به گزارش سوکا، تقریبا تمام ایرانی ها در خصوص حاج احمد متوسلیان فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله در هشت سال دفاع مقدس و دیپلمات ربوده شده توسط قوای فالانژ لبنانی مطالبی را خوانده و شنیده اند.

در این گفت‌و گو سعی کردیم در مصاحبه‌ای با یکی از نزدیکان وی علاوه بر تشریح آخرین وضعیت ۴ دیپلمات ربوده شده در سال ۶۱، بیشتر با ابعاد خصوصی و زندگی شخصی حاج احمد آشنا شویم. در ادامه متن مصاحبه سوکا با حامد متوسلیان را می‌خوانیم.

در خصوص زنده بودن دیپلمات‌های ربوده شده کشورمان صحبت‌های متعددی عنوان شده، چه اسناد متقنی دال بر زنده بودن این عزیزان وجود دارد؟

در ۱۴ تیر سال ۶۱ دیپلمات‌های ایرانی بصورت زنده ربوده شدند و زنده هم به اسراییل منتقل شدند بر این اساس ما بنا را روی زنده بودن ربوده شدگان می‌گذاریم مگر اینکه سند قطعی شهادت آنها بر ما واصل گردد. لذا مادامی خبر شهادت آنها همراه با اسناد قابل تایید به دست ما نرسد حاج احمد و رفقایش در قید حیات محسوب می‌شوند.

آیا با دیگر خانواده‌های دیپلمات ربوده شده در تماس یا رفت و آمد هستید؟

نه چندان، بصورت خیلی مختصر بیشتر دیدار ما در غالب یک سفر همه ساله به لبنان برای پیگیری تعیین تکلیف دیپلمات‌های ربوده شده خلاصه می‌شود و در ایران ارتباط خاصی با هم نداریم.

از همرزمان حاج احمد کسی در آن مقطع از وضعیت و سرنوشت ایشان اطلاعاتی به شما نداده است؟

حقیقت امر این است شهید بزرگوار حاج محمد ابراهیم همت در آن زمان معاون عملیاتی عموی بنده بود حتی به اتفاق هم به لبنان عزیمت نمودند پس از ربوده شدن حاج احمد، بسیار ابراز ناراحتی می کردند. با گذشت یک سال از این واقعه ایشان با در دست داشتن یک جلد کلام الله مجید به مغازه پدر بزرگم آمدند و گفتند؛ از نظر ما حاج احمد و هیات همراه به شهادت رسیده‌اند و سندی دال بر زنده بودن آنها وجود ندارد.

با این وجود همچنان فکر می کنید ایشان در قید حیات باشند؟

همان طور که عرض کردم تا شواهد محکم مبنی بر شهادت حاج احمد و دوستانش به ما ارایه نشود از نظر ما این عزیزان زنده هستند.

نقل قولی است مبنی بر اینکه در زمان به گروگان گرفته شدن جاوید الاثر و هم سنگرانش تبادل آتشی حادث شده، این مطلب را تایید می کنید؟

بله گفته می‌شود در وضعیت حمله نیروهای فالانژ برای دزیدن هیات دیپلماتیک ایرانی، عموی بنده دست می‌برد به طرف کلت یکی از اعضای فالانژها تا مقاومت کند، که یکی از ۴ تن بر اثر به رگبار بستن یکی از گروگان گیرها به شهادت می‌رسد.

کدامیک از بزرگواران در پی این اقدام شهید شدند؟

مشخص نشده در همین حد شنیده‌ایم.

آیا پدر شما هم در دوران دفاع مقدس حضور داشتند؟

بله ایشان ماموریت پشتیبانی و پشت جبهه را برعهده داشتند.

حامد متوسلیان در آغوش حاج احمد متوسلیان پس از بازگشت از سفر حج

پدر در خصوص ویژگی‌های شخصیتی حاج احمد تاکنون با شما نکاتی را در میان گذاشته‌اند؟

زمانی که عموی بنده ربوده شد من سن خیلی کمی داشته و حتی عکسی با قنداق در آغوش حاج احمد هم دارم بنابراین به شخصه تصویر ذهنی خاصی از ایشان ندارم ولی پدرم همواره روی اعتقادات ریشه دار برادر خودشان تاکید داشتند.

این اعتقاداتی که به آن اشاره کردید نشات گرفته از چه چیزی بود؟

در اصل حاج احمد نزد آقای حق شناس از روحانیون سرشناس آن زمان تلمذ کرده بود و همیشه به مسجد بازار رفت و آمد داشت. بعد از انقلاب هم با همکاری بچه‌های مسجد کمیته‌های استقبال از حضرت امام(ره) را سازماندهی کرد و در کل زمینه‌های فکری ایشان در مسجد و با بچه‌های متدین شکل گرفت.

آقای متوسلیان قبل از انقلاب هم فعالیتهای سیاسی داشته‌اند؟

بله مدتی را در زندان‌های ساواک گذراند و در شهر خرم آباد تا پای چوبه اعدام هم رفت. اما بعدها شاه مخلوع بحث فضای باز سیاسی مطرح کرد و بخاطر همین از زندان آزاد و موضوع اعدام وی منتفی شد.

