با صادقی گفت‌وگویی انجام دادیم که در آن برایمان از روزگاری گفت که کودک بوده و همه چیز را تصویری می‌دیده است.

جالب اینجاست که صادقی خانواده‌ای هنرمند دارد؛ همسرش مجسمه‌ساز است و دو فرزندش هم دستی در عالم هنر دارند. مشروح گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

از کی شروع به نقاشی کردید؟

از ۹ـ ۸ سالگی. زمانی که وارد دبستان شدم احساس می‌کردم غیر از درس‌های ادبیات و علوم و ریاضی، یک ذهن تصویری دارم. به طوری‌که طبیعت را که می‌دیدم ابر و بخار و اشکال برایم عینی می‌شد و بخشی از ذهنم را می‌گرفت. دنبال این بودم که رویاهایم را تصویر کنم. اتفاقات پیرامونم برایم قابلیت تصویری داشت. به همان اندازه که آن زمان بلد بودم اتفاقات را نقاشی می‌کردم. سپس این موضوع ادامه یافت تا دوران دبیرستان. برای خودم طراحی می‌کردم و تلاش داشتم اشکال و شخصیت‌های اطرافم را ببینم و تصویر کنم.

چطور شد در همین رشته هم تحصیل کردید؟

آن موقع دبیرستان سه رشته بود؛ ادبی و طبیعی و ریاضی. من به رشته طبیعی و ادبی علاقه‌مندی ام بیشتر بود، اما درنهایت هنرستان را انتخاب کردم. این تجربه را در خانواده نداشتیم. برادر بزرگم و مادرم کمک کردند تا وارد هنرستان شدم و بعد دیپلم گرفتم. در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران کارشناسی گرفتم و سپس مقطع کارشناسی ارشد را در دانشگاه تربیت مدرس گذراندم و بعد هم پنج سال مقطع دکترا را در دانشگاه تربیت مدرس پژوهش هنر خواندم.

نقاشی آرامتان می‌کند؟

نقاشی بخش مهمی از عاطفه و جهان و آرمان من است. اهداف عاطفی‌ام را به بهترین شکل بیان می‌کند. بهترین پناهگاه و چشم‌انداز من پشت سه‌پایه نقاشی، همراه با عالم خیال و رنگ است. بخش عظیمی از زندگی من را نقاشی احاطه کرده و با آن زندگی می‌کنم. بدون نقاشی برای من سخت است. نقاشی برای من بیشتر شوق است تا شغل. با این‌که معلم هستم، اما نقاشی برایم مثل حیات است.

فرزندانتان هم دستی در عالم هنر دارند؟

همسرم مجسمه‌ساز است. دخترم نقاش است و پسرم هم طراح، اما پسرم در رشته فنی مهندسی خارج از کشور در حال اخذ مدرک دکتراست.

پس خانواده هنرمندی دارید.

بله خوشبختانه.

تا حالا شده سر نقطه نظرهای مخالف مسائل هنری در خانواده بحث کنید؟

آنچه تحت عنوان نقطه نظرهای مخالف و تضاد در جامعه می‌شناسیم، در خانواده من معنا ندارد. معتقدم همان‌طور که من فرصت درک و تجلی را در خودم می‌شناسم برای آنها هم این فرصت وجود دارد. مصاحبت‌هایی که در خانه داریم بیشتر از جنس نقد و نظر است. یک فرآیند علمی ـ فرهنگی و یک رفتار رستگارانه است. ما در تقابل با هم نیستیم و تجربه‌هایمان را با هم ترجمه می‌کنیم. برخی از کسانی‌که کار هنری می‌کنند، به دنبال این هستند که جهان را تک‌ساحتی ببینند. من فکر می‌کنم به اندازه همه موجودات عالم اندیشه و ذهنیت باشد. ما هم در خانواده جهان را با چشمان همدیگر نگاه می‌کنیم.

اوقات فراغت‌تان را چطور می‌گذرانید؟

به اطرافیان و خانواده سر می‌زنم، ورزش هم می‌کنم. گاهی یک مسائلی، مسائل شخصی است. مثلا عبادت ما و کارمان جزو لاینفک زندگی ماست، اما مطالعه بهترین بخش اوقات فراغت من است.

بیشتر در چه رشته‌هایی ورزش می‌کنید؟

بیشتر شنا و ورزش‌های هوازی کار می‌کنم.

سجاد روشنی – دبیر صفحه آخر سوکا