. وارد کردن چهره جدید در یک مجموعه کاری، بدون هیچ آشنایی مستقیم یا غیرمستقیم قبلی.

پدیده: کسی که فراتر از تصورات شما در کاری می درخشد. این عبارت البته معنی منفی هم دارد: کسی که اقدام به کارهایی عجیب و غریب می کند و رفتاری غیرقابل پیش بینی دارد.

این بازی بیشتر از ۳ امتیاز دارد: موفقیتی بزرگ در روابط شخصی یا کاری.

کارت زرد دوم: کسی که یکبار بابت انجام کاری اخطار دریافت کرده و با تکرار آن از رابطه شخصی یا کاری کنار گذاشته می شود.

بازی خراب کن: بازیکن تخریبی. کسی که همیشه «نه» توی کار می آورد. غرغروی جمع! ضدحال! کوفت کننده خوشی ها!

کارت قرمز مستقیم: رفتاری آن چنان بد و غیرقابل گذشت که مستحق کنار گذاشتن آنی کسی شود.

کار تیمی: اصطلاحی برای همکاری چندین نفره در روابط شخصی یا کاری. (کار تیمی خوب / افراد ناموفق در کار تیمی)

مسی: طرف مسی است! بی نظیر بودن، خارق العاده بودن کسی. هم نشانه سرآمد بودن کسی در حوزه کاری خود است و هم در توصیف ویژگی های ظاهری به کار می رود.قبلا این توصیف با مارادونا کامل می شد و البته غضنفر (در حوزه مخالف) !

مهاجم هدف: آدم شاخص. کسی که مورد توجه است. هم به کسی گفته می شود که گروهی پشت سرش حضور دارند و برای رسیدن به هدف خاصی روی او حساب می کنند و هم به کسی گفته می شود که عده ای از بیرون به او توجه خاص دارند. (او – مرد/زن- یک مهاجم هدف است.)

محوطه جریمه: احساس خطر! نزدیک شدن کسی یا ماجرایی که مرحله ای که می تواند باعث اتفاقی تلخ شود.

تکل از پشت: نابود کردن کسی یا جریانی با شدت عمل قابل توجه.

دریبل زن: رند. کسی که می تواند با توانایی های شخصی، خودش را از تنگنا بیرون بکشد. توانایی فرار کردن از دست منتقدان یا مخالفان.

مهاجم کاذب: کسی که در طراحی شما برای کسی یا کاری، دور از چشم است اما در زدن ضربه نهایی نقش کلیدی را بازی می کند.

سرمربی: رئیس. کسی که سردسته است که با تقسیم وظایف میان اعضای گروه کاری را پیش می برد. شخص مورد قبول و احترام تمام اطارفیان در یک کار یا جریان. دستور دهنده.

لیست مازاد: افرادی که در دوستی یا کار دیگر به درد شما نمی خورند. کنار گذاشتن آدم های ناکارآمد.

آبراموویچ: شخص پولدار. حامی ثروتمند. کسی که پیدا شدن سروکله اش در زندگی شما، می تواند باعث پیشرفت و انجام کارهایی شوند که نیاز به سرمایه دارند. (نمونه ایرانی هم داشت، دارد) (کاربرد: کاش یک آبراموویچ در زندگی من پیدا می شد)

بازیِ مستقیم: لحظاتی که شما امیدتان را برای رسیدن به هدف موردنظر از دست داده اید و بدون ترس از سنگین تر شدن شکست؛ دست به هرکاری می زند، بلکه از باخت جلوگیری کنید.

یک و دو: درک متقابل، همکاری دونفره و موثر در کار یا دوستی.

زوج رویایی: ازدواج/دوستی/همکاری. کنار هم قرار گرفتن دو شخص که نتیجه ای ایده آل در پی داشته باشد. (رابطه ای دونفره که به عنوان رابطه ای ایده آل مثال زدنی باشد.)

بازیکن دوپینگی: افراد وابسته به قرص یا دارو یا هرچیز، که بدون این موارد کارایی خود (روانشناختی/اخلاقی/جسمی) را از دست می دهند. فرد معتاد!

لیست خرید: کاندید کردن افراد مختلف برای یک پست کاری، انجام یک کار یا برقراری یک رابطه.

بازیخوان: کسی که در روابط شخصی و کاری، توانایی خواندن دست رقبا را دارد.

مصدومیت: مصدوم شدم – مصدوم است. خارج شدن از شرایط ایده آل در کاری که حرفه شما محسوب می شود. ناتوانی از ارائه ویژگی های همیشگی در یک کار. دوری موقت از فرم ایده آل در کاری خاص.

این بازی برگشت دارد: کنایه از جبران یک شکست در کار یا رابطه ای شخصی، در فرصت بعدی.

گروه مرگ: قرار گرفتن در جمع کسانی که کنار آمدن با آنها دشوار است یا آدم هایی که رسیدن به موفقیت در حضور آن ها بسیار دشوار است. (دشوار بودن رسیدن به هدف، در شرایطی که برای رسیدن به این هدف ناچار به همکاری با آدم های نامناسب هستید) نکته: کسی که از چنین گروهی صعود کند، می تواند در ادامه راه مدعی اصلی قهرمانی – رسیدن به هدف موردنظر – باشد!

کفش ها را آیختن: پایان کار. بیرون آمدن از یک حوزه کاری یا کنار گذاشتن یک عادت شخصی. بازنشستگی. پایان.

منبع:ورزش سه