برای آن ‌که بدانیم حال و روز نشر کتاب در ایران چگونه است، باید نگاهی به آمار چاپ کتاب بیندازیم. سال‌هاست وزارت ارشاد به‌عنوان متولی اصلی کتاب در کشور، آمار کتاب‌های چاپ شده را منتشر می‌کند، هر چند مدتی است همین آمار هم به دلایلی منتشر نمی‌شود. این مساله از نگاه این نهاد، یعنی انتهای فرآیند نشر چاپ و تولید کتاب. به عبارت دیگر وزارت ارشاد انتهای فرآیند صنعت نشر کشور را نه فروش یا حتی خوانده شدن آن که فقط تولید آن می‌داند.

برابر همین آمار، صنعت نشر کشور در سال ۱۳۹۴ در ادامه روند قبلی خود با کاهش شمارگان و افزایش قیمت پشت جلد کتاب چاپی همراه بود. اما در همین روند نزولی شمارگان، شاهد رشد چشمگیر کتاب‌های آموزشی و کمک درسی بودیم.

بر‌اساس آمار خانه کتاب (پیش از حدف آن از سایت این موسسه) تعداد کل کتاب‌های چاپی از حدود ۱۵۸میلیون در سال ۱۳۹۳ به حدود ۱۵۰میلیون نسخه در سال ۱۳۹۴ کاهش یافته است. در همین بازه زمانی میزان کل کتاب‌های چاپی در حوزه آموزشی و کمک درسی از حدود ۲۰ میلیون نسخه به حدود ۵۰ میلیون نسخه رسیده است.

آنچه از این آمار و نیز میزان فروش کتاب‌های آموزشی و کمک درسی در نمایشگاه‌های کتاب و نیز طرح‌های تشویقی وزارت ارشاد (مثل بن کتاب یا عیدانه کتاب و…) بر می‌آید این‌است که این ناشران هر ساله سهم خود را از بازار نشر کشور افزایش داده‌اند. البته این افزایش سهم توام با جذب مخاطب تازه نبوده است، بلکه بیشتر شاهد چرخش مخاطبان از حوزه کتاب‌های عمومی به سمت کتاب‌های درسی و دانشگاهی بوده‌ایم.

با توجه به آنچه پیشتر گفته شد، سوالی که ذهن اغلب دست‌اندرکاران صنعت نشر کشور را درگیر کرده این است که آیا فروش بالای کتاب‌های حل‌المسائل و کتاب درسی می‌تواند به افزایش سرانه مطالعه کشور بیفزاید.

آیا غول شدن برخی ناشران آموزشی و دانشگاهی که اغلب بودجه‌های حمایتی نشر را می‌بلعند، ناشی از کم‌کاری نهادهای متولی فرهنگ در کشور نیست.

برای نمونه اگر آموزش پرورش و معلمان ما درست عمل کنند، باز هم خانواده‌ها مجبور به خرید کتاب کمک درسی خواهند شد. آیا رشد قارچ‌گونه ناشران آموزشی و کمک آموزشی ناشی از خلأ مدیریتی و عملکردی در جای دیگری نیست.

سال‌ها کار در حوزه نشر به من آموخته، نگاه کاسب‌کارانه به فرهنگ مکتوب یکی از آفت‌های اصلی حوزه فعالیت‌های فرهنگی است.

رضا حاجی‌آبادی

نویسنده و مدیر انتشارات هزاره ققنوس