زن و مردی که هیچ چیز به جز احترام و محبت نثار یکدیگر نمی کردند، امروز تمام قول و قراری که به یکدیگر داده بودند را فراموش کرده اند! دیگر از خانه شان به جای خنده، صدای فریاد و گریه بیرون می آید! چطور می شود که به جای آن همه عشق، نفرت به میان می آید و آنها حرف از جدایی می زنند؟

درخواست طلاق زن و شوهر بر سر تغییر کانال تلویزیون!

دادگاه خانواده پر از افرادی است که روزی لیلی و مجنون بوده اند و اما امروز دشمن خونی یکدیگر شده اند که حتی چشم دیدن یکدیگر را هم ندارند. آنها آمده اند که دیگر طلاق بگیرند و مهر جدایی را روی شناسنامه هایشان بزنند، اما وقتی دلایل طلاق شان را می پرسی و حرف هایشان را می شنوی سرت گیج می رود! از دخالت های مادرزن و مادرشوهر گرفته تا اختلاف بر سر تغییر کانال تلویزیون! البته این دلایل از نظر خود متقاضیان طلاق بسیار منطقی است اما شنیدنش برای ما بیشتر شبیه به داستانی مضحک می ماند.

داستان شماره یک: شاید باورتان نشود اما بر اساس گزارش های میدانی خبرنگار ما مشاهده شد که خانمی ۳۲ ساله بعد از ۷ سال زندگی مشترک بدون دغدغه با همسرش تنها به دلیل اینکه شوهرش ملکی به نامش نکرده، درخواست طلاق داده است!

مریم گریه می کند و می گوید: شوهر خواهر من یک مغازه و یک واحد آپارتمانی به نام خواهرم کرده است، اما شوهر من در حالیکه چندین مغازه و چندین واحد مسکونی دارد، هیچ ملکلی به نام من نمی کند!

بهروز شوهر مریم که چهره اش بسیار نگران به نظر می آید، می گوید: من تا امروز برایم همسرم هر کاری که توانسته ام کرده ام و نگذاشته ام خلا چیزی را احساس کند. هر چیزی که بخواهد برایش تهیه می کنم، اما نمی دانم چرا با من این چنین رفتار می کند. آیا درست است من زنم را طلاق بدهم فقط بخاطر اینکه ملکلی را به نامش نکرده ام؟

داستان شماره دو: در قسمت دیگری از دادگاه خانواده دیده می شود بیژن و الناز، در همان شب نخست ازدواج به گردنه صعب العبوری رسیده اند. یعنی وقتی عروس خانم می خواسته تا مثل هر شب پیش از ازدواج، دندان های خود را مسواک بزند، ابتدا مسواک را از جلدش خارج کرده (چون تازه ازدواج کرده بودند، همه چی نو بوده) سپس خمیر دندان را برداشته و با فشار دادن در آن بر روی سر تیوب، آن را افتتاح کرده است.

تا اینجا همه چیز خوب پیش رفته بود اما مشکل زمانی پیش می آید که بیژن از راه می رسد و بعد از کلی داد و قال می خواهد به همسرش بفهماند که عقل سالم حکم می کند خمیردندان را «از پایین فشار بدهی.» بعد از این جار و جنجال و تاکید عروس ماجرا مبنی بر اینکه فقط بلد است خمیر دندان را از بالا فشار دهد، همه چیز به نقطه جوش می رسد و الناز در همان شب نخست سر از منزل پدرش درمی آورد. بعد از این اتفاق هم تمام مشاوره ها و پادرمیانی ها به نتیجه ای نمی رسد و بیژن و الناز از هم جدا می شوند!

داستان شماره سه: داستانی عجیب دیگر که مربوط به زوجی است که ۸ سال از ازدواج شان می گذرد و دعوای آنها بر سر انتخاب کانال تلویزیون بوده! نسرین که ۳۳ سالش است گریه می کند و می گوید برنامه های مورد علاقه ام را نمی توانم ببینم و بهنام (همسر نسرین) که ۴۰ سال دارد هم بر دیدن برنامه های مورد علاقه تلویزیونی خود پافشاری می کند و می گوید: من هم سهمی از این زندگی دارم! شاید باورتان نشود اما این داستان واقعی است!

دهه هفتادی ها بیشترین مشتری طلاق!

متاسفانه این روزها در بسیاری از پرونده های طلاق، بیشتر متولدین دهه ۷۰ و سال های ۶۸ و ۶۹ تحت مدیریت خانواده و مادر اقدام به طلاق توافقی می کنند. دراین پرونده ها موضوع بر اساس غرور و لجبازی یا گاها لوس بازی رخ می دهد. جوانانی که روش همسرداری و زندگی مشترک را نمی دانند اما مزدوج می شوند و با کوچکترین دعوا اقدام به طلاق می کنند.

چرا مشاوره پیش از ازدواج مهم است؟

همسران جوان که اغلب از دو فرهنگ و چندین خرده فرهنگ متفاوت اثر پذیرفته‌اند، به منظور افزایش سطح رضایت در تشکیل خانواده و افزایش ضریب اطمینان از تشکیل خانواده جدید، باید آموزش‌های لازم را کسب کنند.

اسلام نیز که خانواده را پیمانی مقدس بین زن و مرد می‌داند و ثمره ازدواج را انس و آرامش خانوادگی بیان می‌کند (سوره روم، آیه ۲۱)، بر اهمیت مشاوره تاکید دارد و بارها در قرآن کریم به مشورت کردن توصیه می‌کند؛ از جمله آنکه «در کارها مشورت کن، پس هنگامی که تصمیم گرفتی به خدا توکل کن». امام علی (ع) نیز می‌فرمایند: «مشورت کنید که موفقیت و رستگاری از مشاوره به دست می‌آید»

بنابراین مشاوره پیش از ازدواج موجب می‌شود زوجین نقاط ضعف و قوت خود و طرف مقابل را بشناسند و در قبال آن مسئولیت باشند. اغلب همین شناخت و احساس، تفاوت بین موفقیت و شکست در زندگی زناشویی است. علاوه بر آن انتظارات واقع‌بینانه از زندگی زناشویی به دست آورند و از انتظارات رویایی و غیرواقعی دست بردارند.

متاسفانه در کشورمان هنوز این موضوع به طور کامل برای جوانان در آستانه ازدواج جا نیفتاده است. تاسیس و گسترش مراکز مشاوره پیش از ازدواج از مهم‌ترین گام‌ها و مسئولیت‌ها است تا از این طریق بتوان به خانواده‌ها، برای رشد سالم و مطلوب و نیز پویایی و شکوفایی استعدادهای همه اعضای خانواده و پیشگیری از اختلافات و ناهنجاری‌های فردی و اجتماعی کمک کرد.(سلامانه)