بخش‌هایی از این گفت‌وگوی خواندنی را که به بررسی اهمیت زبان فارسی و حفظ آن می‌پردازد، از نظر می‌گذرانیم.

خطر بزرگ برای زبان فارسی

به نظر بنده که یک فرد دانشگاهی هستم، در شرایط فعلی زبان فارسی در خطر بزرگی قرار گرفته است و روز به روز از سلامت و صلابت آن متأسفانه کاسته می‌شود. یک عبارت معروفی است که مرحوم خانلری برای دفاع از زبان فارسی نوشته است. به عقیده‌ او، اگر انگلیسی‌ها در براندازی زبان فارسی در هندوستان موفق نشدند، ما در ایران به دست خود در این کار موفق شده و زبان فارسی را ضعیف کرده‌ایم. منظور این که در هندوستان، زبان فارسی زبان دیوانی بود و انگلیسی‌ها می‌خواستند به جای آن انگلیسی را رایج کنند. خانلری می‌خواهد بگوید که ما در ایران زبان فارسی را داریم از بین می‌بریم. او همچنین نوشته است که زبان فارسی مانند یک پیرمرد سالخورده‌ جهان دیده‌ای است که فرهنگ، ادب و شعر بسیار غنی دارد و الان در عصر ما گرفتار یک عده بچه‌تازه‌ به دوران رسیده شده است که هرکدام به نحوی سنگی به سوی او پرتاب می‌کنند و می‌خواهند این پیرمرد را فراری دهند.

این امر از پیش از انقلاب و حدودا پس از مشروطیت شروع شده است ولی هیچ وقت به این شدت نبوده که الان هست. ما زبان فارسی را در خطر قرار داده‌ایم و امروزه در درجه‌ اول باید سعی کنیم زبان فارسی را از وضعیتی که پیدا کرده است، نجات دهیم.

چرا فارسی ارزشمند است؟

برای این که درک کنیم زبان فارسی تا چه اندازه با ارزش و با قدرت بوده، تنها در‌نظر بگیرید که پس از ۷۰۰ یا ۸۰۰ سال هنوز متن سعدی برای ما قابل فهم است، اما یک متن از قرون وسطی که به زبان انگلیسی اولیه یا فرانسه نوشته شده باشد، برای عموم انگلیسی‌ها یا فرانسویان قابل فهم نیست، یعنی زبانشان بکلی عوض شده است. اما زبان فارسی خیلی استقامت کرده است، نثر و نظم ما بیش از هزار سال عمر و استمرار دارد؛ هنوز هم شعر و نثر ما با ارزش‌اند، به شرطی که آنها را خراب نکنیم. امروز زبان فارسی در خطر است و این خطرات چند جنبه دارد. یک جنبه به خطرات طبیعی مربوط است، علوم جدید وارد ایران شده و هنوز زبان محلی خود را پیدا نکرده‌است. این جنبه خیلی تأسف‌بار نیست و طبیعی است. برای حل این مساله هم باید فرهنگستان زبان و ادب فارسی و اساتید به فکر معادل‌سازی بیفتند. اصطلاحات طبی، فنی، سیاسی، بهداشتی و… در دنیا به وجود آمده و ما از این دنیا دور نیستیم. این اصطلاحات معادل می‌خواهند و معمولا ما بی‌محابا این اصطلاحات را به کار می‌بریم. مثلا به جای کلمه‌ دموکراسی می‌توانیم بسادگی بگوییم مردم‌سالاری.

تضعیف عمدی زبان فارسی

جنبه‌ خطرناک‌تر این اتفاق، تضعیف کردن به عمد زبان فارسی است که متأسفانه در جامعه‌ تحصیلکرده ما بیشتر رواج دارد. تحصیلکرده‌ها و روشنفکران جهت خودنمایی و برای این که جایگاه خاصی برای خود در جامعه تعبیه کنند، سعی دارند یک چهره‌ مصنوعی و ممتازی از خود ترسیم کنند و برای همین دست به استفاده از کلمات انگلیسی، فرانسوی و گاهی آلمانی می‌زنند. من قبلا یک مقاله نوشته‌ام با عنوان به کار بردن کلمات خارجی در زبان فارسی و روش سوفسطایی. بعضی از اساتید و تأثیرگذاران و روزنامه‌نگاران، با این کلمات خارجی می‌خواهند نادرست را درست نشان بدهند. چند مثال برای شما می‌زنم. وقتی خانم روان‌شناس در تلویزیون رسمی‌ ایران می‌گوید «تایم» من با «تایم» شما یکی نیست، این یعنی چه؟ او می‌خواهد بگوید که من با شما متفاوت هستم و شما بی‌سوادید و من تحصیلکرده‌ام. یا در همایشی در شیراز که ما را دعوت کرده بودند و در آنجا یک خانمی ‌متوجه شده بود که من از دانشگاه تهران هستم، گفت من دخترم در دانشگاه تهران درس می‌خواند و بعد گفت اتاقش را «شر» کرده است. من با خودم فکر کردم که این خانم شیرازی است و منظورش این است که دخترم شعر می‌نویسد. اما بعد متوجه شدم که منظور از «شر» (To share) انگلیسی است یعنی تقسیم کردن. او می‌خواست بگوید در تهران دخترش هم‌اتاقی دارد. در ضمن تلویحا می‌خواست بگوید که بی‌اطلاع نیست و زبان خارجی هم می‌داند. او این را برای خودش یک امتیاز می‌دانست در حالی‌که من این را برای او یک نقص و ضعف روحی و فرهنگی می‌دانستم.

