نگاهی به زندگی ادگار آلن پو نویسنده مشهور

نگاهی به زندگی ادگار آلن پو نویسنده مشهور

نوشته های ادگار آلن پو الگوی نویسندگی بسیار از افراد در ماجراهای پلیسی و ماجراجویی بوده است که بیشتر به فیلم تبدیل شده اند. ادگار آلن پو؛ صحبت درباره مردی است که اغلب نوسندگان ادبیات پلیسی در آثارشان از او الهام گرفته اند.ادگار آلن پو در عمر کوتاه چهل ساله اش، از بسیاری جنبه ها حضور چشمگیر داشت.

 

نوشتن داستان کوتاه، رمان و شعر، رساله نگاری و روزنامه نگاری، همه از حوزه هایی بودند که این نویسنده در آن ها کم و بیش فعالیت کرده و اثرگذار بود، اما آلن پو برای من از آن جهت که در عرصه ادبیات پلیسی نقش پررنگ داشته، دارای اهمیت است. اکثر مورخان ادبیات پلیسی و کارشناسان این حوزه بر این باورند که ادگار آلن پو،

 

بنیان گذار شیوه روایت پلیسی به شکل امروزی بوده است. این در حالی است که او تنها سه داستان پلیسی نوشته و در همین سه داستان ایجادکننده گونه های فرعی و سنت هایی در روایت پلیسی نیز بوده که پس از او فراگیر شده است.او در اولین داستان خود با عنوان «قتل های کوچه مورگ» نه تنها ژانر ادبیات پلیسی را پایه گذاری می کند،

 

بلکه گونه ای فرعی را نیز در این ژانر بنیان می نهد که به «معمای اتاق دربسته» یا «قتل ناممکن» معروف است. در این گونه فرعی بسیار مهم، ماجرای قتل در فضای دربسته ای اتفاق می افتد و ظاهرا به نظر می رسد که مقتول در زمان قتل تنها بوده است. ترفندهای مختلفی هم برای حال آن پیش بینی می شود؛ یا مقتول واقعا تنها نبوده، یا قتل در آن زمانی که فکر می کنند، رخ نداده یا تصور افراد در مورد بی نفوذ بودن مکان غلط بوده است.

 

در داستان آلن پو، حالت سوم اتفاق افتاده و قاتل یک اوران گوتان است. از قضا فردیش دورنمات نیز که با نوشتن رمان های «قول»، «سوءظن» و «قاضی و جلادش» در تلاش بود نقطه پایانی بر روایت های پلیسی بگذارد، به این گونه فرعی در رمان «سوءظن»ادای دین کرده است و شخصیت گوژپشت چالاکی را به تصویر کشیده است که یادآور همان اوران گوتان داستان آلن پو است.

 

دردومین داستان او که «معمای ماری روژه» نام دارد، باز با یک گونه فرعی دیگر مواجه هستیم که به آن «کارآگاه روی صندلی راحتی می گویند. جالب است بدانید این گونه فرعی به قدری قوی و مستقل شده است که نشریه ای برای چاپ این مدل از داستان های پلیسی منتشر می شود. تمام ماجراهای «نرو ولف» که به کارآگاه ارکیده معروف است- چون همیشه یک گل ارکیده به همراه دارد- به این شیوه روایت و حل شود.

 

حال منظور از این شیوه چیست؟ این که کارآگاه در محل وقوع قتل حضور پیدا نمی کند و براساس اطلاعاتی که به شیوه های مختلف به دستش می رسد- در این داستان از طریق پیگیری ماجرا از روزنامه ها- گره از معمای قتل می گشاید. اتفاقات درونمات در همان داستان «سوءظن» به این شیوه نیز ادای دین می کند؛ کارآگاه در بستر مرگ است و بدون این که در محل حاضر شود، پرونده راحل می کند.

 

در داستان «نامه مفقودشده» که سومین داستان پلیسی ادگارآلن پو است، یکی از مهم ترین ترفندهای روایت پلیسی خلق می شود و آن این است که ساده ترین راه حل، جواب معماست؛ در «نامه مفقود شده»، همه به دنبال نامه ای می گردند که تمام مدت جلوی چشم آن هاست.

 

جز این ها که گفته شد، آلن پو سنت هایی بنیادین را شکل داد که پس از او توسط پلیسی نویسان دیگر دنبال شد. یکی از این سنت ها ابرکارآگاه است. به اعتقاد بسیاری، آرتور کانن دویل، شخصیت شرلوک هلمز را از روی شوالیه آگوست دوپن که کارآگاه ماجراهای آلن پو است، الگوبرداری کرده است. هلمز و دوپن، هر دو، از نبوغی استثنایی برخوردار هستند

 

با این تفاوت که ماجراهای دوپن، انزاعی تر است و هلمز با وقایع ملموس تری سر و کار دارد و به همین علت هم با اقبال عامه مردم مواجه شده است.از طرفی در ماجراهای آلن پو، کارآگاه دستیاری دارد که هم راوی داستان است و هم کم هوش تا هوش ابرکارآگاه بیشتر جلوه کند.

 

 به گزارش سوکا در هر حال ادگار آلن پو نویسنده ای است که با دیدی زیباشناسانه به معما نگاه می کند و جایگاه نویسنده را خدای گونه می بیند. شاید یکی از عواملی که سبب شده روایت های حاشیه ای مواجه نیستیم. در اصل می توانیم بگوییم این نویسنده داستان کوتاه پلیسی را خلق کرده است.

 

ذکر این نکته ضروری است که بسیاری از نویسندگان به صورت مستقیم و غیرمستقیم، از آثار ادگار آلن پو الهام گرفته اند. حتی در داستان های پلیسی که خورخه لوییس بورخس با همکاری خوزه آنتونیو کاسارس نوشته است و همچنین در رمان های پلیسی ریموند چندلر، الهام گرفتن از کارهای آلن پو را می بینیم. به دلیل همین اثرگذاری گسترده است که او را پدر معنوی و بنیان گذار روایت پلیسی مدرن می دانند.