به گزارش جام جم، خداداد عزیزی سال‌ها پیش از روی دکه آمدن آن تیتر، فوتبال بازی می‌کرد، اما بیشترین محبوبیت اجتماعی خود را با صعود تیم ملی فوتبال از مقدماتی جام‌جهانی ۹۸ به دست آورد.

بازیکنی که گل معروفش به استرالیا هنوز با گذشت ۱۸ سال برای مردم خاطره است و هشتم آذر هر سال که می‌رسد خیلی‌ها با حماسه‌ساز ملبورن خاطره بازی می‌کنند.

خداداد را فقط ویژگی‌های فنی‌اش نزد مردم عزیز نکرد. چهره شاداب، خنده‌های همیشگی و ابرو بالا انداختن‌های او و گاهی از سر دلخوری اخم کردن‌های او برای مردم آشناست.

غزال تیزپای فوتبال آسیا به قدری صراحت لهجه دارد که مردم او را به‌عنوان فوتبالیستی رک‌گو یا کسی که زیر بار حرف زور نمی‌رود، می‌شناسند و دوستش دارند.

عزیزی پسر چشمه ایلخی خراسان و نوجوانی که فوتبالش را با سختی زندگی در مشهد آغاز کرد و ادامه داد در فوتبال ایران حتی اروپا و آمریکا افتخارات بسیار دارد.

خداداد عزیزی در گفت‌وگویی متفاوت با ما چند بار سراغ چمدان افتخاراتش رفت، اما واقعا جای باز کردن همه آنها نبود.

بنابراین گفت‌وگوی چمدان با خداداد به سبک گراهام بل در روز اختراع تلفن با پرسش و پاسخ‌های بسیار کوتاه انجام شد.

چرا عزیزی؟

محبت مردم است که دوستم دارند.

چون فوتبالیستی؟

خیلی‌ها فوتبالیستند.

حتما به‌خاطر ۸ آذر؟

مثل یک روز ملی بود.

شادی؟

مردم شادی کردند و من هنوز هم که یاد آن روز می‌افتم به‌خاطر شادی مردم شادترین فوتبالیست ایران می‌شوم.

ملبورن؟

حماسه فوتبال ملی.

ارزش آن بازی؟

خارج از ارزش‌های فوتبالی قطعا معنوی و ملی بود.

در فوتبال به کجا پریدید؟

کلن.

بلندپروازید؟

بله، اما منطبق بر واقعیات زندگی.

اولین بازی که دیدید یادتان می‌آید؟

آرژانتین با مارادونا مقابل آلمان در فینال جام جهانی ۱۹۸۶٫

تاریخ اولین بازی خودتان؟

به طور رسمی سال ۱۳۶۷ با جوانان خراسان در قهرمانی ایران.

هیچ‌وقت در فوتبال قافیه را باختید؟

یادم نمی‌آید… نه هرگز. همیشه لطف خدا با من بود.

از فوتبال خسته شدید؟

هیچ‌وقت. هنوز مثل همان روز اولم.

با دیدن بازی خودتان چه حسی داشتید؟

من بازی خودم را خیلی کم دیدم. آن موقع مثل امروز نبود فیلم بازی را پخش و آنالیز کنند یا همه شبکه‌های تلویزیون بازی‌ها را نشان بدهند.

به عنوان مربی؟

هر وقت می‌بینم یاد دوران جوانی می‌افتم. ای‌کاش می‌توانستم بازی کنم.

چند بار مسبب برد بودید؟

بازی گروهی را همه اعضای تیم می‌برند و می‌بازند. خیلی وقت‌ها گل زدم و بردیم و زحمت تیم بی‌نتیجه نماند.

و باخت؟

باخت گردن مربی است، اما حتما برای من هم اتفاق افتاده موقعیت گل خراب کنم یا پاس خوب ندهم و تیمم گل نزند و ببازیم.

دوست داشتید جای یک نفر دیگر بازی کنید؟

نه، هر جایی را که خودم بازی کردم دوست دارم.

پول؟

بی‌تاثیر نبوده. هنوز هم دارد. زندگی شوخی نیست.

تاکنون از گرفتن پول خوب جا مانده‌اید؟

هر چه گرفته‌ام راضی‌ام خدا را شکر.

از کدام بازیتان خیلی بدتان می‌آید؟

ایران و قطر که ۲بر صفر باختیم . مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸٫

بازی خوب چه حسی دارد؟

حس خیلی خوب. آن روز همه دنیا به کام است.

قبول‌تان ندارند؟

من باید خودم خوب باشم و کارم را درست انجام بدهم.

برخوردتان با تماشاگری که قبول‌تان ندارد؟

در تیم‌های خودمان قبولم داشتند، اما با تماشاگران حریف کنار می‌آمدم. دو تا حرف هم می‌زدند بی‌خیال می‌شدم.

درگیر نشدید؟

متاسفانه یک بار. آن هم به خاطر این‌که به خانواده‌ام اهانت شده بود. اتفاقا در مشهد این اتفاق افتاد وقتی با پاس مقابل ابومسلم بازی داشتیم. کارمان به درگیری و بعد شکایت و کمیته انضباطی کشید.

نصیحت؟

زیاد اهل نصیحت و توصیه نیستم.

