عناصر زبانی خاصی، برای القای این رفتار تکامل یافته‏‌اند و سلسله مراتب اجتماعی مشخصی بر مبنای آن شکل گرفته است. با نگاهی کوتاه به دانش جانور‌شناسی و عصب‏‌شناسی خواهیم دید که خنده رفتاری است با ریشه‏ تکاملی روشن.
از سوی دیگر با نگاهی جامعه‏‌شناسانه در خواهیم یافت که خنده به‌عنوان کنشی اجتماعی، نقشی برجسته را در تنظیم ارتباطات اجتماعی ایفا می‌‏کند. وقتی با این دید به پدیده‏ خنده می‌‏نگریم، متوجه نکاتی می‌‏شویم که در نگاه نخست، بعید و دور از ذهن می‌‏نمایند. در واقع، در پشت پرده‏ خنده، اموری بسیار جدی پنهان شده‏‌اند. زمان‏بندی ظهور خنده هم حالتی قانونمند دارد.
اصولا خنده رفتاری انفجاری و ناگهانی است. نشان داده شده که بلافاصله پیش از آغاز خنده مجموعه‏‌ای از انقباضات عضلانی در چهره پدیدار می‌‏شوند که می‌‏توانند به‌عنوان پیش‌درآمد خنده در نظر گرفته شوند. جالب آن‌که این انقباضات در واقع نوعی اخم کردن هستند و با حالت چهره هنگام خشم شباهت دارند.
در نوزادان، لبخند برخی از عناصر حرکتیِ این مجموعه را در بر می‌‏گیرد و می‌‏تواند به‌عنوان تمرینی برای خنده در نظر گرفته شود.
خنده و لبخندی که به صورت خودجوش و انفجاری عارض می‌‏شوند، تمام عناصر مقدماتی یادشده را با زمان‏بندی یکسانی در خود دارند. به همین دلیل هم هست که این دو را می‌‏توان نوعی الگوی ثابت رفتار در نظر گرفت.
انسان یک گونه اجتماعی است و به همین دلیل هم بخش مهمی از توانش‏های رفتاری ابتدایی‏‌اش، به صورت ابزارهایی کارآمد برای انتقال اطلاعات در کنش متقابل با دیگران در آمده است. بخش مهمی از رفتارهای موجود در خزانه رفتاری انسان، برای برخورد با جامعه و افراد دیگر هم‏گونه‏‌اش سازگار شده و خنده و لبخند هم از جمله‏ این رفتار‌ها هستند.
نشان داده شده که احتمال خندیدن یک آدم، آن‌گاه که در میان گروهی از افراد دیگر باشد، ٣٠ برابرِ موقعی است که تنها باشد. همچنین اگر کسی بوی خوبی را حس کند و تنها باشد، لبخند نمی‌‏زند اما اگر در جمع باشد، لبخند می‌‏زند.
چنان‌که گفتیم، لبخند نوعی علامت رفتاری خوشایند محسوب می‌‏شود. کسی که به دیگری می‌‏خندد یا لبخند می‌‏زند، در واقع در حال ارسال این پیام است: «ما با هم دوست هستیم»! به همین دلیل هم چهره خندان و به اصطلاح «گشاده»، به‌عنوان حالتی مثبت و زیبا ارزیابی می‌‏شود. یک پاسخ عادی در برابر لبخند یا خنده‏ دیگران، تکرار همین رفتار است. کسی که در برابر چهره‏ خندان مخاطبش می‌‏خندد، درواقع به مخابره‏ این پیام مشغول است: «پیامت دریافت شد، بله، دوست هستیم»!
به همین دلیل هم خنده و لبخند، می‌‏تواند به صورت بازتابی در برابر خنده‏ دیگران تولید شود.
خنده از قدیم به عنوان پدیده‏‌ای مسری مشهور بوده و مثال‏های عجیب و غریبی از این واگیردار بودن در دست است. مثلا در ‌سال ۱۹۶۲ میلادی در تانزانیا، یک نوع مرض عجیب رفتاری شایع شد که عبارت بود از خنده! این بیماری از یک دسته ١۶-١٢ نفری دخترهای دبستانی آغاز شد و به تدریج در میان کسانی که می‌‏کوشیدند آن‌ها را آرام کنند، شیوع یافت.

