جوک طنز باحال و خنده دار درباره مدرسه

جوک طنز باحال و خنده دار درباره مدرسه

 

من مدرسه که میرفتم همیشه سر کلاس به این فک

میکردم که اگه پنکه سقفی بیفته کله کیا قطع میشه !

.

یکی از جملاتی که در دوران مدرسه از معلمین و مدیر

و معاونیین محترم به کرات شنیده میشد این جمله بود :
“پرونده تون رو میزاریم زیر بغلتون”
خداییش کی دیده پرونده دانش آموزی را بزارن زیر بغلش ؟؟؟ مگه هندونس ؟!
.
.

یادش بخیر لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواب

بین ساعات ۷:۰۰ تا ۷:۱۵ وجود داشت توی هیچ

چیزی دیگه وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت !
.


.
ﺍﻻﻥ ﺗﻮ ﺫﻫﻦ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﻭﺭﻭﺩﯼ ۹۲ﺍﯼ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

ﺁﺭﻩ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﺮﯾﻢ ﺍﻭﻧﺠﺎ ۷ﺗﺮﻡ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﺎﻻ ۱۷ …
ﻣﺎﻡ ﻫﻤﯿﻦ ﺗﻔﮑﺮﻭ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ولی ﺍﻻﻥ ﻣﺒﻨﺎﯼ ﺗﻔﮑﺮﻣﻮﻥ “ایشاله ﺍﺯ ﺗﺮﻡ ﺑﻌﺪﻩ”
.

.
سلامتی اونی که همیشه یا بیرون کلاس بود یا تو

دفتر مدرسه فقط به عشق اینکه خنده رو لب دوستاش بنشونه !
.

.
“بی سرو صدا وسایلتونو جمع کنین با صف بیاید برید خونه ، معلمتون نیومده”
جالب اینجاست که اون یه ساعتی که زود میومدیم خونه یه حس

و حال عجیبی داشتیم ، اصن اون یه ساعت معادل ۱۰سال بود !
.

.
دختره متولد ۸۰ پست گذاشته : از این به به بعد پول کارت

شارژهایم را سیگار میخرم و با خیابان حرف میزنم …
تو پول کارت شارژاتو نگه دار لوازم تحریر

بخر ۲روز دیگه باید بری مدرسه آب بابا نان داد بنویسی !
.

.
چه حس خوبی بود وقتی میرسیدیم به درسهای آخر کتاب …

.

به یک عید نوروز بلافاصله پس از تابستان نیازمندیم !
.

.

.
یادش بخیر غربت کلاس جدید و غصه همکلاس نبودن با بچه های سال قبل !
.

.
شما یادتون نمیاد ما وقتی بچه بودیم اول مهر که کفش نو برام میخریدن

سر کلاس انقدر نیگاش میکردم که دیگه چشمام خسته میشد ،

تازه اگه روش یه لک میفتاد با آب دهنم تمیزش میکردم …
انقد که من از کفشم لذت میبردم لیونل مسی از کفش طلاییش لذت نمیبره …
.

.
یادش بخیر یکی از استرس های زمان مدرسه این بود

که زنگ ورزشمون چه روزیه و چه ساعتی ؟!؟!
افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آخر پنجشنبه از انتصاب

به عنوان مدیر کل شرکت مایکروسافت هم بالاتر بود …
.

.
یادمه یکی از پر استرس ترین لحظات دوران ابتدایی وقتی بود که دیکته تموم میشد

و مبصر دفترارو جم میکرد میذاشت رو میز معلم ؛ مام هی حواسمون به دفترمون بود ببینیم

کی نوبت صحیح کردن دیکته ما میشه ، نوبتمون که میشد همش

چشممون به خودکار معلم بود ببینیم غلط داریم یا نه … قلبمونم تند تند میزد !!!
.

