به گزارش جام جم ورزشی ، او نیلوفر اردلان است، زن جوانی که یکی از برترین ورزشکاران تاریخ ورزش بانوان به شمار می رود. زن جوانی که هم مادر بود هم همسر. هم کاپیتان تیم ملی فوتسال بود هم کاپیتان تیم ملی فوتبال بانوان. زنی که تنها چند ماه پس از به دنیا آوردن فرزندش دوباره به تیم ملی برگشت. زنی که یکی از سه بازیکن برتر فوتسال زنان در تمام سال های اخیر به شمار می رود. نیلوفر با تیم ملی فوتسال بانوان به جام جهانی کوچک رفت، نایب قهرمانی در رقابت های داخل سالن آسیا را با تیم ملی فوتسال بانوان جشن گرفت، قهرمانی در غرب آسیا را به کارنامه خود افزود. او که گلزن ترین مادر ایرانی بود.

اما چرا نیلوفر اردلان نسبت به ستاره های بی اخلاق، پولکی و حاشیه ساز شهرت کمتری دارد؟ پاسخ را باید در کجا جستجو کرد؟ آنجا که هزینه ۱۲ میلیون تومانی فلان فوتبالیست برای لباس هایش از نایب قهرمانی تیم ملی فوتسال بانوان در آسیا بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. آنجا که دعوای دو فوتبالیست در رختکن تیم ستارگان بیشتر از نخستین حضور تیم ملی فوتسال بانوان ایران در نخستین دوره جام ملت های فوتسال زنان آسیا اهمیت دارد. اینجا آسیب دیدن در لکسوس ۵۵۰ میلیون تومانی فلان فوتبالیست بیشتر از قرار گرفتن نام فرشته کریمی در میان ۱۰ فوتسالیست برتر دنیا مهم تلقی می شود.

اینجا نیلوفر اردلان باید شبانه روزی تمرین کند، سال ها با غیرت و همت در تمرینات تیم ملی عرق بریزد، در عین حال از تنها پسرش نگه داری کند،افتخار آفرینی کند، با بیشترین تلاش کمترین دستمزد را بگیرد اما در نهایت پشت سر ستاره های کاغذی و پولکی دیده نشود.

درد نیلوفر اردلان درد بسیاری از ورزشکاران ایرانی است. آنهایی که افتخار پشت افتخار می آفرینند اما کسی آنها را نمی بیند و کمتر کسی به آنها بها می دهد.

اما نیلوفر این قهرمان ورزش بانوان ما این روزها دردی بیشتر از همه همتایانش دارد. اکنون درد نیلوفر اردلان این نیست که چرا دستمزدهای پرداخت شده در فوتبال و فوتسال بانوان تا این اندازه کم است. او حتی به این هم اهمیت نمی دهد چرا یک درصد از توجه به فوتبال مردان به سمت ورزش زنان اختصاص نمی یابد. مشکل او این است که پس از سال ها افتخارآفرینی حالا «اجازه» ندارد به همراه تیم ملی فوتسال بانوان به رقابت های جام ملت های آسیا در مالزی برود. چرا «اجازه» ندارد؟ چون همسر او با ضبط کردن پاسپورتش و استفاده از این حق که می تواند از خروج همسرش از کشور جلوگیری کند وی را از این تجربه بزرگ محروم کرده است.

اردلان «اجازه» ندارد به مالزی برود چون ۲۸ شهریور زمان جشن ورود به کلاس اول پسرش به مدرسه است و همسرش می خواهد در نخستین روز مدرسه مادر کنار پسرش باشد. اصلا هم این اهمیت ندارد تا دو روز بعد از جشن کلاس اولی ها همه مدارس تعطیل است و هیچ اتفاقی نمی افتد اگر مادر احیانا در جشن شکوفه ها حضور نداشته باشد و به جایش پدر در کنار پسر باشد.

نیلوفر می گوید از طریق انجمن های حامی حقوق خود را پیگیری می کند تا پایمال شدن حقوقی از این دست باب نشود. اما صدای فریاد او را کسی خواهد شنید؟ تیم ملی فوتسال بانوان ایران در جام ملت های آسیا مدعی قهرمانی خواهد بود اما این موضوع که کاپیتان تیم ملی فوتسال بانوان و یکی از مهم ترین بازیکنان تیم ملی به دلیل نداشتن «اجازه خروج از کشور» این رقابت ها را از دست داده اعتبار ورزش ایران را بار دیگر زیر سوال خواهد برد.

اینجاست که باید پرسید این بانوی ورزشکار و قهرمان چه از سربازان فراری فوتبال ایران کم داشت؟ همانهایی که مسئولان خرد و کلان برای حل مشکل آنها در جام ملت های آسیا پادرمیانی کردند تا بالاخره مشکلشان حل شد. حال بماند که چه رقم خورد.

برای نیلوفر اردلان که کاپیتان تیم ملی فوتسال بانوان بود اما چه کسی پادرمیانی کرد؟ کدام یک از مسئولان با همسر کاپیتان تیم ملی فوتسال بانوان مذاکره کرد؟ آقایان! شما که برای سربازان فراری هر کاری از دستان بر آمد کردید چرا برای این بانوی قهرمانی صدایتان درنیامد!؟ آقایان لطفا به خنده ها و مصاحبه های خود ادامه بدهید. قهرمان بزرگ ورزش بانوان نیازی به شمار ندارد.

نیلوفر نخستین دوره جام ملت های آسیا را از دست داد. اما او برای ما ارزش بیشتری پیدا کرده. به نیلوفر افتخار می کنیم که به عنوان یکی از سه بازیکن برتر تاریخ فوتسال زنان ایران نیازی به جلب توجه ندارد. او بدون اینکه در جام ملت های آسیا شرکت کند قهرمان این رقابت هاست. قهرمان قهرمانان. بانو! منتظر افتخارات بعدی تو هستیم.