این اثر در دو فاز و به کارگردانی مجید جوانمرد و محمدعلی باشه‌آهنگر ساخته شد و روایت زندگی افرادی سالم مثل مستانه با بازی زنده‌یاد عسل بدیعی و سیاوش با بازی امین زندگانی در یک خانواده وابسته به رژیم بود که به مرور انقلابی می‌شدند. چیدمان درست بازیگران و همین طور استفاده از بازیگران کاربلد از دیگر موفقیت‌های سریال بود. بازیگرانی همچون ستاره اسکندری، مجید مظفری و رامتین خداپناهی در کنار بدیعی و زندگانی نقش‌های اصلی سریال تا صبح را بازی می‌کردند. قصه و شخصیت‌پردازی درست و منطقی فیلمنامه که توسط عباس نعمتی نوشته شده بود، از دیگر ویژگی‌های این اثر بود. در این اثر شخصیت‌های متنوعی وجود داشت و این افراد فقط با شعارنویسی، جابه‌جا کردن اعلامیه و ساخت کوکتل مولوتف، کار را پیش نمی‌بردند و کارهای چریکی و عملیات‌ پنهانی هم انجام می‌دادند.

ارمغان یک عکاس

سریال تلویزیونی «ارمغان تاریکی» به نویسندگی و کارگردانی جلیل سامان،‌ سال ۱۳۸۹ از شبکه سه پخش شد. این سریال زمان پخش توانست نظر بسیاری از مخاطبان را جلب کند، زیرا ویژگی این اثر نگاه متفاوت کارگردان به وقایع انقلاب بود. این سریال به تهیه‌کنندگی سیداحمد کاشانچی که بارها از شبکه آی‌فیلم بازپخش شده، درامی روان‌شناسانه است که در بستر سیاسی شکل می‌گیرد و رویدادهای آن مربوط به سال‌های ۶۱ تا ۷۵ است. در خلاصه داستان سریال آمده است، مجید دانشجوی عکاسی است که اوایل انقلاب، جذب یکی از سازمان‌های سیاسی می‌شود و به دلیل هوش و ذکاوت خود، اطمینان سازمان را کسب می‌کند. او مجبور به ماموریت مهمی می‌شود که از آن ابا دارد. نقش عکاس را آرش مجیدی بازی کرد و لیلا زارع نقش مقابل او را به عهده داشت.

حکایت درباریان شاه

محمدحسین لطیفی، فعالیت هنری خود را با نقاشی و مجسمه‌سازی و به دنبال آن، نقاشی متحرک شروع کرد و وارد عرصه فیلمسازی شد. این کارگردان در نیمه دهه ۸۰، سریال تلویزیونی فرار بزرگ را جلوی دوربین برد. در این سریال سعید امیرسلیمانی، زنده‌یاد رضا سعیدی، شهره لرستانی، جواد رضویان و شهرام قائدی نقش‌های اصلی را بازی می‌کردند. این اثر تلویزیونی نگاهی طنزآمیز به زندگی درباریان و اشراف در زمان انقلاب دارد. فردی به نام خوش‌پوش از شخصیت‌های نزدیک شاه با تماس با افراد وابسته به دربار که از هر طیف و طبقه سیاسی ـ اقتصادی بودند و اخبار و حوادث جامعه را به دربار می‌رساندند، طبق نظر شاه احزاب فرمایشی تشکیل می‌دهند تا افکار عمومی را به آزادی سیاسی در ایران معطوف و مردم را از انقلاب دلسرد کنند، ولی مردم متوجه عوامفریبی شاه می‌شوند و انقلاب به وقوع می‌پیوند و پیروز می‌شود.

سال‌های پایانی حکومت پهلوی

یک مشت پر عقاب عنوان یک مجموعه تلویزیونی بود که بهمن ۱۳۸۶ به کارگردانی اصغر هاشمی از شبکه سه پخش شد. این سریال قصه یک خانواده را در سال‌های پایانی حکومت پهلوی روایت می‌کند. امیرحسین دانشور، پسر این خانواده با بازی حامد بهداد، به عنوان افسر وظیفه در پادگان عجب شیر آذربایجان شرقی خدمت می‌کند. وقوع حادثه‌ای برای خواهرش مهشید او را به تهران می‌کشاند و مدتی بعد او به پادگان محل خدمت بازمی‌گردد و برخلاف تمایل خود به عنوان افسر حکومت نظامی منصوب می‌شود. در همین زمان به او خبر می‌دهند سرنخ‌های تازه‌ای از حادثه‌ای که برای خواهرش رخ داده، کشف شده و او باید به تهران بیاید. از این مقطع، داستان با وقایع انقلاب گره می‌خورد و رویدادهایی چون جنبش تبریز و جمعه خونین ۱۷ شهریور در کنار قصه اصلی روایت می‌شود. در کنار بهداد، رضا کیانیان، خزر معصومی، پرویز پورحسینی، زنده‌یاد احمد آقالو، آهو خردمند و فریبا کامران بازی می‌کنند. این سریال تلویزیونی با استفاده از قصه محکم و بهره بردن از ستاره‌های سینما و تلویزیون توانست ادای دین خوبی به مقوله انقلاب داشته باشد.

ویروس بحران ارزشی

«روزهای اعتراض»، سریالی مناسبتی بود که بهمن ۸۴ و همزمان با ایام محرم از شبکه دو پخش شد. این سریال به تهیه‌کنندگی مهران رسام و کارگردانی حسین سهیلی‌زاده تولید شد.

با وجود این که گروه زمان مناسبی برای تولید نداشتند، اما با همدلی موفق شدند یک اثر مناسب بسازند. روایت این سریال مختص سال‌های پیش از انقلاب بود و حوادث موجود در آن، جنبه‌هایی ارزشی داشت که می‌توانست درونمایه خوبی برای روزهای محرم و ایام فجر باشد.

یک داستان پرمایه از زندگی مردمانی که در دل اجتماع قبل از انقلاب، همه دچار بحران ارزشی شده بودند و راهکارهای هر یک از آنها در راه فرار از این بحران، موقعیت‌های داستانی قابل توجهی برای مخاطب خلق می‌کرد.

این سریال هم توانست به مدد داستان چندبعدی خود، کارگردانی دقیق، فیلمنامه هوشمندانه و حتی موسیقی بسیار زیبای خود به دل خیلی‌ها بنشیند و حتی بارها از تلویزیون بازپخش شود.