الگوی سینمای ما می‌تواند مثلا سینمای سوئد باشد که یک کشور سوسیالیستی است. فیلمسازی مثل اینگمار برگمان، رشد فکری و فرهنگی کشورش را می‌خواهد، اما مثلا سینمای تخدیری هند که مثل مسکن برای مردمش عمل می‌کند، نمی‌تواند الگوی سینمای ما باشد. صحبت‌های فیلمساز بزرگ و فقید هند، ساتیاجیت رای را هنگام ساخته سه‌گانه آپو بخوانید. اهالی و علاقه‌مندان جدی سینما باید صحبت‌های کوروساوا را بخوانند، باید صبحت‌های یاسوجیرو ازو و همین‌طور کوبایاشی را بخوانند. کوبایاشی، یکی از فیلمسازان بزرگ سینمای ژاپن می‌آید و سه پایه دوربین خود را همسطح زمین قرار می‌دهد، یعنی نشستن ژاپنی‌ها روی زمین را که هنوز هم آن فرهنگ را حفظ کرده‌اند، به تصویر می‌کشد. واقعا چرا به عنوان مثال، سینمای ژاپن را الگو قرار نمی‌دهیم؟

اما سه پایه دوربین سینمای ما تقریبا همیشه بالاست و روی اوپن قرار دارد و دیگر تصویری از مردمی که روی زمین و پای سفره می‌نشینند، نمی‌بینیم.

این مساله متاسفانه فقط در سینما نیست و شهرداری محترم اجازه می‌دهد که آپارتمان ۳۵ متری هم ساخته شود. آپارتمان ۳۵ متری برای فرهنگ مردم ایران سم است، چرا؟ چون زن و شوهری در این متراژ زندگی می‌کنند و ناگهان برایشان مهمان می‌آید. این تنگی جا باعث می‌شود آنها معذب شوند و از نزدیک‌ترین بستگانشان بدشان بیاید و انگار هی می‌خواهند هرچه سریع‌تر آنها را از خانه بیرون کنند. این چیزها به ظاهر خیلی جزیی به نظر می‌رسد، اما بار فرهنگی دارد و بسیار تعیین‌کننده است.

ما ملت آپارتمان‌نشین نبودیم. اگر قرار به آپارتمان‌نشینی هم است، باید بیشتر از صد متر به مردم بدهید، نه ۳۰ متری. بعد مدام هم می‌گوییم که چرا خانواده‌های ایرانی این سال‌ها کمتر به دیدن هم می‌روند، این همه آدم در یک فضای ۳۰ متری دور هم چطور جمع شوند؟ مگر زندان است.

اینها واقعیت زندگی این سال‌های ماست که کمتر در فیلم‌ها می‌بینیم، زیرا به جای این‌که دنبال سینمایی باشیم که هدف آن رشد فکری، فرهنگی و ارتقای فرهنگ ملت و کشور باشد، سینمای آمریکا را الگو قرار داده‌ایم و در همه زمینه‌ها می‌کوشیم به آن شکل عمل کنیم.

جهانگیر الماسی

بازیگر و کارگردان