این بیماری -که گویا فقط علت رفتاری داشت و مربوط به مسمومیت نبود- در مدت کوتاهی در میان مردم منتشر شد و هرکس که به دیگران در حال خنده برمی‏خورد، خود نیز به خنده می‌‏افتاد. در مورد شدت شیوع این مورد ذکر همین نکته کافی است که شیوع آن ماه‌ها طول کشید و ۶ ماه باعث تعطیلی مدارس شد!
از این مثال استثنایی که بگذریم، به نمونه‏‌های معمول‏‌تری برمی‏‌خوریم که به صورت مصنوعی در آزمایشگاه‏‌ها بررسی شده‏‌اند. از بررسی رفتار کودکان چنین بر می‌‏آید که خنده را به عنوان ابزاری ارتباطی به کار می‌‏برند. در یک آزمون میدانی، با دوربین مخفی از کودکان در موقعیت‏‌های گوناگون فیلمبرداری شد و نشان داده شد که از ۲۲۳ خنده‏ ثبت‌شده در یک کودک، تنها ١۴ تای آن در تنهایی بروز کرده است. همچنین نشان داده شده که با پخش صدای خنده برای یک جمع، ۵۰ درصد از آن‌ها با صدای بلند می‌‏خندند و ۵۰ درصد دست‌کم لبخند می‌‏زنند. همچنین نشان داده شده که این القای خنده، با تکرار کاهش می‌‏یابد. به بیان دیگر، آزمودنی با تکرار این محرک، مانند هر گونه محرک بازتابی دیگر، عادت می‌‏کند تا پاسخی خفیف‌تر را بروز دهد.
این امر، یعنی خوگیری، بیانگر پیش‏‌تنیده بودن این بازتاب در سطوح ناهوشیار آگاهی است. این خوگیری را به این شکل، بیشتر در رفتارهای ساده‏‌ای مانند پلک‌زدن در برابر دمیدن هوا می‌‏بینیم. به این ترتیب شواهد زیادی برای بازتابی دانستن خندیدن در برابر صدای خنده وجود دارد. پس در مورد ارتباط تنگاتنگ خنده با کنش نمادین بینافردی و پیش‏‌تنیده بودن مفهوم این رمزگان حرکتی تردیدی وجود ندارد.
از سوی دیگر، نشان داده شده که جوک و خنده‏ ناشی از آن الگوی اندرکنش بینافردی را دگرگون می‌‏نمایند و به پایدار شدنش کمک می‌‏کنند.

شوخی، باعث گسترش روابط اجتماعی می‌‏شود، بهره‏‌وری آموزشی از کلاس‏‌های درسی را بیشتر می‌‏کند، دوام ازدواج و پایداری خانواده‏‌ها را زیاد می‌‏کند، کیفیت روابط اجتماعی را در درون ساختارهای اجتماعی و گروه‌های همکاران بهبود می‌‏بخشد، باعث همکاری بیماران با پزشکان‏شان می‌‏شود و قدرت تحملشان را در برابر مراحل درمان بالا می‌‏برد و حتی توانایی پذیرش مرگ و کنار آمدن با پیامدهای محتوم یک بیماری مرگبار را افزایش می‌‏دهد.
خنده، نوعی رهایی موقت از زیر بار انضباط حاکم بر بدن است و جوک‏‌گویی آن شکلی از کنش متقابل است که زمینه‏ ظهور این گریز کوتاه‌مدت را فراهم می‌‏کند. آنان که در این گناه کوچک نقض قواعد حاکم بر بدنشان شریک جرم هستند، قاعدتا باید از حدی بیشتر به هم نزدیک باشند و از همین روست که جوک‌گویی کنشی دوستانه تلقی می‌‏شود. در جریان این کنش دوستانه‏ آزادی‏بخش، مجموعه‏‌ای پیچیده از روندهای روان‌شناختی نیز جریان می‌‏یابند و تمام تحولات پیش‌گفته‏ معنایی، زبان‌شناختی، هیجانی و پردازشی را شامل می‌‏شوند.
ما برای اجتماعی‌ماندن مجبوریم بخندیم! (شهروند)