ما با این کارگردان پیشکسوت صحبت کردیم و پرسیدیم که اصل ماجرا چه بوده است. ممکن است با صحبت های دری درباره جنگ سرد، عملکرد مطبوعات، کیفیت سریال های ایرانی و … مخالف باشیم ولی نمی توانیم منکر جسارت او در طرح مسئله اهمیت سریال های شبکه جم و بخصوص سریال «فاطماگل» شویم. بی اطناب و مقدمه چینی، حرف های تند و تیز و جنجالی دری را بخوانید.

آقای دری شما معتقدید که رسانه ها مصاحبه شما را درباره ساخت سریال «زینب» تحریف کرده اند؟ کدام بخش از صحبت های تان عوض شده؟

– خبرگزاری تسنیم با من مصاحبه کرده و چیزهایی نوشته که بخش اولش اصلا کلمات و جملات من نیست. یعنی آن بخش که گفته شده من قرار است از فاطماگل اقتباس کنم؛ اصلا چنین چیزی نیست. خود فاطماگل اقتباس است. از کار اقتباسی که دیگر اقتباس نمی‌کنند. اگرچه معمولا مصاحبه ها را خلاصه می کنند ولی باید به اصل مطلب وفادار باشند. بخش پایانی مصاحبه نسبتا درست است. البته من اشتباه کردم که نخواستم آنها قبل از انتشار با من چک بکنند. متاسفانه من اعتماد کردم. امیدوارم که عمدی در کار نباشد.

فکر می کنم حرف و حدیث ها به این خاطر پیش آمده که ما هراس داریم درباره فاطماگل صحبت کنیم. یعنی بعضی ها اساسا مسئله تاثیرگذاری «فاطماگل» را انکار می کنند.

– اتفاقا مطبوعات و سایت ها و خبرگزاری ها به این سریال می پردازند. روی کیوسک ها پر شده از مجلاتی که عکس های این سریال را چاپ می کنند. چرا هیچ اعتراضی به این مجله ها نمی شود؟ شما تا حالا این مجلات را ندیده اید؟

ولی بیشتر نشریات زرد اخبارش را کار می کنند و مسئولان و فیلمسازان کاری به کار این سریال و امثالش ندارند.

– کسی که خود در این حرفه دارد کار می کند اگر بحث کارشناسانه ای داشته باشد نباید مطرح کند؟ اگر مردم این سریال ها را تماشا نمی کنند که ما دعوایی نداریم. اگر تماشا نمی کنند پس چرا عکس های بازیگران سریال چاپ می شود؟ در جامعه اسلامی برای روزنامه های زرد و عامه پسند قوانینی داریم. عکس و اسم این بازیگران چطور روی جلد نشریات می آید و مجوز نشر هم می‌گیرد؟

     !

بنابراین بحث آن هم می تواند به طور جدی مطرح شود. بدنه جامعه حتما از این سریال ها استقبال کرده که این نشریات به قول شما زرد عکسش را زده اند. تمام مطبوعات، روزنامه ها و سایت ها هر برنامه صداوسیمای ایران را به بهانه های مختلف زیر سوال می برند. مدام می نویسند این سریال بد است و از آن ایراد می گیرند. نگاه کنید در مطبوعات ما از فیلم هایی تعریف می شود که سالن هایش خالی از تماشاگر است. الان پرفروش ترین فیلم نوروزی سال هنوز مخاطبش تا ۶۰۰ هزار نفر فاصله دارد. الان فیلمی داریم که بعد از دو ماه اکران مخاطبش به ۲۰ هزار نفر نرسیده است.

بعضی ها کاری کردند که مردم ما شبکه های داخلی را نگاه نکنند یا اینکه درباره برنامه های آن بحث و گفتگویی نداشته باشند؛ این افراد یا پیروان این طرز تفکر، سینمای داستان گوی ما را از چشم مردم انداخته اند و سینمای خاصی را رواج می دهند که فاقد مخاطب است. این عملکرد خاستگاه استعماری دارد. آنها می خواهند فیلم های ایرانی نفروشد و سریال های ایرانی دیده نشود تا مردم به فیلم های خارجی توجه کنند. البته این عمل خود را زیر پوشش داشتن حق اظهارنظر و نقد پنهان می کنند.

