این روزها هر کس که صفحه ای در اینستاگرام دارد، می شود منبع خبر ، این شبکه های اجتماعی که قرار بود بنا به تعریف جایی برای چرخش آزادانه اطلاعات باشند ، جایی شده برای آن که هر که هر چه می خواهد بگوید و به سرعت فراگیرش کند ، هیچ کس هم فرصت این را ندارد که ارزیابی کند ، نیت صاحب صفحه چیست؟ صادق است یا نه؟ حرفش درست است یا نه …حرف می چرخد و می چرخد و همه باور می کنند.
شبکه اجتماعی لابد به دلیل پسوند اجتماعی داشتن ، بازتابی شده از روابط اجتماعی در جامعه مادر. اگر در آن روابط اجتماعی دوست داشتنی هست ،مهربانی هست ، سیب هم هست ، تا دلتان بخواهید از آن روابط اجتماعی دوست نداشتنی هم هست ، پاچه خواری هست ، نوچه پروری هست ، دروع هست ، تهمت هست ، آیا در زندگی عادی به همه رابطه های اجتماعی اعتماد می کنیم که در دنیای مجازی این گونه موج ها ما را می برند؟
داستان را به اصل می رسانم ،داستان همین انتقال رامین رضاییان و مهدی طارمی به ترکیه ، داستان آن هایی که می خواستند سرداران خرید لقب بگیرند و نتوانستند ، آن هایی که وعده پشت وعده دادند و محقق نشد ،حالا جهت موج را روی فرکانس دیگری چرخانده اند، پاچه خواران و نوچه ها هم روی این فرکانس همنوایی می کنند و قصه های تخیلی می سازند. حق باشگاه پرسپولیس مذاکره است و حق بازیکنان انتخاب ، مابقی چه می گویند ، هیچ گاه نخواهیم دانست .
راستش الان موج بلند شده و موضع گیری ها احساسی است ، هوادار پرسپولیس آن قدر فهیم است که از این موج که عبور کند، یادش بماند که طارمی و رضاییان ، به خاطر همان شیرینی برد در دربی هم که شده ، سزاوار احترام به انتخاب هستند اما تعجب از مردان فوتبال است ، از کسانی که خود از جنس فوتبال هستند ،کسانی که خود این روزها را تجربه کرده اند ، شما دیگر چرا؟ باور ندارم به عنوان مثال مهرداد میناوند به خاطر چند لایک بیشتر ، این گونه به بازیکنانی که به هر دلیلی رویای بازی در لیگی اروپایی را دارند ، حمله می کند …اگر خارج نرفتن نشان بی تعصبی است ، شما خودت چرا رفتی اشتورم گراتس و به عکس بازی مقابل دیوید بکام می نازی ؟ انگار خارج بد است جز برای خود ما….

افشین خماند