اما این سفرِ آغشته با مرگ در فیلم «از کنار هم می‌گذریم» به هیچ‌وجه منافاتی با زندگی ندارد و برای همین هم ایرج کریمی در مقام فیلمساز تصویر دلپذیری از نعش‌کش قصه با بازی مهران رجبی ارائه می‌کند و با طنازی‌ها و سرخوشانگی او مرگ را ملموس و دوست‌داشتنی نشان می‌دهد.

کریمی این نگاه ملیحانه به مرگ و در امتداد حیات بودنِ ممات را در «باغ‌های‌کندلوس» هم پیش روی تماشاگران قرار می‌دهد.

سه دوست میانسال خاطرات دوستان از دست رفته‌شان، زوجی عاشق به نام کاوه و آبان را به‌گونه‌ای مرور می‌کنند که گویی آنها هنوز زنده‌اند. اینجا هم مرگ در هیبت مرد بانمک و بذله‌گویی با بازی رضا ناجی ظاهر می‌شود تا از ترس تسلیم بکاهد.

کریمی سال‌ها نویسنده و منتقد و مترجم سینمایی بود. او از جمله کسانی بود که در عمل نشان داد منتقدان هم می‌توانند فیلمسازان خوبی باشند.

«از کنار هم می‌گذریم»، «باغ‌های کندلوس» و «چند تار مو» گواه این مدعا هستند بنابراین شنیدن خبر درگذشت ناگهانی او و در ۶۲‌سالگی بر اثر بیماری سرطان در روز گذشته، ضمن این‌که ما مخاطبان نوشته‌ها و فیلم‌های اندیشمندانه‌اش را به بهت فرو برد، حسرتی ابدی هم برای ادامه این عیش سینمایی و ادبی باقی گذاشت.

این دریغ برای ماست، وگرنه خوب می‌دانیم کریمی که واپسین ساخته‌اش، فیلم سینمایی «نیمرخ‌ها» چند وقت دیگر اکران می‌شود، مثل فیلم‌هایش عاشقانه با مرگ کنار آمده، به آرامی و بی‌سروصدا از کنار ما گذشته و ساکن باغ‌های زیبای کندلوس شده است.

علی رستگار – فرهنگ و هنر