بگذریم؛ حرفی که شما به آن خبرگزاری زدید دقیقا چه بود؟

– من گفته ام فیلمی می سازم که به لحاظ مخاطب مثل «فاطماگل» باشد. آیا باید برایش جنجال درست کنند؟ مگر من یا مردم عقل نداریم؟ آنهایی که مرا به لحاظ سوابق کاری ام می شناسند می دانند که من چیزی مثل فاطماگل می سازم یا نه! واقعا من این کار را می کنم؟ مگر عقلم کم شده که این حرف را بزنم؟ نه، من گفته ام فیلمی می سازم که مثل فاطماگل پرمخاطب باشد.

شما بفرمایید اگر یک حرکت غیراخلاقی در فیلم های سینمایی ما مشاهده شود، رسانه ها زمین را به زمان می رسانند؛ ولی وقتی حرف یک نفر مثل من تحریف می شود، آیا این کار بدی نیست؟ آیا نباید به آن رسانه ها انتقاد کرد؟ حرف من ماقبل و مابعد داشته است. من راجع به یک سریال خارجی حرف زدم که عکس هنرپیشه هایش از در و دیوار این مملکت بالا می رود. آیا مسئولان مملکت این عکس ها را نمی بینند؟

یعنی الان همه این رخدادها، گردن رسانه هاست؟

– ببینید؛ وقتی مطبوعات از سریال داخلی حمایت نمی کنند، طبیعی است که مردم سراغ فاطماگل می روند. من که شخصا آدم پرکاری نیستم. بعد از ۱۰ سال تحمل انواع کارشکنی یک سریال ساختم. ضمنا بساز و بفروش سریال هم نیستم اما دیگر همکاران من حق دارند که کار و تلاش کنند. عمل رسانه ها، فیلمسازانه ما را ضایع می کند. با ایرادهایی که از سریال ها می گیرند، برای مردم میلی به تماشای آنها باقی نمی گذارند.

اما سکوت یا به قول شما نادیده انگاشتن امثال فاطماگل و طرح نکردن ایرادهای آن سبب می شود که فاطماگل بین مردم طرفدار پیدا کند. مطبوعات اگر بدانند سریال یا فیلمی تمایلات به اصطلاح روشنفکرانه دارد، آن را نمی کوبند بلکه می گویند عالی است. به به و چه چه می کنند اما مردم با دیدن آن سریال یا این فیلم سینمایی به دلیل عدم رضایت شان خود به خود از سینمای ایران یا آن سریال زده می شوند. این کار یعنی از بین بردن تولید ملی در حالی که می دانیم رهبری نظام حمایت از تولیدات ملی را در هر زمینه ای به شدت توصیه می کنند لذا در عرصه جنگ نرم، بیزارسازی تماشاچی ایرانی از آثار سینمایی و تلویزیونی ساخت داخل، یک حرکت استعماری به شمار می رود.

     !

برگردیم سر حرف اصلی مان؛ شما در مصاحبه تان گفته اید که «فاطماگل» محاسن و معایبی دارد. لطفا اول درباره محاسنش توضیح بدهید.

– بله، فاطماگل در عرصه درام پردازی، در بخش تقابل شخصیت ها با یکدیگر، نسبت به کارهای ما امتیازاتی دارد. مشکل ما در این مملکت یکی دوتا نیست. وقتی نویسنده ایرانی می خواهد درباره کنش ها و واکنش های شخصیت های داستان بنویسد، به بهانه های مختلف با آن مخالفت می‌شود. به ویژه در تلویزیون در حالی که در جوامع انسانی بد و خوب وجود دارند. ما در عالم واقع آدم هایی داریم که توطئه می کنند و حتی نسبت به فامیل خودشان تنگ نظری دارند؛ بنابراین اگر ما چنین مناسباتی را از درام هایمان بنا به خواست ممیزها در تلویزیون حذف کنیم، سریال ما خالی از کشمکش دراماتیک می شود و همین، انگیزه تعقیب سریال را در مردم به شدت کاهش می دهد.

