اگر عده‌ای روی یک موج سوار شده و به یک برنامه کمدی ساده جهت سیاسی دهند، به نظرم اهداف و مقاصد دیگری در کار است. سیاست کشور را سیاستمداران اداره می‌کنند و نیازی به برنامه خندوانه و امثالهم نیست.

اگر این برنامه‌ها خیلی موفق باشند باید بتوانند مردم را بخندانند. اصولا وظیفه و کارکرد این آثار همین است.

به گمانم جریان‌های کاذبی که بر اساس یک رقابت ساده میان دو کمدین و خنداننده در یک برنامه شکل می‌گیرد، مصداق همان حباب زودگذر است البته هستند کسانی که با همین جریان‌آفرینی‌ها و هیاهوها بر سر یک رای ساده، به نوعی ارضای روحی می‌رسند.

قطعا یک اتاق فکر در پشت این جریان‌سازی‌ها وجود دارد؛ هر چند اعتقاد دارم اطلاق موج و جریان به این اتفاقات چندان منطقی و درست نیست و اگر هم وجود داشته باشد ساختگی و مصنوعی است. البته کسانی هم هستند که از این امواج و جریان‌های کاذب استقبال کرده و حتی از لحاظ روحی اقناع می‌شوند.

هنرمند باید کار هنری خودش را انجام دهد و تحت تاثیر هیجانات سیاسی قرار نگیرد. برای بررسی آسیب‌شناسی چگونگی ایجاد و تاثیرگذاری این جریان‌های کاذب بر افکار عمومی باید به کارشناسان مسائل اجتماعی هم رجوع کرد.

مشکلات بزرگ‌تری از رقابت حیایی و ژوله در جامعه ما وجود دارد که باید به آنها پرداخت؛ از نارسایی‌های اقتصادی گرفته تا کمبود آب و بیکاری جوانان و رکود تولید ملی. ای‌کاش نسبت به این معضلات هم با ایجاد جریان‌ها و موج‌های اجتماعی واقعی دغدغه به خرج داده و واکنش نشان دهیم. البته چنین جریان‌هایی معمولا زودگذر است و تلویزیون می‌تواند با دعوت از این دو کمدین و شفاف‌سازی، خط بطلانی بکشد بر همه این موج‌سواری‌های کاذب.

داریوش کاردان – مجری، بازیگر و کارگردان