در چنین فرآیندی، تحریم‌ها در وضعیت «تعلیق مرحله‌ای» قرار می‌گیرد. وزارت خارجه آمریکا هر سه ماه یک بار گزارشی از روند اجرای تعهدات ایران را براساس توافق انجام‌گرفته در برنامه جامع اقدام مشترک منتشر می‌کند.

گزارش رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا به کنگره، به صدور دستور اجرایی دونالد ترامپ برای تمدید فرآیند تعلیق بخشی از تحریم‌های هسته‌ای ایران منجر می‌شود.

درباره گزارش تیلرسون، رویکردهای مختلفی ارائه شده است. برخی از نظریه‌پردازان موضوعات راهبردی آمریکا به این موضوع اشاره دارند که انتخابات ۱۳۹۶ ایران باید زمینه لازم را برای اعاده فضای اعتدال سیاسی و بین‌المللی به‌وجود آورد.

چنین رویکردی به‌مفهوم آن است که تحریم‌های اقتصادی جدیدی علیه ایران وضع نشود. به‌موجب چنین رویکردی، می‌توان نشانه‌هایی را مورد ملاحظه قرار داد که محدودیت‌های اقتصادی تهاجمی علیه ایران به‌گونه مرحله‌ای در وضعیت تعلیق قرار می‌گیرد.

اگرچه تیم دفاعی و امنیتی دونالد ترامپ هنوز بر نشانه‌هایی از تهدید منطقه‌ای ایران تاکید دارند، اما روند حاکم بر حوزه سیاست خارجی آمریکا، زمینه‌های لازم برای تعدیل الگوهای تهدید پرشدت را به‌وجود آورده است.

ارائه گزارش سه ماهه وزارت خارجه به کاخ سفید و کنگره آمریکا، بیانگر این واقعیت است که الگوی رفتاری ترامپ و ساختار سیاسی آمریکا در ارتباط با برنامه جامع اقدام مشترک، براساس نشانه‌هایی از عدم اطمینان تاکتیکی و راهبردی شکل گرفته است.

عدم اطمینان در روابط بین‌الملل مربوط به شرایطی است که بازیگران از رویکردهای متفاوتی درباره یک موضوع بهره می‌گیرند.

به‌عبارت دیگر، عدم اطمینان نشان می‌دهد که تفسیرهای متفاوتی جایگزین واقعیت‌های یکسان درباره موضوعاتی همانند توافق هسته‌ای شده است.

اگرچه، مقامات وزارت خارجه آمریکا در ۱۰ نوامبر ۲۰۱۶ به این موضوع اشاره داشتند که دولت جدید آمریکا به‌عنوان مقام مسئول و تعیین‌کننده در ارتباط با برنامه جامع اقدام مشترک خواهد بود، اما گزارش وزیر خارجه آمریکا نشان می‌دهد که تاکنون تیم سیاست خارجی و راهبردی ایالات متحده آمریکا هیچ‌گونه تغییر بنیادینی در ارتباط با برنامه جامع اقدام مشترک اعمال نکرده‌اند.

گزارش اخیر نشان می‌دهد که سیاست خارجی دونالد ترامپ برخلاف الگوهای تبلیغاتی نامبرده در دوران رقابت‌های انتخاباتی، ماهیت سازمانی و بوروکراتیک دارد.

به همین دلیل تغییر دولت، جابه‌جایی قدرت و جایگاه‌یابی حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا تاثیر چندانی در روند تعامل ایران و ایالات متحده در ارتباط با فرآیند برنامه جامع اقدام مشترک به‌جا نگذاشته است.

از سوی دیگر، تعلیق مرحله‌ای تحریم‌های هسته‌ای ایران بیانگر این واقعیت است که برجام بیش از آن‌که انعکاس سیاست خارجی جان کری و باراک اوباما باشد، می‌توان آن را در قالب اهداف راهبردی و امنیتی ایالات متحده تبیین کرد.

