هر چند نادیده نمی‌گیریم که امروز سخن گفتن از منش‌ها و اخلاقیات در ورزشی که مادیات و ظواهر خوش‌رنگ و لعاب فریبنده تار و پود آن را تحت تاثیر قرار داده، به کام برخی‌ها خوش نمی‌آید، اما واقعیت این است که جامعه ورزش ایران باید در روزی که یاد و خاطره آقاتختی را در ابن‌بابویه زنده نگه می‌دارد، با خود بیندیشد که چه بر سر ورزش ایران آمده که بعضا قهرمانان و ستارگانش در دام‌های مختلف گرفتار می‌آیند.؟!

به‌طور طبیعی آگر امروز و بعد از گذشت ۴۸ سال یاد و خاطره جهان‌پهلوان غلامرضا تختی در بین مردم زنده است، این مساله نه به صرف مدال‌های پرشمار جهانی و المپیکی‌اش، بلکه به‌خاطر فتوت و سجایای اخلاقی بزرگ مردی است که هیچ‌گاه به مردم کشورش پشت نکرد. نه به دنیا و ظواهر مادی آن انس گرفت و نه به خود اجازه داد که با صاحب منصبان رژیم ستمشاهی که به دنبال استفاده ابزاری از وی بودند، از سر سازش درآید. آقاتختی ساده زیست بود و بی‌تکلف و خالی از غرور، هر جا که نیاز به وجودش در کنار مردم حس می‌شد، از مسئولیت اجتماعی‌اش شانه خالی نمی‌کرد تا برای یک لحظه نیز از عشق خالصانه به مردم کشورش غافل نباشد. او با این روحیه از باخت می‌ترسید، اما پیروزی را نیز به هر قیمت نمی‌خواست، آنجا که به دفعات با حریفان آسیب دیده‌اش مدارا کرد و زور بازو و فن و بند کشتی‌اش را به رخ آنان نکشید تا امروز هماوردان جهانی‌اش نیز از آقاتختی به نیکی یاد کنند.

اما همه این سجایا و یادآوری آنها که خود شما بهتر از راقم این سطور از آن آگاهید، فرصتی است برای آن‌که به قهرمانان امروزی ورزش خود گوشزد کنیم که این قهرمانی‌ها، مدال‌ها و عناوین، زودگذر و فراموش شدنی‌اند. آنچه ماندگار بوده و هست، همانا سجایای انسانی و جوانمردی است که دهان‌به‌دهان و سینه به سینه در بین نسل‌ها می‌چرخد تا قهرمانان بزرگ عمری به بلندای تاریخ داشته باشند. هر چند قهرمانان و ورزشکاران زیادی را سراغ داریم که اسیر پول و هوا و هوس نشده‌اند و در کنار مردم بوده‌اند، اما به هر حال مواردی نیز هستند که با پشت پا زدن به مسئولیت فردی و هنجارهای پذیرفته شده جامعه، حرمت نگه نداشته‌اند تا با گرفتار آمدن در دام شهرت، جامعه نیز آنان را طرد کند.

حجت‌اله اکبرآبادی

روزنامه‌نگار