به گزارش سوکا ، با این وجود دلمان خوش بود که پیست اهواز با توجه به آب و هوای استان خوزستان دلگرمی خوبی برای رکابزنان تیم ملی است؛ بخصوص که در فصل سرما مکان مناسبی برای تمرینات و اردوهای ملی‌پوشان می‌تواند باشد. میزبانی از مراحل مختلف لیگ دوچرخه‌سواری هم یکی دیگر از بهره‌هایی است که نصیب فدراسیون و تیم‌های شرکت‌کننده می‌شود. دوچرخه‌سواران بومی و استانی هم سرجای خودش که در تمام روزهای سال می‌توانند از امکاناتی که بقیه افراد در شهرهای دیگر ندارند، بهره‌مند شوند و حرفه‌ای‌تر تمرین کنند تا از این بابت اوضاع شان روبه‌راه شود.

اما شنیده‌ها، ذهن و فکرمان را به سمت و سویی دیگر سوق می‌دهد. این‌که گفته می‌شود مسئولان ذی‌ربط استانی و بخصوص هیات دوچرخه‌سواری اهواز قدراین موقعیت و امکانات را نمی‌دانند چه برسد به این‌که استفاده‌های دیگری از آن بشود و برنامه‌ای بهتر برای استعدادهای بومی داشته باشند. حداقل این‌که دوچرخه‌سواران دختر که به‌صورت حرفه‌ای رکاب می‌زنند و تعدادشان به انگشتان یک دست هم نمی‌رسد، از اتفاقاتی که در هیات دوچرخه‌سواری اهواز می‌افتد دل خوشی ندارند. ‌گفته می‌شود هیاتی که فقط به شکل صوری وجود دارد و باید در همین پیست اهواز مستقر باشد و به امور رکابزنان رسیدگی کند، جایی در این پیست ندارد. اتاق‌هایی که باید محل کار مسئولان مربوطه برای رتق و فتق امور ورزشکاران باشد، درحال‌حاضر خاک می‌خورد. اصلا مسئولی نیست جواب بدهد. ساختمان هیات در پیست بیشتر به محلی متروکه شباهت دارد تا هیات دوچرخه‌سواری.‌ در این یک سال که آهنجان رئیس هیات دوچرخه‌سواری اهواز شده، نه هیاتی نه رئیسی و نه کارمندی وجود ندارد. مشکل اصلی این است که گفته می‌شود رئیس که ورزشی نیست آدم‌های غیرورزشی را دور خودش جمع کرده است. مربیان زن و مردی که عملا کاری نمی‌کنند و اصلا تخصص‌اش را ندارند. «دیگران چطور یاد گرفته‌اند تو هم برو یاد بگیر» این پاسخ فردی است که قرار است مربی دختران دوچرخه‌سوار باشد، اما آموزشی در کار نیست و اگر هم باشد رای همه نیست.

گفته می‌شود اوضاع رسیدگی به پیست اهواز هم خوب نیست و دومین پیست ایران حال و روز خوشی ندارد. حتی در روزهایی که تیم ملی در این پیست اردو می‌زند یا مسابقات لیگ در اینجا برگزار می‌شود، وضعیت خوشایندی وجود ندارد چه برسد به روزهای دیگر. آب‌های جمع شده فاضلاب شهری در اطراف پیست که بوی تعفن می‌دهد و بندرت اتفاق می‌افتد، خالی شود، یکی از همین مسائل است.

این وضعیت علاوه بر ظاهر بدی که بوجود می‌آورد، برای دوچرخه‌سواران که محدودیت‌هایی برای تمرین در پیست دارند، از نظر تنفسی هم مشکل‌ساز می‌شود.‌ نارضایتی ماموران حراست پیست به دلیل نگرفتن حقوق هایشان، دامن ورزشکاران را هم گرفته و برای هر ورود و خروجی به ورزشکاران اجازه تمرین داده نمی‌شود. در واقع نارضایتی از مدیریت دودش به چشم رکابزنان می‌رود. تناقض در برخورد مسئولان با همین تعداد اندک دوچرخه‌سواران، ارتباط دختران را با هم تیره تر کرده است تا جایی که برای لجبازی هم شده حاضر نیستند از رئیس هیات به اداره کل ورزش و جوانان استان شکایتی ببرند. اگر اعتراضی هم وجود دارد، مسئولان اداره کل حاضر نیستند مدیری که خودشان روی کار آورده اند را برکنار کنند. آنها می‌گویند نامه بنویسید تا رئیس عوض شود.

بخشی از آنچه که درباره حال و روز دوچرخه‌سواران، هیات دوچرخه‌سواری و پیست اهواز به گوش می‌رسد در قالب یک گزارش تنظیم شده است، این‌که مسئولان ذی‌ربط استانی و حتی فدراسیون دوچرخه‌سواری واکنش‌شان چیست؛ قطعا جالب و شنیدنی است. البته به شرطی که برای آنها پرداختن به این اتفاقات مهم باشد.