به گزارش جام جم آنلاین، پیشتر از آنکه محمد (ص)، دین و آیین خود را به مردم عرضه کند، همه را عاشق خود کرده بود:

کم حرف بود، اما زیبا سخن می گفت. وقتی می خندید، خنده اش تبسمی شیرین بود به قدری که دندان های سفیدش، دل از مخاطب می ربود. حاجت مردم برای او مهم بود، آنچنان که ممکن بود کسی با حاجت های بسیار به او مراجعه کند و حاجت روا شود. می گفت حاجت آنان را که به من دسترسی ندارند به من منتقل کنید.

به هرکسی که می رسید حال و احوال می کرد، از اموراتش می پرسید. آدم ها برای او مهم بودند. خشک و سخت نبود. عیبجویی نمی کرد. ناامید و بدبین نبود. به چیزی که میل نداشت آن را در چهره نشان نمی داد، پس افراد به راحتی به او پیشنهاد می دادند. مردم در جلسه با او چیزهای زیادی می آموختند. سرشار از انگیزه و عشق و معرفت می شدند.

با مردم انس می گرفت و آنان را نمی رنجاند. با آن ها همراهی داشت. اگر به چیزی می خندیدند او هم می خندید. اگر متعجب می شدند او هم تعجب می کرد. تافته جدا بافته نبود. کارهای خوب را تحسین می کرد. در هر کاری میانه رو بود. عدالت برای او مهم بود و از حق کوتاه نمی آمد.

حاجب و دربان نداشت. پادشاهی نمی کرد. در مجلس جای خاصی برای خودش انتخاب نمی کرد. زودتر از همه سلام می کرد. مردم او را پدر مهربان خود می دانستند. به ملاقات او تشنه بودند. دل شان برای او تنگ می شد و غنج می زد.

امانتدار بود. از خطاهای مردم، می گذشت. با بیان خود همه را قانع می کرد. با بچه ها مهربان بود و بازی می کرد. نظیف و پاکیزه بود. به قیافه خود اهمیت می داد. معطر بود و گران ترین عطرها را تهیه می کرد.

ایمان زائیده عشق است. باید این دنیای پر سیمان و سرعت، عاشق مسلمانی ما شود تا سپس ایمان بیاورد. شیعه و سنی، باید عشق به پیامبر (ص) را فریاد بزنند، آن وقت خواهیم دید که بودایی و مسیحی و یهودی و ملحد هم شیفته مرام محمد (ص) می شوند.

پی نوشت:
به این عکس خیره شوید و با دقت، موج دوست داشتن را در چشم ها و رنگ ها تعقیب کنید. این پیامبر است که می تواند اینچنین، انبوه آدم ها را به سمت خود خیره سازد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

| عکس نوشت | شماره ۵۶| سید مهدی سیدی |