نیاز فطری و درونی انسان به خنده روی هنرهای نمایشی تاثیر بسزایی داشته و بخش مهمی از تاریخ سینما، تلویزیون و تئاتر را شکل داده است. بسیاری از پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیونی و آثار سینمایی در گونه کمدی ساخته شده که خنداندن یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آن به حساب می‌آید. شبکه‌های تلویزیونی کشورمان نیز به تاسی از این علاقه مخاطبان به تولید برنامه‌های سرگرم‌کننده پرداختند که تقریبا اغلب آنها هم مورد توجه مخاطبان قرار گرفتند.

در دوران جنگ تحمیلی برنامه‌های اندکی با پس زمینه کمدی روی آنتن دو شبکه تلویزیونی وقت می‌رفت که از مهم‌ترین‌شان می‌توان به جنگ‌های «محله بروبیا»، «محله بهداشت» از ساخته‌های رسام و بیرنگ در کنار «هوشیار و بیدار» و «بازم مدرسه‌ام دیر شد» اشاره کرد که با توجه به فضای جنگی کشور بشدت مورد توجه اقشار مختلف جامعه قرار گرفت. دو تای اول که برای مخاطب کودک و نوجوان ساخته شده بود، به واسطه طراحی درست شخصیت‌ها و قصه‌های جذابش مورد توجه سنین بالاتر هم بود.

کوتاهی آیتم‌ها و در عین حال تاکید سازندگان آن روی قصه‌گویی، نقشی کلیدی در موفقیت این کارها داشت تا جایی که نام برخی شخصیت‌هایش همچون هپلی وارد زبان کوچه و بازار شد.

«بازم مدرسه‌ام دیر شد» با بازی اکبر عبدی، اسماعیل داورفر و مهین شهابی یکی دیگر از نمونه‌های درخشان در باب خنداندن، مخاطب در دهه ۶۰ است که در عین حال از پیام اخلاقی مورد نظر خود هم غافل نشده و آن را به مخاطبان کم‌سن و سالش منتقل می‌کرد. هوشیار و بیدار یکی دیگر از کارهای تماشایی آن ایام برای مخاطبان کودک و نوجوان است که از متن‌های خوبی بهره گرفته و ساختاری حرفه‌ای دارد. در این جنگ تلویزیونی که در قالب برنامه کودک شبکه یک روی آنتن می‌رفت، نکات مربوط به علم روان‌شناسی گنجانده شده و در عین حال آیتم‌های مختلف آن از وجوه سرگرم‌کننده نیز بی‌بهره نبود.

علیرضا خمسه و محسن یوسف بیک، بازیگران هوشیار و بیدار بودند که در هر قسمت با لباس و گریمی متفاوت در نقش‌های گوناگون ظاهر شده و داستان را پیش می‌بردند. خمسه با میمیک چهره و بدن درخشانش در کنار یوسف بیک با حرکاتی تعمدا اغراق شده، نقش مهمی در کیفیت بالای کار داشته و تاثیر بسزایی در افزایش مخاطبان آن داشته‌اند.

تضاد میان این دو بازیگر، به خنداندن مخاطبان آن هم در شرایطی که بسیاری از شهرهای ایران زیر آتش موشک و بمب عراق بود، کمک فراوانی کرده و خاطرات شیرینی را برای کودکان و نوجوانان آن سال‌ها رقم زد. پس از پایان جنگ و با به راه افتادن شبکه‌های ۳ و ۵ سیما تلاش‌های زیادی برای تولید برنامه‌های خنده دار آغاز شد که از میان آنها می‌توان به «ساعت خوش» و «سال خوش» در کنار «جنگ‌های سی و نه»، «نوروز ۷۲»، «پرواز ۵۷» و… اشاره کرد: کمدی‌های جذابی که ساختاری آیتمی داشته و جمعی از جوانان تازه نفس عرصه بازیگری در آنها به ایفای نقش می‌پرداختند.

مهران مدیری، داود اسدی، یوسف صیادی، سعید آقاخانی، مهران غفوریان و… با همین جنگ‌های آیتم محور که در سال‌های بعد جای خود را به سریال‌های ۹۰ قسمتی داد، محبوبیت وسیعی پیدا کرده و به نوعی جریان‌ساز شدند. در کنار اینها می‌توان از مسابقه‌های مختلفی یاد کرد که در اغلب آنها یک مجری جدی در کنار یک مجری شوخ قرار گرفته و با هیجان بخشیدن به مسابقه لبخندی هم بر لبان مخاطبان خود می‌نشاندند. این فرمول در سال‌های میانی و پایانی دهه ۷۰ به فرمول غالب این نوع مسابقات تبدیل شد و بینندگان پروپاقرصی هم برای خود دست و پا کرد.

زوج احمدزاده و شهریاری در این رابطه موفق‌تر از بقیه ظاهر شده و ترکیب جذابی را شکل دادند.

در ۲ سال اخیر با به راه افتادن شبکه نسیم تلاش‌هایی برای تولید برنامه‌های کمیک صورت گرفت که از مهم‌ترین آنها می‌توان به «عینک آفتابی» و «خندوانه» اشاره کرد. عینک آفتابی با وجود همه تلاش‌های صورت گرفته توسط رشیدپور و همکارانش تنها به واسطه برخورداری از متن‌های ضعیف و تا حدودی قدیمی نتوانست آنچنان که باید در جلب‌نظر مخاطبان موفق عمل کند.

در نقطه مقابل رامبد جوان در خندوانه بشدت موفق نشان داده و مخاطبان میلیونی را جذب برنامه خود کرده است. از دلایل این موفقیت در وهله نخست باید به هدف‌گذاری درست و اصولی اتاق فکر خندوانه اشاره کرد که خنداندن بینندگان را هدف اصلی خود قرار داده است. در وهله بعد باید از خود رامبد جوان یاد کرد که تبحر خاصی در ایجاد موقعیت‌های کمدی داشته و به اصطلاح رگ خواب مخاطب را در دست دارد. وی با توجه به حضورش به عنوان مجری، به خوبی ریتم برنامه را حفظ کرده و فضای شاد آن را تشدید می‌کند. در این بین نمی‌توان از حضور گرم و شیرین نیما شعبان‌نژاد هم به سادگی عبور کرد که یکی از ارکان خندوانه به حساب می‌آید. در سری جدید این برنامه هم حضور عروسکی به نام جناب خان بر گرمای آن افزوده و ریتم شاد و سرحال خندوانه را تشدید کرده است.

با همه اینها شبکه‌های مختلف تلویزیونی همچنان به تولید برنامه‌های کمدی برای نشاندن خنده بر لب‌های مخاطبان خود نیاز دارند و در عین حال باید به نوآوری در این زمینه هم توجه نشان دهد.

محمد جلیلوند / قاب کوچک (ضمیمه شنبه روزنامه جام جم)