چقدر اهل عضویت در شبکه‌های اجتماعی مختلف و استفاده از آنها هستید؟

من تنها در دو شبکه عضو هستم و فعالیت‌هایم هم محدود به همین دو شبکه اجتماعی است. سعی می‌کنم حضور در این شبکه‎ها خیلی وقتم را نگیرد و بیش از حد درگیر استفاده از آن نشوم. خیلی وقت‌ها این‌طور نمی‌شود و شبکه‌ها آن قدر جذابیت دارند که آدم ناخودآگاه زمان بیشتری برایشان می‌گذارد. حتی ممکن است خیلی‌هایمان عادت داشته باشیم بلافاصله بعد از بیدار شدنمان ابتدا این شبکه‌ها را چک کنیم. لذا من فکر می‌کنم کششی نسبت به این شبکه‌ها وجود دارد که انکار کردنش هم دروغ است، اما می‌شود محدودترش کرد. مثلا روزهایی به خودم قول می‌دهم تا فلان کتاب را نخوانده‌ام به سراغ شبکه‌های اجتماعی نروم و واقعا هم همین‌طور می‌شود.

عمده فعالیت‌هایتان در این شبکه‌ها به چه صورت است؟ آیا با تعریف شخصی بودن این صفحات برای هنرمندان موافق هستید؟ می‌توان اینها را شخصی دانست؟

قطعا از آنجا که من مجری هستم و بخشی از افراد در جامعه من را می‌شناسند، خیلی نمی‌توانم صفحه‌ام را شخصی بدانم و هر فعالیتی را در آن انجام بدهم. من بیشتر سعی می‌کنم صادقانه هر آن چیزی را که در دلم هست و به آن علاقه‌مندم و همچنین دغدغه‌های اجتماعی‌ام را با دیگران به اشتراک بگذارم. خیلی وقت‌ها هم کارهایم را معرفی می‌کنم و علاوه بر آن پیگیری کردن فعالیت‌های افراد دیگر و آشنایی با اندیشه‌های گوناگون را هم دوست دارم و همه این اتفاقات برایم جذاب است.

فکر می‌کنید استفاده از این شبکه‌ها چه کمکی به هنرمندان و افراد شناخته شده جامعه می‌کند؟ این امکان تعامل بی‌واسطه‌ای که میان هنرمندان با مخاطبانشان و مردم عادی ایجاد می‌شود خوب است یا بد؟

قطعا خوب و کمک‌کننده است. حتی خیلی وقت‌ها می‌بینیم هنرمندانی که در این شبکه‌ها فعال‌ترند از بازیگرانی که همان زمان در تلویزیون مجموعه‌ای را روی آنتن دارند هم بیشتر دیده می‌شوند و نمی‌توان منکر شد عضویت در این شبکه‌ها بشدت به دیده شدن افراد کمک می‌کند. جمله‌ای که می‌خواهم بگویم شاید خیلی کلیشه‌ای به نظر برسد، اما واقعا همه چیز به نحوه و نوع استفاده ما از شبکه‌های گوناگون برمی‌گردد و بستگی دارد هدف آدم‌های مختلف از عضویت در این شبکه‌ها چه باشد. همان‌قدر که می‌توان برای تبلیغ و اشاعه اتفاقات مثبت استفاده کرد، به همان اندازه هم می‌توان در جهت حاشیه‌سازی از آن سود برد. من باز بخش خوب قضیه مثل جمعیت‌های کار کودکان و کودکان آسیب‌پذیر یا تشکل‌های مربوط به مبارزه با سرطان را نام می‌برم که هنرمندان زیادی عضوشان هستند و من هم به نوبه خودم می‌کوشم فعالیتی داشته باشم و همین حضور هنرمندان در این شبکه‌ها موجب شده است مردم هم با آن آشناتر باشند و اگر کمکی از دستشان برمی‌آید، انجام بدهند.

نظرات مردم در این شبکه‌ها به چه صورت است؟ آیا تمام نظراتی که برایتان گذاشته می‌شود را می‌خوانید؟

بله، شاید این خصوصیت به خاطر تحصیل کردنم در رشته علوم اجتماعی باشد، اما باید بگویم واقعا تمام نظرات را می‌خوانم و مطالعه تک‌تکشان برایم جذاب است. گاهی اوقات شده حتی فردی که کلام درستی نداشته یا توهینی می‌کرده، من با آن آدم هم صحبت کرده‌ام و در قالب همان نظرات توانسته‌ایم با هم تبادلی داشته باشیم. همین که آدم‌های مختلف و از فرهنگ‌های مختلف امکان ابراز نظراتشان را در قالب این شبکه‌ها پیدا کرده‌اند، اتفاق جالبی است. البته یادمان باشد خود ما هم وقتی محتوایی را در شبکه‌ای با دیگران به اشتراک می‌گذاریم قطعا باید ظرفیت شنیدن نظرات مختلف را هم داشته باشیم و ممکن است خیلی از این نظرات دلخواه ما نباشند. هرچند عده‌ای هم هستند که به عمد فقط به قصد تخریب چهره‌ها به فضاهای مجازی می‌آیند و شروع به توهین کردن به دیگران می‌کنند که حساب این افراد جداست.

درخصوص آسیب‌ها و استفاده‌های نادرست این شبکه‌ها چطور؟ مثالی در ذهن دارید؟

چیزی که برای خود من خیلی آزاردهنده است، این است که استفاده از این شبکه‌ها و سرعت تبادل اطلاعات در آنها موجب شده افراد زیادی اخباری که به دستشان می‌رسد را بدون اطمینان از صحتشان با دیگران به اشتراک بگذارند. خیلی وقت‌ها محتوایی که پخش می‌شود حتی درست هم نیست و آبروی افراد را می‌برند. اینها از اتفاقات منفی است یا این‌که وجود این شبکه‌ها و تنوع و تعدد محتواهای آنها موجب شده افرادی که خوراک فکریشان از این شبکه‌ها تغذیه می‌شود، دیگر به دنبال مطالعه بیشتری از جانب خودشان نروند و به خواندن چند سطری از یک کتاب اکتفا کنند. در این‌ صورت شاید از موضوعات زیادی اطلاع داشته باشند، اما دانش‌شان عمقی ندارد و فقط به صورت ظاهری است. حتی اگر با این افراد بحث هم بکنید می‌بینید از جانب خودشان خیلی تحلیلی نمی‌توانند انجام بدهند. در صورتی که حتی تا همین چند سال قبل شرایط این‌طور نبود و اگر کسی در زمینه خاصی می‌خواست اطلاعی به دست آورد باید به سراغ کتاب‌ها یا منابع دیگر می‌رفت و خودش درخصوص موضوع مورد نظرش مطالعه می‌کرد. من نمی‌گویم این شبکه‌ها را به طور کامل کنار بگذاریم و فقط کتاب بخوانیم، اما فکر می‌کنم می‌توان تعادلی در این زمینه ایجاد کرد. یا نکته دیگری که به ذهنم می‌رسد و به نظرم جای تاکید دارد، این است که خیلی وقت‌ها آدم‌ها آن قدر درگیر به اشتراک گذاشتن لحظاتشان در این شبکه‌های مجازی می‌شوند که یادشان می‌رود از تجربه واقعی آن لحظه و بودن کنار افراد دیگر و عزیزانشان لذت ببرند که این هم اتفاق خوبی نیست و لازم است کمی بیشتر در موردش فکر کنیم.

زهرا غفاری