زمانی که بایرنی‌ها پپ را به خدمت گرفتند، به چیزی بیش از کسب جام فکر می‌کردند. او به بایرن رفت تا پایه گذار یک فلسفه فوتبالی جدید در این باشگاه شود، اما برخلاف آنچه مدیران بایرن انتظار داشتند، پیش از این که پایه‌گذار یک امپراتوری در این باشگاه باشد، تصمیم به جدایی گرفت. او تیم اول بایرن را از نظر تاکتیکی متحول کرد و بازیکنان را به سطح جدیدی رساند، اما آیا او در بایرن همان کاری را انجام داد که یوهان کرویف در بارسا کرده بود؟ بی‌تردید نه. بایرن نمی‌تواند مانند بارسا که بعد از جدایی گواردیولا، با تیتو ویلانووا همان مسیر را ادامه داد، کار را به یکی از اعضای فنی او بسپارد.

پس دوران حضور گواردیولا در بایرن چه دستاوردی داشت؟ دلیل بایرنی‌ها برای به خدمت گرفتن او قابل درک است. با توجه به بودجه و قدرت بایرنی‌ها در مقایسه با دیگر تیم‌های بوندسلیگا، آنها تقریبا هر فصل از قهرمانی‌شان در بوندس لیگا مطمئن هستند. آنها باید یک فصل بسیار بد داشته باشند تا تیم دیگری بتواند قهرمان شود.

در مقابل برای تیمی در اندازه‌های بایرن، این موفقیت در چمپیونزلیگ است که به عنوان مبنای موفقیت در نظر گرفته می‌شود. اگر این جام را ببرند، موفق بوده‌اند و اگر ببازند، نه. شاید این دلیل منطقی نباشد، اما برای باشگاه‌های بزرگ اروپایی این طور است.

کسی ادعا نمی‌کند آنچلوتی ازگواردیولا مربی خلاق‌تری است، اما بایرنی‌ها مربی‌ای ‌که می‌تواند قهرمانی در لیگ داخلی را تضمین کند با مربی‌ای که توانایی بالاتری در فتح چمپیونزلیگ دارد، عوض می‌کنند. در غیاب مربی‌ای مانند گواردیولا که برای همیشه روی نیمکت بایرن بنشیند، آنچلوتی بهترین گزینه است.‌ بارسا فصل گذشته با کنار زدن بایرن در نیمه نهایی چمپیونزلیگ‌ توانست فاتح این جام شود. فصل پیش از آن، این رئال مادریدِ کارلو آنچلوتی بود که بایرن را در نیمه نهایی حذف کرد و در نهایت قهرمان شد.

آنچلوتی در چنین دیدارهایی نشان داده دید یا فلسفه فوتبالی‌اش به اندازه کافی انعطاف‌پذیر است که بتواند با هر حریفی کنار بیاید. او مشکلی با این که توپ را در اختیار بایرنی‌ها قرار بدهد و در مقابل روی ضدحملات روی دروازه آنها خطرساز شود، نداشت. این دقیقا برعکس تاکتیکی بود که او در لالیگا استفاده می‌کرد. این تغییر تاکتیک نتیجه داد و بایرن در خانه درهم شکست.

بایرنی‌ها در آن فصل خیلی زود و در ماه مارس‌ با پیروزی مقابل هرتابرلین قهرمانی‌شان را قطعی کرده بودند. بازیکنان بایرن تا پاسی از شب جشن گرفتند و گواردیولا با تقاضای آنها برای یک روز استراحت موافقت کرد، اما آن قهرمانی زودهنگام روی بایرن تاثیر گذاشت. آنها از نظر ذهنی دچار افت شدند؛ در بوندسلیگا امتیازهای زیادی را از دست دادند و در چمپیونزلیگ مغلوب رئال شدند. توانایی گواردیولا در فتح لیگ بر ضد تیمش عمل کرد و بازیکنانش دو فصل پیاپی در نیمه‌نهایی چمپیونزلیگ مغلوب شدند، اما تیم‌هایی که آنچلوتی هدایت آن را برعهده دارد، چنین نگرانی‌‌ ندارند.

برای آنچلوتی فتح لیگ‌های داخلی دشوارتر از گواردیولاست. او در ۲۰ سال مربیگری، تنها سه بار قهرمانی در لیگ را جشن گرفته؛ در حالی که گواردیولا در هفت سال، پنج بار موفق به فتح لیگ داخلی شده است، اما کارلتو سه قهرمانی هم در کارنامه چمپیونزلیگ دارد و یک بار دیگر هم حضور در فینال را تجربه کرده است؛ آماری که در فوتبال مدرن کمتر سابقه داشته است.

شیوه مربیگری آنچلوتی احتمالا برای رقابت‌های حذفی کاراتر از رقابت‌های فرسایشی لیگ است. او مربی‌ای است که قدرت اصلی‌اش در مدیریت بازیکنان نهفته است؛ این که کاری کند بازیکنان احساس راحتی کنند و بهترین بازی‌شان را به نمایش بگذارند.

این سبک از آسودگی ذهنی شاید برای موفقیت در چمپیونزلیگ لازم باشد؛ رقابت‌هایی که بازیکنان برای موفقیت در آن بهتر است بی‌خیال باشند تا این که با وسواس به میدان بروند.

آنچلوتی در آخرین تیمی که هدایت آن را برعهده داشت تا اندازه‌ای تاثیرگذار بود که کریس رونالدو او را یک «خرس دوست‌داشتنی» توصیف کرد که دلش برای او تنگ شده است. خامس رودریگز، سرخیو راموس، مارسلو، تونی کروس و دیگر بازیکنان رئال هم همگی ناراحتی‌شان را از جدایی او اعلام کردند. همین حس وفاداری بود که باعث شد آنچلوتی در رئال و سایر تیم‌هایش به موفقیت برسد و می‌تواند در بایرن هم به او کمک کند.

موفقیت در چمپیونزلیگ چیزی است که بایرنی‌ها بیش از هر جام دیگری به دنبال آن هستند. گواردیولا پیش از ترک بایرن یک فرصت دیگر برای کسب این جام دارد. بازیکنان بایرن احترام زیادی برای پپ قائل هستند، اما آیا همین علاقه بود که باعث شد آنها در آخرین فصل حضور یوپ هاینکس در بایرن، فاتح سه‌گانه شوند؟

شاید این علاقه و وفاداری، بیش از تاکتیک و فلسفه‌ موثر باشد و به آنچلوتی کمک کند تا در بایرن به موفقیت‌های بیشتری برسد.

منبع: سایت گل

بهنام جعفرزاده