دقیقا در خرم آباد پیش از انقلاب چه اقداماتی علیه دولت پهلوی انجام می داند؟

حاج احمد اعلامیه‌های امام خمینی(ره) را به خرم آباد می‌بردند و میان مردم پخش می‌کردند و عملا آشکارا با رژیم ستم شاهی مبارزه می کرد.‌ اصلی ترین دلیل دستگیری وی هم همین موضوع بود.

گفته می‌شود آقای متوسلیان بسیار علاقه مند بودند در موضوعات مذهبی با صاحب نظران وارد بحث و تجزیه و تحلیل موضوعات شده و بطور چالشی یک موضوعی را واکاوی کند در این خصوص پدر مطلبی به شما یادآرو شده‌اند؟

عموی بنده از نظر اعتقادی با آقای حق شناس مراودات زیادی داشتند و به موازات آن از کتابهای استاد مطهری هم تاثیر پذیرفته بود. از این رو با بهره گیری از دانش این دو بزرگوار در اوقات فراغت در جمع دوستان جلسه پرسش و پاسخ چالشی راه می‌انداخت.

بیشتر چه موضوعاتی را مود بحث خود قرار می‌داد؟

مثلا می‌گفت فرض کنید من یک مارکسیسم هستم، خدا را برای من اثبات کنید. از این جهت خیلی به مباحث اثباتی با ارایه دلیل و برهان علاقه داشت.

پدربزرگم نقل می‌کرد، حاج احمد خیلی دوست داشت به حوزه برود و دروس فقهی را بیاموزد اما با ورود به مسایل سیاسی و پیروزی انقلاب و حضور در جبهه‌ها این توفیق برای ایشان حاصل نشد.

سخنرانی حاج احمد در اردوگاه «زبدانی» سوریه

از نحوه ورود حاج احمد متوسلیان به دفاع مقدس برایمان بگویید چطور به یک چهره سرشناس نظامی تبدیل شد؟

با پیروزی انقلاب اسلامی در پادگان ولی عصر عضو سپاه شد و پس از دوره‌های تخصصی دفاعی به همراه یک دسته ۲۰۰ نفری به منظور مبارزه با گروه‌های ضد انقلاب عازم کردستان شد.

اتفاقا مقام معظم رهبری در یکی از خطبه‌های نماز جمعه آن زمان در این ارتباط فرمودند: من جوانی را دیدم که با ۲۰۰ نفر به منطقه کردستان عزیمت کرد ولی از این تعداد همه شهید شدند غیر از چند نفر از جمله احمد متوسلیان، اما آنها هم هر لحظه آماده شهادت بودند.

مهمترین اقدامی که حاج احمد بعنوان یک فرمانده نظامی طی ماموریت خود در کردستان انجام داد چه بود؟

آزادسازی منطقه دزلی بود. دزلی یک منطقه کوهستانی بود و نفوذ در آن بسیار دشوار بنظر می‌آمد در ارتفاعات کوه، ضد انقلاب با استقرار تک تیرانداز اجازه هر نفوذی را گرفته بودند.

اما حاج احمد در راس یک دسته نظامی با دو ساعت پیاده روی بدون اینکه مقصد خود را به کسی اطلاع دهد به هدف فتح دزلی به سمت مرزهای عراق روانه شد. پس از آزادی سازی این منطقه اکثر فرماندهان نظامی از نقاط قوت این عملیات به نیکی یاد کردند.

برگردیم به موضوع پیگیری پرونده دیپلمات‌های ربوده شده، در حال حاضر پرونده تعیین سرنوشت این عزیزان در چه مرحله‌ای است؟

متاسفانه این پرونده تا به امروز از حالت محرمانه در نیامده و جزییات آن به خانواده‌ها اعلام نمی‌شود حتی به کمیسیون امنیت ملی مجلس هم که به ریاست فلاحت پیشه است و کمیته‌ای دارد برای رسیدگی به آخرین وضعیت دیپلمات‌های ربوده شده این اطلاعات ارایه نمی‌شود.

تاکنون برای تعیین تکلیف حاج احمد با مقامات لبنانی دیدار کرده‌اید، تا چه میزان در روشن شدن وضعیت دیپلمات‌های ما جدیت دارند؟

بله همه ساله در آستانه سالروز ربایش دیپلمات‌ها، هر چهار خانواده به لبنان سفر می‌کنیم. اما در خصوص نحوی همکاری عرض ما این است که تا امروز تکلیف زنده بودن و یا خدایی ناکرده شهادت دیپلمات‌ها باید مشخص می شد. انتظار داریم مطالبه قوی تری از دولت لبنان داشته باشیم و نباید تنها به دادن بیانیه و محکومیت این اقدام ضد انسانی اکتفا کرد.

