معماری های نابی که بعد از صدها سال هنوز انگشت تحیر را به دهان بازدیدکنندگان خود می نشاند و چشم آنها را از زیبایی های محیرالعقول سیراب می کند.

این هنر مخصوص مساجد و دربار نبوده و حتی در دل خانه ها هم رخنه کرده، نمونه آن تنوری است که پیترو دلاواله، جهانگرد ایتالیایی آن را بازگو کرده، تنوری گرم که او شوق ساخت آن را در ایتالیا در سر می پروراند:

«تنور عبارت است از گودالی چهارگوش، یا دایره مانند که به اندازه دو کف دست یا بیشتر عمق دارد و برای این که بهتر گرم شود و آتش را حفاظت کند.

دیواره داخلی آن را با قالبی از سفال پخته می پوشانند. در داخل تنور زغال افروخته قرار دارد و اصولا اگر چوب و مواد سوختنی دیگر نیز در آن قرار دهند، تبدیل به ذغال افروخته می شود.

روی این کوره، چهارپایه ای به شکل یک میز کوچک می گذارند که روی آن پارچه ضخیمی مملو از پنبه قرار دارد و تا مقداری زیادی از اطراف میز را نیز می پوشاند و مانع از خروج گرمای داخل می شود.

در حقیقت به این ترتیب کوره اثر یک بخاری را دارد که اتاق را نیز گرم می کند و در موقع غذا خوردن و صحبت کردن و حتی برای خوابیدن از آن استفاده می شود و اشخاص روی زمین در روی تشک هایی که کنار آن قرار دارد به طوری می نشینند که شانه و پشت آنان به دیواری که جلوی آن متکا و بالش چیده شده است، تکیه می کنند و همیشه تنور در محلی ساخته می شود که فاصله آن با دیوار های اتاق و حداقل با دو دیوار مجاور متناسب است و کسانی که طالب حرارت کمتری هستند.

فقط پاهای خود را زیر لحاف می کنند و کسانی که حرارت بیشتری را می طلبند دست ها و بدن خود را نیز به داخل می برند ولی سر همیشه بیرون می ماند و باید به اطلاعتان برسانم که حرارت این دستگاه به اندازه ای مطبوع و لذتبخش است که من هرگز وسیله ای به این مفیدی برای مبارزه با سرمای زمستان ندیده ام و قصد دارم موقع مراجعت به ایتالیا دستور دهم نمونه هایی از آن بسازند.

کسی که طالب حرارت داخلی زیر روپوش چهارپایه نیست، می تواند روی تشک بنشیند و روپوش را جلوی خود پایین بیندازد و در این صورت فقط از هوای نسبتا گرم اتاق استفاده کند.

برای روشن کردن تنور و دمیدن در آن کانال کوچکی از پایین تنور شروع می شود و به طور مایل بالا می آید تا در نقطه دورتری به کف اتاق برسد و در آنجا به دریچه ای منتهی می شود که گاهی مطابق قطر کانال و گاه بزرگ تر از آن است و روی آن را با سنگی که به همان اندازه تراشیده شده است،
می پوشانند.»

چمدان