در میان شخصیت‌های برجسته مجموعه‌های تلویزیونی یک دهه اخیر به نمونه‌های شاخصی در میان مردان برمی‌خوریم که بسیار خوب و اصولی نوشته شده و در انتخاب بازیگرانشان نیز دقت عمل خاصی صورت گرفته که به ماندگاری نقش‌های یاد شده در ذهن مخاطبان کمک شایانی کرده است. حال در ادامه به چند نمونه شاخص در این باب اشاره خواهیم کرد.

بیژن ایرانی – در چشم باد

یکی دیگر از آثار فاخر تلویزیون در دهه ۸۰ که توسط مسعود جعفری جوزانی در مدتی طولانی ساخته شده و می‌تواند تصویری از ۷۰ سال تاریخ ایران باشد؛ تاریخی است که در آن اتفاق‌های تلخ و شیرین بسیار رخ داده و روی زندگی خانواده ایرانی اثر عمیقی گذاشته.

قهرمان این داستان پرفراز و نشیب بدون شک، بیژن پسر کوچک خانواده است که تحت تاثیر جریان‌های سیاسی روز و آزادیخواهی پدرش بوده و به عنوان یک سرباز در راه حفظ خاک کشورش پس از اشغال تهران در شهریور ۱۳۲۰ جانش را هم به خطر می‌اندازد.

وی به عنوان قهرمان پرداختی متقاعدکننده داشته و بخوبی مخاطب را با خود همدل و همراه می‌سازد. بخصوص در بخش‌های مربوط به جنگ تحمیلی که بیژن را به دنبال پسر نادیده‌اش به جبهه جنوب می‌کشاند.

پارسا پیروزفر هم درک درستی از نقش داشته و در این مسیر ریزه‌کاری فراوانی را به کار گرفته است. در عین حال روی بخش‌های مربوط به میانسالی دکتر بیژن ایرانی هم بخوبی کار کرده و پیری این شخصیت را بدون اغراق به تصویر کشیده است.

حبیب پارسا – مدار صفر درجه

ساخته‌های تلویزیونی حسن فتحی عموما از شخصیت‌های درخشانی سود می‌جویند که ریشه در تاریخ و فرهنگ کشور خود داشته و به شکل جذابی دارای مولفه‌های بومی هستند.

شخصیت حبیب پارسا در مدار صفر درجه یکی از این نمونه‌هاست که به عنوان قهرمان مجموعه فوق بشدت جذاب و متقاعدکننده از کار درآمده و بیننده را به همذات‌پنداری با خویش وا می‌دارد.

یک جوان ایرانی عاشق مملکت خود که هنگام تحصیل در پاریس در بحبوحه جنگ دوم جهانی وارد ماجراهایی پیچیده شده و در این مسیر بسیاری از عزیزانش را هم از دست می‌دهد.

فتحی در خلق این شخصیت عقل و احساس را در کنار هم به کار گرفته و از ترکیب آنها به نتیجه درخشانی رسیده است.

برای مثال می‌توان از کمک شجاعانه‌اش به چند خانواده یهودی در فرانسه اشغال شده و اعطای گذرنامه ایرانی برای خروج از این کشور یاد کرد که به عنوان نمادی از شجاعت یک جوان ایرانی بشدت دلنشین جلوه می‌کند.

بازی درخشان شهاب حسینی هم در نقش حبیب مزید بر آن شده و کیفیت والای شخصیت نوشته شده را دوچندان کرده است.

اکبر ابوالحسنی – راه بی‌پایان

این مجموعه به کارگردانی همایون اسعدیان، جمعی از بهترین و کارشده‌ترین شخصیت‌ها را در خود دارد که بشدت برای مخاطبان ملموس هستند، اما از میان آنها شخصیت اکبر ابوالحسنی با بازی فوق‌العاده فرهاد اصلانی چشمگیرتر از بقیه از کار درآمده است.

مرد میانسالی که در پوشش شرکت خود به پولشویی مشغول بوده و در عین حال از شرکت در فعالیت‌های عام‌المنفعه هم استقبال می‌کند.

این شخصیت خاکستری لایه‌های مختلفی داشته که مخاطب با پیشرفت داستان به مرور با آنها آشنا شده و بیشتر به درون هولناک او پی می‌برد اما با این همه اکبر نیز مانند بسیاری از ضد قهرمان‌های درخشان و ماندگار تاریخ سینما و تلویزیون، سیاه مطلق نبوده و گاه مخاطب برایش دل هم می‌سوزاند.

آنچه که عمق بیشتری به این شخصیت بخشیده پس از فیلمنامه به بازی فرهاد اصلانی بازمی‌گردد.

متخصص ایفای نقش‌های پیچیده و سخت که به آرامی در قالب نقش فرورفته و آن را کاملا مال خود می‌کند.

مختار ثقفی – مختارنامه

آثار تلویزیونی داوود میرباقری عموما در چند نکته اشتراک دارند: نخست شخصیت‌پردازی و دیالوگ‌های ردوبدل شده میان شخصیت‌ها و دیگری بازی‌های یکدست گروه بازیگران پرتعدادش.