.
یادمه یه روز ﺩﺑﯿﺮ ﺭﯾﺎﺿﯿﻤﻮﻥ ﺍﻭﻣﺪ گفت : ﺷﻤﺎﻫﺎﻡ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻧﻤﺮﻩ ﻫﺎﺗﻮﻥ ﮔﻞ ﮐﺎﺷﺘﯿﺪ ، ﺩﻓﻌﻪ ﺩﯾﮕﻪ …
ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ : ﺩﺭﺧﺖ ﻣﯿﮑﺎﺭﯾﻢ !
ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ به نفس ﮐﺎﻣﻞ ﺭﻓﺘﻢ بیرون !
.

.
یادش بخیر اوج خوشحالیمون این بود که شیفت صبح بودیم و پنجشنبه ساعت ۱۲ تعطیل میشدیم ،

شنبه هم چون بعد از ظهری بودیم ساعت ۱۲ میرفتیم ؛ اوج ناراحتیمونم میشد عکسش !!!
.

.
کیا وقتی تو خونه کسی بهشون املا نمیگفت کتاب

رو باز میکردن از رو مینوشتن آخر هم به خودشون ۲۰ میدادن ؟؟؟
.

.
یادش بخیر ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺭﻭﺯ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﻮﺩ و ﻫﻤﻪ ﯼ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺍﻭﻝ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﮔﺮﯾﻪ

ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺟﺰ ﻣﻦ ، ﺭﻓﺘﻢ ﭘﯿﺶ ﻣﺪﯾﺮ ﮔﻔﺘﻢ آﻗﺎ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﯿﻢ ؟؟؟!!!
ﯾﻨﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﮕﯽ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻣﻨﮕُﻼﺯیسازیوم ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻮﺩﻡ !
.

.
متاسفانه آخر تابستون از آنچه در تقویم بنظر میرسد به ما نزدیک تر است !

.

.
تفاوت دو جنس رو از اینجا بفهمید که دخترا دو ماه قبل از سال تحصیلی جدید

لوازم تحریرشون آمادس ولی پسرا سه هفته بعد از شروع مهر تازه یادشون میاد حتی کتاباشونو نگرفتن …
.

.
خوبیه اول مهر اینه که اکثر دخترا میدونن چی باید بپوشن !!!
.

.
ﯾﺎﺭﻭ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺩﯾﮑﺘﻪ ﯾﻪ ﮐﻠﻤﻪ ﺭﻭ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﮐﻤﮑﻢ ﮐﻨﯿﺪ !!!
ﻏﺒﺮﺍﻕ ﯾﺎ ﻗﺒﺮﺍﻍ ﯾﺎ ﻏﺒﺮﺍﻍ ﯾﺎ ﻗﺒﺮﺍﻕ ! کدومش ؟؟؟
ﺑﻌﺪ ﻣﻠﺖ ﻫﻤﻪ ﻧﻮشتن : Ghebragh !!!
ملت خجسته
بوی ماه مهر
دیکته پای تخته ای
.

.

.
ﺟﺎ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺗﺮﯾﺒﻮﻥ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﺑﺎﺯﮔﺸﺎیی

ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺑﺎﺱ ﺑﺬﺍﺭﻥ ﺍﺑﺮﻭ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﭘُﺮﺷﻪ ﺗﺴﻠﯿﺖ ﻋﺮﺽ ﻧﻤﺎﯾﻢ ، ﻣﺼﯿﺒﺖ ﮐﻤﺮ ﺷﮑﻨﯿﻪ !
.

.
یادش بخیر یه برنامه ای بود به اسم “جدی نگیرید” که شبای جمعه پخش میشد و هفته هایی

که شیفت صبح بودیم نمی تونستیم نگاه کنیم ، از ترس اینکه نکنه فردا صبح خواب بمونیم !
.

.
یادش بخیر چه هیجانی داشت روزی که قرار بود زنگ آخر به خاطر جلسه معلما زود تعطیل شیم …