این فوتبالیست پیشکسوت دو پسر جوان دارد. با او گپ کوتاهی زدیم تا از تجربیات زندگی در خانه پدری برایمان بگوید و این که رابطه فرزندان امروزی چگونه است و این رابطه با چه چالش‌هایی روبه‌رو است.

خیلی از پیشکسوتان ورزش می‌گویند فوتبال ارزان‌ترین ورزش و تفریح برای بچه‌های جنوب شهر است، نظر شما در این باره چیست؟

بله، تقریبا این نظر درست است، چون مردمی که در این منطقه زندگی می‌کنند توان مالی بالایی ندارند و خانواده‌‌‌ها نمی‌توانند هزینه ورزش‌هایی مثل تنیس و… را تامین کنند. به همین دلیل بچه‌ها بیشتر سراغ فوتبال می‌روند چون یک توپ پلاستیکی نیاز دارد و یک زمین خاکی و کفش ورزشی که می‌تواند زیاد گران نباشد.

شما خودتان در چه محله‌ای بزرگ شدید؟ آیا این شرایط را تجربه کرده‌اید؟

بله، من هم در منطقه جنوب شهر بزرگ شدم و با کمترین امکانات فوتبال بازی کردم و این رشته را ادامه دادم. منطقه‌ای که کاملا محروم از امکانات رفاهی بود. خیابان شیر و خورشید سابق و هلال احمر فعلی. سر پل امامزاده معصوم(ع) بزرگ شدم.بیشتر ورزشکاران معروف از همین مناطق محروم هستند. ورزشکاری که در خانواده مرفه بزرگ شده باشد، کم داریم. بچه‌‌های این طبقه چندان تلاشی برای پیشرفت نمی‌کنند چون همه چیز دارند و نیازی برای فعالیت و تلاش زیاد نمی‌بینند. اما بچه‌های جنوب شهر برای به دست آوردن یک خانه خوب در یک محله بهتر یا داشتن یک خودرو خیلی تلاش می‌کنند. برخی از آنها سعی می‌کنند موقعیت اجتماعی خانواده خود را تغییر دهند و همه اینها ارزشمند است.

به نظر می‌رسد معادلات تغییر کرده است، دیگر مثل سابق بچه‌های جنوب شهر هم تلاشی برای زندگی بهتر نمی‌کنند و بیشتر آنها دوست دارند یکباره و بدون زحمت به پول و رفاه زیاد دست پیدا کنند.

واقعیت این است اکنون مثل سابق هدف‌گذاری‌ها منسجم نیست، البته گاهی استثناهایی دیده می‌شود مثل میلاد و مهرداد محمدی که از قشر متوسط جامعه بودند و با تلاش خیلی زیاد توانستند جایگاه خوبی در فوتبال پیدا کنند که این باعث افتخار همه ماست. هنوز هم هستند کسانی که با تلاش و پیگیری رشد می‌کنند، اما واقعیت این است که حفظ این جایگاه مهم است. نباید وقتی به پول و رفاه نسبی دست پیدا کردی، به همه چیز پشت پا بزنی و دیگر به فکر ارتقای جایگاهی که به دست آورده‌ای، نباشی. سابق جوانانی که به تیم‌های خوب راه پیدا می‌کردند، پیگیرتر بودند اما اکنون از یکجا به بعد دیگر خود و هدفشان را رها می‌کنند و متوقف می‌شوند.

سابق‌ برای یک جوان پیشرفت‌های علمی و ورزشی و… اهمیت داشت اما الان به قول شما رسیدن به پول، رفاه و شهرت اهمیت بیشتری پیدا کرده است، به نظرتان چرا جامعه ما با چنین آسیبی مواجه شده است؟

برای این‌که چشم و هم‌چشمی و رقابت برای داشتن امکانات بیشتر و مجلل‌تر تبدیل به ملاک و هدف شده است. من اگر از دوستم ماشین و خانه و… بهتر داشتم، بقیه ماجراها دیگر اهمیت ندارد، مهم نیست ده سال آینده قرار است چه جایگاهی در کارم داشته باشم! این معضل بزرگی است که جوانان را آسیب‌پذیر کرده است. نکته مهم‌تر این‌که نسل امروز طاقت و تحمل سختی را ندارد. مثلا جوانان امروز بندرت ده سال در یک رشته مانده و سختی‌ها را تحمل می‌کنند، آنها تمایل دارند خیلی زود و بدون هیچ دردسری به پله آخر برسند.

از خانواده پدری‌تان برایمان بگویید؟

پدرم پیمانکار ساختمانی و بیشتر در سفر بود. سه خواهر و یک برادر دارم. وقتی بچه بودم خیلی کم پدرم را می‌دیدم و حامی اصلی‌ام در ورزش مادرم بود.

جوانان امروز توقعشان از والدین و بخصوص پدر خیلی زیاد شده است و بر این باورند که پدر باید برای آنها همه شرایط و امکانات زندگی را فراهم کند، اما شما گویا چنین تفکری نداشته‌اید؟

به نظرم این تفکر اشتباه است.اگر قرار باشد که پدر همه امکانات زندگی امروز و آینده بچه‌ها را فراهم کند پس خود آنها می‌خواهند چه کاری انجام بدهند؟ بچه‌هایی که به پدر وابسته هستند، رشد نمی‌کنند.پدرم سرمایه‌دار نبود و از من حمایت خاصی نکرد، فقط خودم بودم که تصمیم گرفتم هم در ورزش و هم در زندگی پیشرفت کنم. متاسفانه نسل امروز دیدگاه اشتباهی دارد، این که پدر شرایط را فراهم کند تا فرزند پیشرفت کند نه تنها باعث پیشرفت نمی‌شود که رکود و خمودگی هم به وجود می‌آورد. موفقیت زمانی به دست می‌آید که خودت بتوانی با دست خالی تلاش کنی و به هدفت برسی. موفقیت به دست آوردنی است نه این که سر سفره آماده بنشینی و مدام از پدر و مادر توقع داشته باشی که کمک کنند تا تو زندگی بهتری داشته باشی. والدین باید به فرزندان خود کمک کنند اما در حد مشخصی! تا زمانی که بچه‌ها بتوانند روی پای خود بایستند، بیشتر از آن باعث رکود و سردرگمی می‌شود.

طاهره آشیانی – جام‌جم