امروزه دانشجویان در دانشگاه بویژه در رشته‌های علوم انسانی به جای علم و دانش و شناخت، تعدادی اصطلاح یاد می‌گیرند بدون این که معنایش را به‌طور دقیق بدانند. همین روش سوفسطایی است. سوفسطاییان چه کار می‌کردند؟ در مقابل حقیقت راستین، یک مجموعه‌ای از اصطلاحات را به شما یاد می‌دادند که شما با این مجموعه‌ اصطلاحات اسقاط خصم کنید. یعنی آن کسی که مخاطب شما بود را به نحوی ساکت کنید.

راه‌هایی برای حفظ زبان فارسی

فکر می‌کنم این کار خیلی آسان است. چند منشأ اصلی وجود دارد و از همه مهم‌تر رادیو و تلویزیون است. استفاده از لغات بیگانه باید قدغن شود. بنده در دانشگاه سوربن در روان‌شناسی کودک تحصیل کرده‌ام، نکته‌ای که متأسفانه به آن توجه نمی‌شود این است که اگر پدر و مادر به دو زبان با بچه صحبت کنند، احتمال بی‌ثباتی شخصیتی کودکان افزایش می‌یابد. مهدهای کودک‌ و مراکز آموزشی به‌طور رسمی‌دارند بیماری را به بچه‌ها تزریق می‌کنند. تک‌لغت‌های انگلیسی و فرانسوی که به کودکان می‌آموزند و هیچ فایده‌ای برای آنها در این سن ندارد، موجب اختلال در ذهن و عدم اطمینان نزد کودک می‌شود. لغتی که بعداً به فارسی به او گفته می‌شود، او آن را دیگر قبول نمی‌کند و یک شک و تردیدی در نهاد کودک کاشته می‌شود و این بسیار خطرناک است.

زبان فارسی در دیگر کشورها

زبان فارسی پس از انقلاب اسلامی‌گسترش یافته است. ۶۰ سال پیش که من در پاریس بودم و درس می‌خواندم، گاهی به کتابخانه‌ مدرسه‌ «السنه شرقی» می‌رفتم. چون در کتابخانه‌اش کتاب‌های فارسی داشت. در این مدرسه ۷۰ نفر در رشته‌ زبان روسی تحصیل می‌کردند، اما فقط چهار نفر فارسی می‌خواندند. بعضی سال‌ها فقط دو دانشجو برای یادگیری زبان فارسی ثبت نام می‌کردند. الان این تعداد به ۳۰نفر دانشجو رسیده است. طبق اطلاعاتی که بنده دارم در کشورهای عربی، زبان فارسی تدریس می‌شود، در آمریکای جنوبی بویژه در کشورهای چپگرا، زبان فارسی در حال گسترش است. در چین رواج زبان فارسی همراه فلسفه‌ اسلامی‌ سرعت خوبی دارد، خاصه که کتاب‌های قدیمی ‌فارسی در پکن خیلی زیاد است و آنها مایلند از این کتاب‌ها استفاده کنند. هر چقدر کشورمان قوی‌تر شود، زبان فارسی نیز امکان گسترش بیشتری خواهد یافت. از دیگر راه‌های گسترش زبان فارسی تعامل با کشورهای همسایه‌ای است که سابقه‌ زبانی مشترکی با ما دارند، کشورهایی نظیر ترکمنستان و تاجیکستان که باید زبان و خط فارسی در این کشورها احیا شود.

زبان فارسی مظهری از روح ما

مساله‌ زبان اصلا مساله فرعی نیست. زبان فارسی در واقع مظهری از روح ما ست. هیچ‌وقت دیر نشده و باید از به کار‌بردن لغات بیگانه امتناع و نسبت به استفاده از آنها علناً انتقاد کرد. حتی این کار باید قبیح اعلام شود. ما نباید افتخار کنیم که معادل فارسی یک کلمه‌ فرنگی را نمی‌دانیم. هگل در اواخر قرن هجدهم همان‌طور که خودش می‌گوید، تلاش کرده است تا به زبان آلمانی، فلسفه آموزش دهد. چون در آلمان قرن هجدهم در دانشگاه‌ها فلسفه به زبان لاتینی یا به فرانسه تدریس می‌شده است. هگل عملا به معنایی موفق شده است زیرا امروزه زبان آلمانی غنی‌ترین اصطلاحات فلسفی را دارد.