براساس چنین نگرشی، تغییر در کارگزاران اجرایی و رهبران سیاسی آمریکا تاثیر چندانی بر روندهای توافق راهبردی ایران و کشورهای گروه ۱+۵ به‌جا نمی‌گذارد. اگر برخی از حوزه‌های سیاست خارجی آمریکا در قبال برجام تغییر کند باید آن را مربوط به الگوهای کاهش تحریم‌های اقتصادی یا فرآیندی دانست که تحریم‌های جدید را امکان‌پذیر می‌سازد.

واقعیت آن است که برجام بیشترین سود راهبردی برای اهداف امنیتی آمریکا و متحدان منطقه‌ای ایالات متحده را به‌وجود آورده است. تمامی تلاش بازیگران منطقه‌ای و قدرت‌های بزرگ در سال‌های ۲۰۱۵-۲۰۰۳ را می‌توان کنترل قابلیت ایران برای اجتناب از «گریز هسته‌ای» دانست.

به همین دلیل است که تصمیم ترامپ و تیلرسون ادامه سیاست عمومی آمریکا درباره آینده همکاری‌های هسته‌ای با ایران در فضای برجام تلقی می‌شود.

در برابر تعهدات عملی ایران، ایالات متحده پذیرفته بود که زمینه‌های اعطای «تخفیف تحریمی» را فراهم می‌کند، اگرچه شکل دیگری از تحریم‌های اقتصادی و راهبردی آمریکا علیه ایران در حال شکل‌گیری است؛ تحریم‌هایی که ماهیت مرحله‌ای داشته و با الگوی رژیم‌های تحریم در سیاست خارجی آمریکا هماهنگی دارد.

تحریم‌های جدید علیه ایران درباره موضوعات موشکی و روندهایی است که از آن به‌عنوان نقش ایران در حمایت از تروریسم نام برده می‌شود. هر یک از این اقدامات دارای ریشه‌های تاریخی خاص خود بوده و زمینه‌های لازم را برای ایجاد محدودیت علیه ایران در گذشته به‌وجود آورده است.

واقعیت‌های رفتار بین‌المللی ترامپ بیانگر آن خواهد بود که تغییر در روسای جمهور آمریکا تاثیر چندانی بر روندهای سیاست خارجی ایالات متحده به‌جا نمی‌گذارد.

تغییرات بیش از آن‌که ماهیت راهبردی داشته باشد، براساس نشانه‌هایی از سلیقه سیاسی و در چارچوب قواعد ساختاری تعریف و اجرا می‌شود.

برخی از موضوعات سیاست خارجی و راهبردی آمریکا که در دوران باراک اوباما شکل گرفته، با جهت‌گیری‌های نسبتا مشابهی ادامه خواهد یافت. علت چنین وضعیتی را می‌توان ناشی از الگوهای سیاستگذاری بوروکراتیک در ساختار سیاسی آمریکا دانست.

واقعیت آن است که اگرچه گزارش تیلرسون درباره فرآیندهای سیاست هسته‌ای ایران به کاخ سفید و کنگره، بخشی از فرآیند بوروکراتیک ایالات متحده در ارتباط با ایران محسوب می‌شود، اما فرآیندهای رقابت انتخاباتی در ایران و آنچه زمینه تعلیق مرحله‌ای تحریم‌های جدید اقتصادی و راهبردی علیه ایران را به‌وجود آورد، در زمره عواملی محسوب می‌شود که تعلیق تحریم‌های مرحله‌ای در حوزه هسته‌ای براساس برجام را اجتناب‌ناپذیر می‌کند.

چنین فرآیندی بیانگر آن است که مولفه‌های بین‌المللی و ضرورت‌های سیاست داخلی ایران بویژه در فضای رقابت‌های انتخاباتی می‌تواند بر روندهای مربوط به کاهش یا افزایش تحریم‌ها تاثیرگذار باشد.

دکتر ابراهیم متقی – استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران