به گزارش سوکا ، باشگاه نفت در مسیری افتاده است که سرانجام خوشی نخواهد داشت. بدهکارترین باشگاه ایرانی هنوز به طور شگفت انگیزی در لیگ برتر به میدان می رود این در حالی است که بدهی های این باشگاه از مرز ۱۷ میلیارد تومان هم گذشته است. نفت دیگر آسیایی نخواهد بود مگر اینکه معجزه ای رخ دهد. اما بد نیست نگاهی به اتفاقات اخیر این باشگاه پر از حاشیه بیندازیم:

پلان اول: تصمیم گیری در رستوران معروف

جهانیان به رستوران معروف (….) می رود. حمید درخشان چند هفته پیش رسما به عنوان سرمربی باشگاه انتخاب شده و حتی قرارداد هم بسته است. او در رستوران که افراد زیادی از باشگاه را دعوت کرده می گوید میخواهد سرمربی را تغییر بدهد و علی کریمی را بیاورد. از حاضران می پرسد چه کسی موافق حضور علی کریمی است؟ تقریبا همه دست خود را بالا می برند. و این چنین شد که علی کریمی جانشین حمید درخشان می شود. می گویند فرزاد حسنی و دو هنرپیشه هم به طور همزمان در آن رستوران حضور داشته و شاهد ماجرا بوده اند. بیژن تاجیک فردی که قبلا تلاش می کرد مقدمات انتقال نفت به انزلی را فراهم کند نیز حضور داشت.

پلان دوم: گزینه مربی گری با یک رزومه عجیب

خوب می دانید در کمتر از یک ماه نظر جهانیان دوباره تغییر می کند. علی کریمی را با استناد به یک پیامک کنار می گذارد. او می خواهد «پژواک کرم پور» مربی دو رگه ایرانی و آلمانی را به نفت بیاورد. می گویند کرم پور رزومه ای قوی دارد. اما حتی یک جستجوی ساده در گوگل نشان می دهد آنطور هم نیست که جهانیان می گوید. کرم پور در لیگ منطقه ای آلمان فقط مربی گری کرده است.

پلان سوم: اتوبانی به سمت لالیگا

جهانیان قصد تیمداری در فوتبال دارد اما به این کار وارد نیست. این می شود که در یکی از مصاحبه هایش می گوید می خواهم برای باشگاه نفت اتوبانی به سمت لالیگا باز کنم. یکی از بازیکنان سابق تیم نفت می گوید او همیشه اینقدر فضایی و رویایی صحبت می کند اما حتی نمی داند لالیگا چیست و اصلا مشخص نیست اتوبانی به سمت لالیگا چه معنایی دارد.

پلان چهارم: من شما را نمی شناسم!

علیرضا بیرانوند گلر پرسپولیس که از باشگاه سابقش یعنی نفت طلب دارد با جهانیان که حالا مالک جدید باشگاه است تماس می گیرد اما جهانیان او را که دروازه بان پرسپولیس و تیم ملی است نمی شناسد. بیرانوند عصبانی می شود و خود را به طور کامل معرفی می کند. اما باز هم جهانیان او را نمی شناسد. بیرانوند عصبانی و دلخور خداحافظی می کند و به تماس پایان می دهد.

پلان پنجم: کودتا قبل از دیدار با استقلال

جهانیان درگیر پیدا کردن اسپانسر است. باشگاه در بدهی غرق شده است. یک روز قبل از دیدار با استقلال بازیکنان تصمیم می گیرند بازی نکنند. آنها حتی به هتل هم نمی روند. اما خواهش و تمناها باعث می شود فعلا کوتاه بیایند. جهانیان به تمام بازیکنان پیام می دهد به دفتر من بیایید. دفتر کجاست؟ جایی در یک گاراژ صافکاری! جایی نزدیک مغازه ای که محسن بنگر به عنوان کافی شاپ آنجا را کرایه کرده است. جهانیان در این دفتر عجیب و غریب از بازیکنان میخواهد باز هم صبر کنند.

پلان ششم: یک اتفاق بی سابقه

نفتی ها مقابل استقلال به میدان می روند. روی پیراهن تیم هم که نوشته بود: «نفت طلاییه، آسیاییه»! یکی دیگر از مسئولان باشگاه نفت می گوید پرسپولیس و استقلال و دیگر تیم های ایران هم به آسیا می روند اما چه زمانی بر روی پیراهن خود چنین چیزی را نوشته اند؟ آیا شما نمونه چنین اتفاقی را در دنیا دیده اید؟

پلان هفتم: جمع آوری پول برای خرید تغذیه

مشکلات یکی پس از دیگری ادامه دارد. باشگاه نفت که با آن شعار روی پیراهن ادعای حضور در آسیا را دارد حتی نمیتواند تغذیه بازیکنانش را فراهم کند. در اتوبوس از بازیکنان پول جمع آوری می کنند تا تغذیه خریداری شود.

پلان هشتم: به همه جا بدهکار

نفت به همه جا بدهکار است. چیزی که قبلا بارها هم گفته شده است. به رستوران، به شرکت های مختلف و به افراد حقیقی و حقوقی. این تیم روز گذشته با پیراهنی که روی آن عبارت نفت آسیایی دیده می شد به میدان رفت اما به نظر می رسد این باشگاه در آینده ای نزدیک حتی نفت لیگ برتری هم نمی تواند باشد!