عمه بنده یعنی خواهر حاج احمد با سمیر جعجع رییس پیشین حزب فالانژها که مسئول مستقیم دزدیده شدن حاج احمد و هیات همراهش است دیداری داشت. وی در عرض یک ساعت چندین نقل قول ضد و نقیض و خلاف واقع در مورد آخرین وضعیت دیپلمات ها مطرح کرد.

مشخصا به چه نکاتی در این ملاقات اشاره شده بود؟

طبق اظهارات عمه‌ام، این مقام سیاسی لبنان یک بار گفت آنها را پس از کشتن داخل چاه انداخته‌ایم و الان روی آن چاه ساختمان سازی شده است، چند دقیقه بعد عنوان کرد آنها را زنده تحویل اسراییل داده‌ایم و دست آخر هم گفت اصلا ما هیچ اطلاعی از آنها نداریم.

خاطره‌ای ناگفتنی از حاج احمد متوسلیان دارید که تا به حال جایی بازگو نکرده باشید؟

در زمان حافظ اسد رییس جمهور وقت سوریه بود که وی برای دفاع از کشورش از ایران تقاضای نیرو کرده بود. ظاهرا بعد از ارسال نیرو به سوریه مقامات سوری در نبرد قوای ایرانی با ارتش اسراییل خلل ایجاد کرده و قدرت مانور آنها در میدان جنگ را محدود می‌کردند. به دنبال این موضوع حاج احمد چندین بار با رفعت اسد وزیر دفاع سوریه( برادر حافظ اسد) ملاقات داشت و چندین بار در مورد علت کارشکنی دولت سوریه در این زمینه وی را بازخواست کرده بود.

در یکی از این دیدارها عموی بنده حین گلایه گذاری از رفعت اسد از کوره در رفته و یک کشیده به گوش وزیر دفاع سوریه می زند. پس از این قضیه حاج احمد گزارشی مبنی بر عدم همکاری قوای سوری در جنگ با رژیم صهیونیستی خدمت حضرت امام ارسال می‌کند و ایشان هم دستور بازگشت رزمندگان ایرانی را صادر می فرمایند و در پیامی خطاب به آنها می گویند؛ برگردید راه قدس از کربلا می گذرد باید به جنگ خودمان با صدام برسیم.

پدرم هم همیشه می گفت هر وقت حاج احمد از جبهه برمی گشت پول اندکی در جیب خود به همراه داشت و با اینکه از فرمانده های ارشد جنگ بود طوری وانمود می کرد که گویی یک رزمنده ساده است.

همیشه از پدر من پول قرض می گرفت وقتی علت بی پولی همیشگی او را جویا شدیم به این نتیجه رسیدیم که چون مردم منطقه کردستان در دوران حکومت شاه فقیر و تنگ دست نگه داشته شده بودند به همین بخاطر حاج احمد با هزینه شخصی خود برخی مایحتاج برای مردم ناحیه مورد نظر همچون ظروف و لوازم خانگی خریداری می کرد و به آنجا می برد.

به واقع باید گفت او هیچ چیز برای خود نمی خواست. وقتی قرار شد بخاطر تنفیذ حکم فرمانده‌ای لشکر ۲۷ از مریوان عزمیت کند مردم مریوان به دلیل قرابت و انسی که با حاج احمد داشتند گریه می کردند و این نشان دهنده محبوبیت ایشان بین مردم بود.

آیا تا به حال بحث تبادل زندانی بین ایران و اسراییل وجود داشته است؟

گفته می شود در جریان هدف قرار دادن جنگنده اسراییلی توسط حزب الله و فرود خلبان آن در اراضی لبنان این خلبان اسیر و به ایران تحویل داده شده است. پس از این رخداد تل آویو با ارسال پیامی از طریق حزب الله از ایران درخواست می کند که این خلبان را به ما تحویل دهید ما حاضریم در خصوص متوسلیان و دوستانش به شما اطلاعات دهیم.

الان اگر عمو احمد را ببینید چه احساسی به او خواهید داشت؟

آرزو دارم ایشان را زنده ببینم و در خدمتشان باشم و زیر نظرشان کار کنم. چون تو حوزه مدیریت حاج احمد انسان قوی و عملگرایی بوده و من همیشه به داشتن عمویی چون حاج احمد افتخار می کنم.

سال گذشته یکی از نقاشان کشور تصویری از حاج احمد متوسلیان کشیدند با این مضمون که پس از بازگشت از زندان رژیم صهیونیستی در آغوش مقام معظم رهبری قرار گرفتند، نظرتان در مورد این اثر چیست؟

این یک برداشت هنری ارزشمند از ربوده شدن حاج احمد بوده و روحیات مردم را به سمتی می برد که اولا ان شالله نوید زنده بودن ایشان را می دهد و در ثانی نشان می دهد حاج احمد زیر شکنجه های رژیم صهیونیستی پیر شده است. به هر حال دست خالق این اثر دست نکند. رهبری انقلاب هم بعد از رویت این نقاشی فرمودند که آقای متوسلیان ان‌شالله زنده هستند و به وطن برمی‌گردند.

همیشه میگفت: من مادر شهید نیستم، مادر حاج احمدم