در سریال فاطماگل شخصیت های درام تقابل خوبی با یکدیگر دارند. همه آدم های داستان، صاحب منافع شخصی یا منافع مشترک با یکدیگر هستند که به واسطه آن رفتار می کنند. این منافع باعث می شود در برابر هم صف آرایی کنند. وقتی چنین وضعیتی در مقابل دید تماشاگر قرار می گیرد، تماشاگر با توجه به تجربیات شخصی در زندگی خود جذب سریال می شود. مثال می زنم، ما در جامعه خودمان زنانی مثل شخصیت زن برادر فاطماگل (مقدس) کم نداریم. یکی از نقش های اساسی فاطماگل که با مهارت پرداخت شده است شخصیت مقدس است و همین باعث می شود که زنان طبقات میانی جامعه با اشتیاق متوجه اعمال و کردار شخصیت مقدس بشوند.

حالا که سریال را کامل تماشا کرده اید و در جریان جزییاتش هستید، نقاط ضعف اش را هم بگویید.

– نقاط ضعف این سریال با توجه به معیارهای ارزشی ما کم نیست. این سریال در ترکیه ساخته شده، قانون اساسی کشور ترکیه سکولار است؛ یعنی جدایی دین از سیاست اما الان حدود یک دهه است که یک دولت اسلام گرا قدرت را در دست دارد، طبیعی است که بخش سکولار ترکیه در مقابله با این دولت فعالیت می کنند و یکی از راه های فعالیت شان همین ساخت برنامه هایی از نوع فاطماگل است؛ لذا این سریال نمایانگر بخش سکولار ترکیه است که الان فاقد قدرت سیاسی هستند. اینها دارند از طریق کانال های بخش خصوصی جامعه ترکیه را در همان شرایط سکولار حفظ می کنند تا مبادا دولت اسلام گرای آنجا هوس کنترل کل جامعه را در ذهن خود بپروراند.

     !

برای حرف های تان مثال هم می زنید؟

– در درون این سریال می بینید در هر جایی که مکان عمومی است از عکس آتاتورک غفلت نمی‌شود. عکس آتاتورک را در همه جا می بینید. مردم تصویر آتاتورک را می بینند و متوجه نیستند که در ناخودآگاه شان تاثیر می گذارد و آتاتورک بنیانگذار حکومت سکولار در ترکیه است. کاری که اینها دارند می کنند عادی سازی روابط نامشروع بین زن و مرد است و آن را طوری نشان می دهند که گویی مسئله چندان حادی نیست. یک دختر با پسری رابطه جنسی برقرار می کند و حتی پیشگیری را هم رعایت نمی کنند لذا در تمام داستان هایشان دختران جوان یک بچه حرامزاده دارند. یک آقایی هم هست که داوطلبانه آماده است تا با آن خانم ازدواج کرده و برای بچه نامشروع پدری کند. خب این یعنی چی؟

شما در سریال های اروپایی هم چنین وضعی را نمی بینید. از آن طرف در همین سریال ها تظاهر به مذهب هم می کنند؛ پشت سر مسافر آب می ریزند، قرآن به دست شان می گیرند (مثل ما)، اما دختر خانواده به شکل حرام حامله است! پدر دختر می فهمد که دخترش از طریق زنا حامله شده است، سیلی ناقابلی به او می زند. سپس مادر مومنه دختر، شوهر را نصیحت می کند که دخترمان را نزن؛ جوانی کرده و آن مردی که این بلا را سر او آورده نامردی کرده و پدر هم می پذیرد و به ظاهر غصه می خورد آیا اگر این کار عادی سازی نیست، چیست؟ ایرادهای فاطماگل خیلی زیاد هستندو این عادی سازی همان روندی است که ما به آن اسلام آمریکایی می گوییم، یعنی اسلام و اعمال حرام در کنار هم.

اما آنها در انتخاب زیرکانه نام فاطماگل برای این سریال از ما پیشی می گیرند.