در مختارنامه با خیل عظیمی از شخصیت‌های اصلی و مکمل روبه‌روایم که هر یک در تاریخ اسلام شناخته شده بوده و در کتب تاریخی از آنها نام برده شده است.

این مجموعه تماشایی از یک قهرمان شاخص و جذابی به نام مختار ثقفی برخوردار است که به خونخواهی امام حسین(ع) و یارانش به پا خواسته و رودرروی اشقیا قرار می‌گیرد.

میرباقری در خلق این شخصیت تمامی خصوصیات بارز یک قهرمان را در نظر گرفته و از مستندات تاریخی نیز برای کامل‌تر کردنش بهره گرفته است.

به همین دلیل هم مخاطبان مختار را بشدت دوست داشته و همراه با او در فراز و نشیب‌های داستانش همراه می‌شوند.

در عین حال نباید از بازی متفاوت فریبرز عرب‌نیا هم در نقش فوق بسادگی عبور کرد که با چشمان نافذ و صدای بم مردانه‌اش به مختار جان بخشیده است.

القای هوشمندی مختار به مخاطب هم کار مهمی بوده که عرب‌نیا با استفاده از میمیک چهره به بهترین شکل از عهده‌اش برآمده است.

نقی معمولی – پایتخت

شخصیت فوق یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های تلویزیونی یک دهه اخیر است که مخاطبان نسبت به آن واکنش‌های خوبی نشان داده و به اصطلاح دوستش دارند.

مردی خانواده‌دوست که پدر مبتلا به آلزایمرش را نگهداری کرده و در عین حال تلاش فراوانی هم برای آسودگی خانواده به خرج می‌دهد.

این امر بخصوص در سری اول و دوم پایتخت پررنگ‌تر بوده و نقی را به عنوان قهرمانی از دل خود جامعه محبوب مخاطبان کرد.

در عین حال تنابنده و الوند در خلق این شخصیت از خصوصیات بومی منطقه نهایت بهره را گرفته و آن را به نقی تزریق کرده‌اند. همچنین نمی‌توان از نقش محسن تنابنده در خلق نقی بی‌تفاوت گذشت که در مرحله نگارش فیلمنامه هم حضوری تاثیرگذار داشته است.

حشمت فردوس – ستایش

کلیشه‌ای تمام‌عیار از مرد خودساخته‌ای که از صفر به همه چیز رسیده و حال برای جبران کمبودهای دوره‌ای از زندگی‌اش می‌خواهد همه چیز را با پول و قدرتش بخرد.

سعید مطلبی در خلق این شخصیت به بهترین شکل از کلیشه‌های رایج نهایت استفاده را برده و فردوسی را خلق کرده که مهم‌ترین خصیصه‌اش زورگویی و قلدری است، اما مخاطب نسبت به او احساس بدی نداشته و به چشم ضدقهرمان نگاهش می‌کند تا یک بتمن تمام‌عیار.

بخصوص در سری نخست ستایش که منطق بیشتری بر قصه حاکم بوده و شخصیت‌ها بر مبنای درست‌تری نسبت به وقایع واکنش نشان می‌دادند.

داریوش ارجمند هم که نقش‌های نزدیک به این نقش را در کارنامه داشته، در نقش حشمت فردوس بخوبی از کلیشه‌های آشنا و دم‌دستی بهره گرفته و یک بازی بیرونی تمام عیار با چاشنی اغراق را به نمایش گذاشته است.

از میمیک چهره گرفته تا زبان بدن که در همگی آنها ارجمند این غلوشدگی را لحاظ کرده و یکدستی آن را در طول کار حفظ کرده است.

اوس محمود – زیر تیغ

در زیرتیغ ساخته محمدرضا هنرمند براساس فیلمنامه علی‌اکبر محلوجیان بدون شک یکی از قوی‌ترین درام‌های اجتماعی تلویزیونی در یک دهه اخیر بوده که شخصیت‌پردازی آن در اوج به سر می‌برد.

در میان شخصیت‌های درخشانش باید به اوس محمود اشاره کنیم که ناخواسته دوست قدیمی‌اش را به قتل رسانده و حال با وجدانی ناراحت در زندان به سر می‌برد.

اعتقاد و پایبندی به اصول اخلاقی را می‌توان شاخصه این شخصیت ساکت و آرام به حساب آورد که بیش از اتهام قتل، اتهام دزدی از انبار کارخانه آزارش می‌دهد.

تاکید نویسنده بر بی‌گناهی وی نیز مخاطبان را به اوس محمود نزدیک‌تر ساخته و تا پایان با او همراه می‌شوند.

در این بین حضور بازیگر بزرگی به نام پرویز پرستویی در این نقش به میزان قابل توجهی به کیفیت آن اضافه کرده است.

پرستویی از چشمان نافذ و نمناکش در ایفای نقش آدمی که دوست ۳۰ ساله‌اش را طی حادثه‌ای به قتل رسانده، بهره گرفته و آن را به خاطره‌ای ماندگار در ذهن دوستدارانش تبدیل کرده است.

قاب کوچک – (ضمیمه شنبه روزنامه جام جم)