سوکا ، صمد نیکخواه بهرامی را به عنوان کاپیتان تیم ملی ایران می شناسیم اما این بار می خواهیم کمی از این عنوان فاصله بگیریم و او را به عنوان یک پدر بشناسیم ،صمد که در جایگاه کاپیتان برخی از این خصلت های پدرانه را در مقابل بازیکنان جوانتر نشان می دهد ، در خانواده هم یک پدر واقعی است ، پدری مهربان با دختر شیرین که به قول خود صمد حالا همه دنیای او را پر کرده …ویانا دختر صمد در یک خانواده کاملا ورزشی به دنیا آمده ، پدرش کاپیتان تیم ملی بسکتبال است و مادرش انیسه خرقانیان سرپرست تیم ملی اسکواش ایران. صمد در گفت و گو با ما لذت هایی که ویانا به زندگی او اضافه کرده را با شما تقسیم کرده است .

لذت پدر بودن

پدر بودن بیشتر از آنچه فکرش را می‌کنید لذتبخش است. نمی‌دانستم انسان وقتی بچه خودش را می‌بیند برایش انگار دنیای تازه‌ای ساخته می‌شود. بچه از خود آدم مهمتراست. یک لحظه برای خوشی او حاضر است از همه چیز بگذرد. کسانی که پدر شده‌اند به‌ویژه آن دسته پدرهایی که فرزند دختر دارند به راحتی می‌دانند من درباره چه کسی صحبت می‌کنم و برای خانواده چه ارزشی دارد. این لذت را نمی‌خواهم با چیزی در دنیا عوض کنم.

دغدغه های پدر بودن

اعتقاد من بچه داری به سن و سال بچه نیست. در همه دوره‌ها وظیفه پدر و مادر برای تربیت بچه سنگین است. من به اتفاق همسرم در یک دوره‌ای از تربیت فرزندمان قرار داریم و همین طور این دوره‌ها با شرایط سنی دخترم بیشتر می‌شود. آدم دلش می‌خواهد بهترین‌ها را برای فرزند خود فراهم کند. باید در هر دوره سنی بتوانی پرانرژی و سرزنده مشکلات را کنار بزنی بدون اینکه بچه ات متوجه کارها و دغدغه‌هایت شود.

آینده ویانا

من به‌دنبال ساختن آینده دخترم هستم درست اما باید اجازه بدهم او هم بزرگ شود، خوب فکر کند و تصمیم بگیرد. برای من تصمیم و انتخاب او نیز اهمیت دارد. باید به علاقه‌اش نگاه کنم و بعد در صورت لزوم حمایتش کنم. سعی کنم محیط پیرامون را برای رسیدن به اهداف او آماده کنم. مهم نیست آدم عجیب و غریبی باشد یا موقعیت خاصی بگیرد این موارد بستگی به تلاش خودش دارد اما من فشاری از این بابت وارد نمی‌کنم زیرا سلامتی و داشتن یک زندگی سالم مهمتر است.

نام ویانا

راستش من هیچ دخالتی در انتخاب نام دخترم نداشتم.مادرش این نام را انتخاب کرد و من دیدم قشنگ است حرفی نزدم. اینک ویانا در زندگی من و همسرم چراغ امید است. اسم دخترم به معنای دانایی و فارسی است. یک عده که اطلاعی از نام‌های ایرانی ندارند خیلی وقت‌ها از من می‌پرسند نام خارجی روی فرزندت گذاشتی که برای روشن شدن آنها باید روی معنی اسم دخترم هم وقت بگذارم. در کل ویانا به لحاظ آوایی هم اسم قشنگی است.

زمان همراهی

من در فصل بازی‌های باشگاهی و بعد ملی درگیر مسابقه‌های متعد هستم و نمی‌توانم خیلی وقت بگذارم اما زمان‌هایی که در خانه هستم کاملا در اختیارم. دخترم ویانا در نبود من بارها دلتنگی کرده است. تا چند وقت پیش زیاد متوجه غیبتم در منزل نمی‌شد اما حالا که بیشتر درک می‌کند. وقتی از تمرین یا اردوها بازمی‌گردم همه جا با من است حتی در فیزیوتراپی. اصرار دارد با من به تمرین بیاید اما سر تمرینات نمی‌توانم ببرمش زیرا آنجا تمرکزم روی تمرین است و ممکن است آسیب ببیند.

بابای خوب

قبول دارم شرایط زندگی یک ورزشکار حرفه‌ای همزمان با رسیدگی به امور خانواده به ویژه نگه داری بچه، کار سختی است اما با تمامی‌توانم می‌کوشم، ساعات غیر از ورزش، در کنار خانواده و دخترم باشم. برای آنها امنیت روانی ایجاد کنم و آرامش را هدیه بدهم. البته این بدان معنا که بچه را لوس و ننر بار بیاورم نیست.من و همسرم خواسته‌های مخصوص این سن را برای دخترمان فراهم می‌کنیم در غیر این صورت نمی‌شود همه‌جوره بچه را با خواسته‌های غیرمنطقی حمایت کرد زیرا این کار در وهله نخست به خود فرزند لطمه می‌زند. او باید مشکلات را هم درک کند و گاهی وقت‌ها «نه» بشنود تا فکر نکند زندگی جاده یکطرفه و همه چیزش بر وفق مراد است.

خاطره از ویانا

من در خانواده‌ای بزرگ شدم که فرزند دختر کمتر داشتیم بنابراین این می‌تواند خاطره خوبی برای افراد خانواده‌مان باشد اما به شخصه برای خودم دنیای کودکی ویانا از خاطره پر است. زمان‌هایی که ویانا را به فیزیوتراپی می‌برم دستش را روی قسمت آسیب دیده‌ام می‌گذارد و می‌گوید؛ بابا خوب شد؟ می‌گویم؛ بله دخترم و خیالش از بابت مصدومیتم راحت می‌شود. یا زمان‌هایی که یخ نمی‌گذارم پیگیریخ گذاشتن من می‌شود و می‌پرسد یخ نمی‌خواهم؟ وقتی در سفرم این صحنه‌ها را پشت تلفن یادآوری می‌کند و می‌گوید: بابا پاهایت خوب شد نمی‌خواهی من بیام؟