چرا؟

نرود میخ آهنین در سنگ…

دوست دارید در تلویزیون دیده شوید؟

نه. باور کنید همان موقع که بازی می‌کردم دوست نداشتم زیاد توی چشم باشم. آرامش را با هیچ چیزی در زندگی عوض نمی‌کنم. همان وقت‌ها هم زود می‌خوابیدم و اهل شب‌نشینی و این حرف‌ها نبودم.

برای بازی کردن پول هم داده‌اید؟

نه، منت کسی را نکشیدم بازی‌ام بدهد.

فوتبال برای چه کسانی آب و نان است؟

برای خیلی‌ها. هر سال۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ میلیارد تومان برای فوتبال هزینه می‌شود که نصفش را آدم‌های غیرمرتبط با فوتبال می‌خورند. خیلی‌ها لیاقتش را ندارند. دلال‌ها و افرادی که از فوتبال سر درنمی‌آورند زیادند.

بی‌سر و صدا هستید؟

بله تا وقتی صدایم را در نیاورند.

محبوبیت‌تان تاکنون تخفیفی هم برایتان داشته؟

مردم لطف دارند و با ماچ و بوسه تخفیف می‌دهند یا بعضی وقت‌ها مهمانم می‌کنند. اصرار من هم فایده‌ای ندارد، اما جاهایی هم هست که می‌گویند خداداد کم ندارد پس ازش بگیریم و بیشتر هم می‌گیرند!

غیرفوتبال؟

غیر از فوتبال به هیچ ورزشی فکر نمی‌کردم.

رویا داشتید؟

تا دلتان بخواهد.

عملی شدند؟

خیلی‌ها بله، خیلی‌ها نه. واقعیت‌های زندگی را باید در نظر گرفت.

ورزش جای لغزشه؟

بله مخصوصا الان آن‌قدر که جای لغزش دارد جای کار دیگری ندارد.

آنهایی که می‌لغزند؟

خدا کمک‌شان کند.

توصیه‌ای که به آن عمل شده؟

نداشتم.

با فوتبال تا کجا می‌توان رسید؟

قلب مردم.

اگر تعویض می‌شدید؟

تعویض جزو فوتبال است.

به کسی حسادت کردید؟

هرگز.

تا قبل از لژیونر شدن دوست داشتید خارج از ایران بازی کنید؟

بله، یکی از آن رویاهایی که گفتم همین بود‌. خدا را شکر توانستم.

کسی هم نادیده‌تان گرفت؟

بله. در آلمان بازی هفته نخست برند شوستر، مربی تیم از فهرست ۱۸ نفره کنارم گذاشت . خیلی به من برخورد، زیرا از اسپانیا و انگلیس پیشنهاد داشتم، اما به اصرار او مانده بودم که بازی اول اصلا مرا ندید!

زمین فوتبال هم کج می‌شود؟

بله، وقتی دنبال بهانه برای باخت هستی.

شما را کشف کردند؟

مگر قاره ناشناخته بودم که کشفم کنند.(خنده) کریستف کلمب نداشتم، اما با مربیان زیادی کار کردم که قدردان زحمات‌شان هستم.

اهل جغرافیایید؟

روی زمین. جغرافیای زمین فوتبال خوب است.

محیط‌زیست؟

لطفا آشغال نریزید.

حیوانات؟

با آنها هم دوست باشیم.

غزال؟

از نوع تیزپایش خوب است.

شما غزالی؟

این لقب هم لطف مردم است که روی من ماند.

خاطره بازید؟

انسان با خاطره‌هایش زندگی می‌کند مخصوصا ورزشکاران که خاطرات زیادی از دوران ورزشی دارند.

خدادادعزیزی دوای هر مریضی؟

آهان، یادتان هست! یادش بخیر.

ارزش چندبار شنیدن دارد؟

از لباس تیمم خوشم نمی‌آمد گفتم برای این‌که جذابش کنم پشتش با ماژیک بنویسم خداداد عزیزی دوای هر مریضی. یک آمپول هم کشیدم که بچه‌ها بترسند!

دوست دارید همیشه ازتان تعریف کنند؟

نه، فقط می‌خواهم کارم را به بهترین شکل انجام بدهم.

جمله خداحافظی؟

خدا،حافظ شما.

ماشین‌بازم

بهترین وسیله‌ای که با آن سر تمرین رسیدید؟

BMW ایکس ۳ سال ۸۳٫

ماشین باز؟

خیلی . در آلمان و آمریکا هم دنبال ماشین خوب بودم. فورد شاسی بلند داشتم و… کلا اهل تعویض ماشینم.

توی صف ایستادید؟

بله. خیلی وقت است توی صفم.

صف‌؟

خداداد را به‌خاطر صریح‌اللهجه بودن خیلی وقت‌ها خیلی جاها راه نمی‌دهند. توی صف پشت درم.

دوست دارید مردم جای خودشان را به شما بدهند؟

نه، اما همیشه مردم مرا هل داده‌اند جلو.

قهرمان زنده را عشق است؟

متاسفانه این رسم زمانه است. این روزها که خیلی مصداق دارد.

شما شبیه فوتبالی؟

عین فوتبال.

عاشق فوتبال هم هستید؟

عاشق فوتبال پاک. باصفا بدون ریا.

صفا چه رنگی است؟

رنگی نشویم!

یکرنگی چطور؟

دوست دارم . یکرنگ بودم. صراحت لهجه داشتم چوبش را هم خوردم، اما باز هم یکرنگی بهتر است.

محمد رضاپور – روزنامه نگار

ضمیمه چمدان