زمانی که در ماموریت خبری در عراق بودم (سال‌های ۸۳ تا ۸۶)، چند بار برای مصاحبه با شخصیت‌های عراقی به بغداد آمد و اولین بار آنجا دیدمش.

از مهر ۸۹ هم که خبرنگار سازمان در سوریه شدم، او در آنجا بود، از چند ماه قبل از من و هم رده من در دفتر العالم در دمشق شده بود؛ مدیر دفتر و خبرنگار.

از ابتدای بحران سوریه، نقش اساسی و ارزشمندی را در خنثی‌سازی دروغ‌های الجزیره و العربیه داشت.

از زمانی که سر و کله تروریست‌ها پیدا و نمایان تر شد، چندین و چند بار شانه به شانه هم در مناطق درگیر رفتیم و گزارش گرفتیم.

حضوری میدانی و افشاگری‌هایش، چه در العالم، چه سخنرانی‌ها و چه مقالاتش و نیز حضور چشمگیر در فضای مجازی، باعث شد تا تروریست‌ها و تکفیری‌ها، برای سرش جایزه بگذارند، درست مثل من.

شجاعت مثال زدنی‌اش مورد تائید دوست و دشمن است و حضور در خط مقدم نبردها، عاملی شده تا چند بار بشدت یا سطحی، زخمی و بستری شود.

مطلع شدم که دو روز پیش وقتی برای تهیه گزارش به خط اول نبرد در درعا، استان جنوبی سوریه که هم مرز با سرزمین‌های اشغالی است رفت، براثر شلیک خمپاره تکفیری‌های مورد حمایت صهیونیست‌ها و اصابت ترکش، بار دیگر مجروح و بستری شده است.

تماس‌های مکررم برای صحبت با حسین، در این مدت، بی‌نتیجه مانده، اما دوستانم از بهبود وضع جسمی‌اش خبر می‌دهند.

حسن شمشادی – نماینده صداوسیما در سوریه