خودتان را معرفی کنید.

علیرضا دبیر بچه جنوب شهر.

چرا دبیر؟

چون خاندانم مکتب‌خانه داشتند.

بچه بودید دوست داشتید چه کاره شوید؟

فوتبالیست.

از سکوی المپیک تا صندلی شورای شهر چگونه طی شد؟

به سختی و با توکل به خدا، تلاش، وقت گذاشتن، درس خواندن و با مردم بودن.

کشتی و مدیریت شهری چه شباهت‌هایی با هم دارند؟

از نظر مردمی بودن یکی است. هم در کشتی و هم در مدیریت شهری باید با مردم باشی.

و چه تفاوت‌هایی؟

اینجا باید بیشتر تلاش کنی؛ اینجا مردم به تو رای داده‌اند و تو باید به مردم جوابگو باشی.

کشتی را اهالی کشتی باید اداره کنند یا سیاسیون؟

اهالی کشتی اولویت دارند، ولی اهل کشتی اول باید مدیر باشند بعد ورزشی.

و کشتی را چطور اداره کنند؟

باید بدون بغض، عاقل و کاربلد باشند و از همه ظرفیت‌های کشتی استفاده کنند.

برعکس‌اش صادق نیست، سیاست را نباید به اهل سیاست سپرد؟

اینجا هم سیاست را باید به کسی سپرد که اول مدیر باشد بعد سیاستمدار.

بزرگراه را دوست دارید یا کوچه باریک؟

هیچ کدام. خیابان معمولی!

تهران شهر خوبی برای زندگی است؟

حتما.

واقعا؟

بله، چون متولد تهرانم، تهران را دوست دارم.

محمدرضا طالقانی؟

یک عاشق کشتی.

مرتضی‌گرد؟

بی‌تدبیری.

لابی؟

شمشیر دولبه.

پول؟

حلالش نعمت است و حرامش لعنت.

چقدر حقوق می‌گیرید؟

چهار میلیون تومان.

کار اقتصادی هم می‌کنید؟

قبل از عضویت در شورا و در دوران ورزشی و جوانی کارهای اقتصادی زیادی می‌کردم و خیلی هم موفق بودم.

بعد از شورا چطور؟

هیچ کار اقتصادی که به نحوی به شهرداری مربوط باشد انجام نداده‌ و نمی‌دهم.

محمدجواد ظریف؟

ارادت از قدیم.

احمد مسجد جامعی؟

یک عاشق فرهنگی.

کمپین ماشین ایرانی نخرید؟

باید به مردم حق داد.

بهترین محله تهران؟

محله شاه عبدالعظیم.

بدترین محله تهران؟

هر محله‌ای که در آن فروش و توزیع مواد مخدر زیاد باشد.

در آینه چه می‌بینید؟

خودم را.

با خودتان چه می‌گویید؟

خودم را نقد می‌کنم.

اسمتان را هر چند وقت یک بار سرچ می‌کنید؟

تا به حال این کار را انجام نداده‌ام.

مهم نیست بدانید که در مورد خود شما چه نوشته یا گفته‌اند؟

بی‌اهمیت نیست.

سالی چند بار مصاحبه می‌کنید؟

سعی می‌کنم پاسخگو باشم.

مصاحبه‌هایتان را در روزنامه می‌خوانید؟

اگر در بریده جراید باشد حتما.

اگر شهردار بودید؟

منتخب مردم بودن را همیشه ترجیح داده‌ام.

اگر رئیس‌جمهور بودید؟

خدا آخر و عاقبتم را بخیر کند.

اگر رئیس فدراسیون کشتی بودید؟

به آن فکر نکردم.

اگر مرده‌شور بودید؟

کارم را جدی انجام می‌دادم.

آخرین باری که سر چهارراه گل خریدید؟

هفته پیش.

فال چطور؟

تا حالا نخریده‌ام.

دوست داشتید فوتبالیست بودید؟

بله.

مهم‌ترین چالش این روزهای شورای شهر؟

انتخاب هیات رئیسه.

چطور ورزشکاران اینقدر در معادلات شورا تعیین‌کننده شدند؟

از وقتی شورا دو قطبی شد.

اگر صبح ببینید جلوی خانه‌تان یک چاله عمیق درست شده است؟

به ۱۳۷ زنگ می‌زنم.

کارتن‌خواب‌ها؟

دغدغه‌ام هستند.

آخرین بار که آه کشیدید؟

وقتی تصویر کودک سوریه‌ای را دیدم.

بزرگ‌ترین کمبود تهران؟

هوای پاکیزه و آب.

اگر خودتان را روی یک نیمکت روبه‌روی ساحل تصور کنید، توی ذهنتان چیست؟

نمی‌دانم.

از کار کردن خسته نمی‌شوید؟

اصلا؛ لذت هم می‌برم؛ هر کس می‌خواهد من را تنبیه کند بیکارم کند.

پاییز؟

از همه فصل‌ها بیشتر دوستش دارم.

اوج عصبانیت شما؟

صلوات می‌فرستم.

کی عصبانی می‌شوید؟

وقتی کسی به من دروغ می‌گوید.

آخرین بار برای چه کسی دعا کردید؟

برای خودم دعا کردم عاقبت به خیر شوم.

آخرین باری که به کسی گفتید دوستت دارم؟

همین الان قبل از مصاحبه به دخترم تلفنی گفتم.

آخرین باری که گریه کردید؟

دیشب موقع دیدن یک فیلم سینمایی گریه کردم.

آخرین باری که کسی را کتک زدید؟

یادم نمی‌آید.

آخرین بار که از کسی کتک خوردید؟

به یاد نمی‌آورم از کسی کتک خورده باشم. (می‌خندد)

در گذشته کاری کرده‌اید که اگر برگردید انجام نمی‌دهید؟

تا دلتان بخواهد.

اگر همین امشب بگویند تا شب زنده‌ای، مهم‌ترین کاری که می‌کنی؟

به کربلا می‌روم.

یک نفر که دوست داری از آن حلالیت بطلبی؟

خیلی بیش از یک نفر است. از همه مردم حلالیت می‌طلبم.

آخرش چه می‌شود؟

آخرش خاک گل کوزه‌گران خواهیم شد.

اهل سفر هستید؟

خیلی کم.

سالی چند سفر داخلی می‌روید؟

یکی، دو تا.

سفر خارجی چطور؟

سفر تفریحی حداکثر یکی.

کجا دوست دارید بروید؟

سفر زیارتی را به همه جا ترجیح می‌دهم.

بهترین سفری که تا حالا داشته‌اید؟

همه سفرهای کربلا.

آخرین سفرتان؟

کربلا.

چه سوالی دوست داشتید از شما بپرسم که نپرسیدم؟

سوالی را جا نگذاشتید. (با خنده)

معصومه ابوالحسنی / چمدان (ضمیمه پنجشنبه روزنامه جام جم)