سینما از زمان آغاز فعالیت به قصه‌سرایی در فضاهای متنوع و لوکیشن‌هایی مختلف نیاز داشت؛ بنابراین طیف گسترده‌ای از مکان‌ها را به عنوان بستر و محل روایت حوادث برگزید.‌‌ البته هالیوود و دیگر شرکت‌های فیلمسازی در اروپا تا مدت‌ها تحت نظام استودیویی فعالیت و مکان‌های مختلف موردنظر در فیلمنامه اعم از شهرها و بیابان‌ها را در محدوده استودیو بازسازی می‌کردند؛ تصمیمی که در آن زمان بصرفه و تحت کنترل بود، اما از جایی به بعد رویاپردازی در محیطی بسته چندان باورپذیر نبود و مردم نیاز داشتند محل زندگی و کار روزمره خود را در فیلم‌ها ببینند و این گونه بود که فیلمسازان به شهرها و نقاط مختلف آنها اعتنا کرده و قصه‌هایشان را در نقاطی آشنا برای تماشاگران روایت کردند. در واقع سینما ـ که خود محصول پیشرفت تمدن و نشانه‌ای نوین از شهرنشینی بود ـ با بهره‌گیری خلاقانه از شهرها، دین خود را ادا کرد. از آن پس هر فیلمسازی بسته به نوع قصه و زاویه دید خود، شهرها و فضاهایی برای روایت برمی‌گزید و علاوه بر پایبندی به واقعیات شکلی شهرها و روحیه مردمان آنجا، بازتعریفی هم از لوکیشن‌های شهری ارائه می‌کرد.

وودی آلن وقتی سراغ لوکیشن محبوب خود، شهر نیویورک و بویژه منطقه منهتن می‌رود، در نگاهی کمدی و طنازانه به هجو فضای روشنفکری آنجا می‌پردازد و اگر مارتین اسکورسیزی سراغ شهری مثل نیویورک می‌رود، فساد و تباهی و فعالیت گنگسترهای آنجا را می‌بیند. در همین سینمای ایران و از نمونه‌های اخیر، شهر بندرانزلی در فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟» جلوه‌ای رمانتیک و در حد شهر عشاق، پاریس می‌یابد، اما همین شهر در فیلم‌هایی چون «ناهید» و «بوفالو»، دارای سویه‌های تلخ و متناسب با قصه می‌شود.

اگر به این مباحث و نقش شهر و معماری در سینما و چگونگی استفاده فیلمسازان برتر سینمای جهان از آنها علاقه‌مندید و می‌خواهید بدانید عناصر و المان‌های مختلف شهرها چه کاربردی در پیشبرد قصه دارند، خواندن کتاب «صحنه‌هایی از یک ازدواج: ملاحظاتی درباره فضا و شهر در سینما» نوشته مازیار اسلامی را به شما پیشنهاد می‌کنیم. این کتاب که از سوی نشر حرفه هنرمند منتشر شده، هشت فصل دارد که عبارتند از: مکان و نامکان: دیداری و بساوایی، صحنه مرئی/ نامرئی، متافیزیک دکور: طراحی صحنه و گونه‌های مختلف آن، آسمانخراش ها: جهنمی یا بهشتی؟ ، شهر عریان: سینما چگونه شهر را عریان می‌کند، بلید رانر: شهر پست مدرن/ سینمای پست مدرن، سرچشمه: تقدیس فردیت معمار، شهر و امر منفی.