اول طبیعت که انسان را با انواع تهدیدات خود مانند زلزله، سیل، توفان و… تحت تاثیر قرار می‌دهد. دوم خود انسان که با انواع رفتارهای نفسانی مانند حسادت‌ها و کینه‌توزی‌ها و رفتارهای روحانی مانند امور اخلاقی و ارزشی، رفتار خود را می‌سازد. سوم، انسان‌های دیگر که دائم برای منافع بشری و دنیوی با دیگران در ستیز و نبرد هستند.

در هر سه وضعیت، مقدمه اصلی، تضعیف طرف مقابل است. برای ضربه زدن ابتدا باید تضعیف کرد. یک اصل مهم در تعارض‌ها عبارت است از حمله از نقطه‌قوت خود به نقطه ضعف دیگری؛ بنابراین تضعیف، یک هدف استراتژیک تمام جریانات در برابر یکدیگر است. برای این که تضعیف کند باید نفوذ کند. دشمن اگر بخواهد به کشور ما ضربه بزند ابتدا باید به درون نفوذ کند.

در بحث دشمن‌شناسی به طور جدی، مسأله شناخت ماهیت، اهداف، برنامه‌ها و آینده‌نگری دشمن، اصلی‌ترین موضوع برای حفظ بقای جامعه است. هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند دوام و بقای خود را در برابر دشمن خود حفظ کند مگر این که سه اصل را رعایت کند:

۱ ـ دشمن‌شناسی کامل

۲ ـ تهیه ابزارهایی برای مقابله با دشمن

۳ ـ به‌کارگیری بهینه ابزارها

اما عامل و پادزهر نفوذ، مصونیت است. بزرگ‌ترین سد دفاعی هر کشوری مصونیت است. این مصونیت باید در امور سیاسی، اعتقادی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی تقویت شده باشد، چراکه راه نفوذ دشمن از راه اعتقاد، سیاست، فرهنگ و اجتماع است.

بحث نفوذ، جدید نیست؛ بلکه اموری همچون جاسوسی، شایعه‌پراکنی، تبلیغات، ضربه‌زدن مقطعی، درگیرکردن جناح‌ها و… همه از مظاهر قدیمی نفوذ است. تاکتیک‌های نفوذ است که عوض می‌شود و تازه می‌شود.

در دو سه قرن اخیر، کشورهای استعمارگر غربی تا بالاترین سطوح حکومت نفوذ کردند. آدم‌ها را می‌خرند و کشوری را تحت سلطه خود درمی‌آورند. در دوره قاجار و پهلوی نفوذ به حدی بود که اصلا حکومتی از خود نداشتیم، بلکه تمام اختیارات و تصمیمات رده بالای کشوری با اذن و اجازه قدرت‌های خارجی انجام می‌شد.

برخی مسئولان دچار غفلت‌هایی شده‌اند و دشمن توانسته است خطوط نفوذ را از خطی به خط دیگر منتقل کند و این موضوع هوشیاری مسئولان نظام را می‌طلبد. امام صادق(ع) می‌فرماید مردم را غیر از زبانتان یعنی با عملتان به اسلام دعوت کنید.

امروزه ابزارها و رسانه‌های مدرن توانایی نفوذ را بالا برده‌اند. دشمن از ضعف نرم‌افزاری و سخت‌افزاری ما استفاده می‌کند و با انواع اپلیکیشن‌های موبایلی و شبکه‌های اجتماعی درصدد نوع تازه‌ای از نفوذ است و آن بهره‌گیری از تاکتیک پیام‌سازی‌های دروغین برای نسل جوان است. از نسل‌های گذشته پیام‌‌سازی می‌کنند و جوان ما فکر می‌کند پیش از انقلاب همه چیز خوب و انقلاب بد بود. دشمن می‌داند انسان‌ها بیشتر تابع احساسات و شکل و شعار هستند تا عقل، بنابراین با جریان‌سازی احساسی در موردی خاص، تعقل و تفکر و باور جوانان را به سمتی خاص هدایت می‌کند. اگر ناهنجاری و بداخلاقی ببینند به تمام ساختار نظام تعمیم می‌دهند و این همان هدفی است که جریان نفوذ دنبال می‌کند.

دکتر جواد منصوری

معاون مرکز اسناد انقلاب اسلامی