– دقیقا! می دانند که فاطمه یعنی چی، پسوند گل را هم اضافه می کنند. من صراحتا می گویم که به اسم فاطماگل حسودی ام می شود چرا که ما باید سریالی با این نام و با توجه به شئون اجتماعی خود می ساختیم و چنین نام زیبایی را روی سریال مان می گذاشتیم؛ نه آنکه این نام زیبا قربانی مناسبات و روابط نامشروع داستان فاطماگل شود. بنابراین «تیتر فاطماگل ایرانی» به مفهوم ساختن چیزی شبیه به آن نیست و نمی تواند باشد.

مگر من می توانم اصولم را زیر پا بگذارم؟ آیا مردم این حرف را باور می کنند؟ آیا ما بر اساس هوس فیلم می سازیم که من بخواهم فاطماگل را دوباره سازی کنم؟ واقعا که جای تعجب دارد اما می‌دانم آن تفکر پنهانی که مخالف ساخت فیلم های پرمخاطب در کشور است از اینکه من و همکارانم کارهای پرمخاطب بسازیم راضی نیستند. آنها دوست دارند که تولیدات داخلی مهجور بمانند. باز تاکید می کنم که این خواست استعمار است. من سر حرف خودم هستم. گفتم من سریالی می‌سازم که به لحاظ تعداد بیننده مثل فاطماگل موفق باشد. ما می توانیم موفقیت چنین سریالی را تکرار کنیم.

     !

چه خبر از ساخت سریال زینب؟

الان ساخت فیلم «زینب» در چه مرحله ای است؟

– در حال حاضر در حال مذاکره هستم. دو سه تا طرح دارم که همزمان جلو می برم. هر کدام زودتر جلو برود همان را می سازم. ضمنا من همیشه دنبال بازیگر جدید می گردم. بنا به سلیقه ام همواره چهره های جدیدی را معرفی کرده ام.

پس اینطور که می گویید شخصیت فیلم شما شباهتی با فاطماگل ندارد؟

– زینب ماجرای فیلم من دختری است در دوران دفاع مقدس و ماجراهایی در زندگی اش دارد. اینکه ما فیلم یا سریالی بسازیم که شخصیت آن یک دختر باشد و اسم زیبای زینب روی آن باشد و ماجراهای اصلی حول او گردش کند، آیا این فاطماگل است؟ کسانی که شایعه درست می کنند بد نیست عقل شان را به کار بیندازند. آیا من تازه از اروپا آمده ام و قوانین اینجا را نمی دانم؟ مخاطبی که خبر را می خواند طبیعی است که از خود می پرسد فاطماگل که ساخته شده و چرا باید دوباره سازی شود؛ بنابراین صرف یک تیتر به معنای فاطماگل ایرانی لزوما نباید اینطور تفسیر شود.

اینطور که گفتید «زینب» یک کار سینمایی است، به فکر سریال سازی نیستید؟

– الان تلویزیون اصلا تولیدی ندارد که من بخواهم برایش سریال بسازم. بیشتر کارهای مناسبتی می سازد و اینکه چقدر این تجربه درست است آن را نمی دانم. من طرح هایی را برای ساخت سریال دارم ولی تلویزیون ما در حال حاضر قابل پیش بینی نیست. بنابراین کاری که می خواهم بسازم سینمایی است. وقتی که من به نمایندگی از همکاران خودم از سینما به تلویزیون آمدم. در سال ۱۳۷۸ تلویزیون ما دوران رکود را پشت سر می گذاشت. رابطه مردم با تلویزیون در سطح گسترده ای کاهش یافته بود و ماهواره ها تازه داشتند جان می گرفتند.

من با سریال کیف انگلیسی در سال ۷۹ رابطه مردم و تلویزیون را ظرف ۱۳ هفته – یعنی یک فصل – به وضع سابق بازگرداندم. متعاقب آن به شهادت تاریخ تلویزیون، سایر همکاران اینجانب فیلمسازان خوبی مثل آقای حاتمی کیا، کمال تبریزی، کیانوش عیاری، سیروس الوند و … به تلویزیون آمدند و هر کدام منشأ کارهای خوبی شدند و تلویزیون نزدیک به یک دهه خوب را پشت سر گذاشت. (هفته نامه تماشاگران امروز – احسان رحیم زاده)