به گزارش سوکا به نقل از تسنیم، علیرضا منصوریان پس از تساوی یک – یک استقلال تهران مقابل ذوب‌آهن، اظهار داشت: عذرخواهی می‌کنم دیر آمدم، چون داخل رختکن بودم و با بازیکنان صحبت می‌کردم. پیش از اینکه درباره بازی صحبت کنم، ابتدا از پیشکسوتان فوتبال بابت اتفاقاتی که در برنامه ۹۰ افتاد معذرت می‌خواهم.

خدا به جوانی‌ام رحم کرد که هم دربی را بردیم و هم دوم شدیم

وی ادامه داد: سال گذشته حدود ۱۷ – ۱۸ ماه پیش وقتی که به استقلال آمدم یادم هست، در آکادمی فوتبال یک کنفرانس خبری برگزار کردم که خیلی سر حال و با ذوق زیاد می‌خواستم کارم را شروع کنم، طی این مدت مطمئناً هواداران به من کمک زیادی کردند، اما شرایط که جلوتر رفت تیم کم کم با حواشی روبه‌رو شد، من در آن کنفرانس خبری گفتم که دربی را می‌بریم و بعد دیدم که استقلال چهار پنج سال است که موفق نشده در دربی پیروز شود و به خودم گفتم که این چه قولی بود که من دادم. در ادامه در کنفرانس گفتم که تیم را آخر فصل به رده اول یا دوم می‌رسانم، که خدا را شکر خداوند به جوانی‌ام رحم کرد که ما موفق شدیم هم در دربی پیروز شویم و هم تیم را در رده دوم تحویل دهیم.

از هوادار استقلال بابت شعارهایی که شنیدم ناراحت نیستم

سرمربی تیم فوتبال استقلال اضافه کرد: من در استقلال روز‌های خوبی را داشتم و به نقطه‌ای که فکر می‌کردم نقطه ایده‌آلی است، رسیده بودم، من قبل از اینکه به استقلال بیایم می‌توانستم سال قبل‌تر به‌عنوان سرمربی به استقلال بازگردم، اما صبر کردم. در روزی که ما اولین تمرین‌مان را با استقلال در کمپ برگزار کردیم حدود پنج هزار نفر جمعیت به آنجا آمده بود. این صحنه برای من خیلی لذت‌بخش و بسیار ایده‌آل بود. هوادارانی که امروز روی سکوها شعار حیا کن، رها کن سر دادند، من از آنها اصلاً‌ ناراحت نیستم. به‌هر حال سن این هواداران عوض شده است. درگذشته روی سکوها هواداران پیشکسوتی بودند که حتی تجربه آنها از سرمربی تیم هم بیشتر بود. من به عشق استقلال در سن شش هفت سالگی هوادار این تیم شدم و در سکوهای ۱۸ – ۱۹ و ۲۰ می‌چرخیدم. به همین دلیل الان اصلاً از هوادار استقلال بابت شعارهایی که شنیدم ناراحت نیستم. می‌دانم این هواداری که روی سکو هست روزهای خوبی را با من گذرانده است. هرچند در سال‌های گذشته ما بزرگانی چون مظلومی، دهداری، حجازی و پورحیدری را از دست دادیم اما من هنوز استقلال را با قهرمانانش دوست دارم و از وقتی که وارد این تیم شدم مواظب بودم شأن قهرمانان این تیم شکسته نشود و شعار هیا کن رها کن برای من به بدتر از آن ختم نشود. هرچند که برای افرادی در گذشته رخ داده بود.

به این نقطه رسیدم که هوادار مانند سال گذشته صبر ندارد

منصوریان افزود: بعد از بازی در رختکن با بازیکنانم صحبت کردم و آنها را نصحیت کردم که حرمت‌ها را نشکنند و به پیشکسوتان احترام بگذارند. من می‌توانستم پس از بازی مقابل پدیده از تیم بروم. من نمی‌خواهم بگویم که فلانی پشتم را خالی کرده است یا از اتفاقات برنامه ۹۰ ناراحت هستم. واقعاً درباره این برنامه خنده‌ام می‌گیرد که فکر کنم باید ثابت کنم که دروغی نگفته‌ام. خدا را شکر خودم را در این برنامه کنترل کردم و خیلی از کوره در نرفتم. باید بگویم که مرا به آخر خط رساندند. یک زمانی هست که شما به آخر خط رسیده‌اید، اما شما را در فوتبال ایران به آخر خط می‌رسانند. به این نقطه رسیدم که هوادار مانند سال گذشته صبر ندارد. در دیدار مقابل ماشین‌سازی در فصل گذشته راحت از این تونل می‌رفتم، اما زمانی که امروز می‌خواستم از این تونل رد شوم بهتاش فریبا که اشک در چشمانش جمع شده بود، اجازه این کار را نداد. من با این ادبیات حیا کن، رها کن آشنا نیستم. مگر چه چیزی می‌شود که من از این تونل عبور کنم؟ من دست پرورده همین هواداران هستم. آنها مرا تبدیل به شماره ۱۰ و سپس سرمربی استقلال کردند.

بعد از بازی مقابل پدیده می‌خواستم بروم

وی در ادامه تصریح کرد: فکر می‌کنم صبر برای تولیدات داخلی خیلی کم است. من آدم شجاعی هستم و می‌گویم که مرا به آخر خط رساندند. در این دو هفته تنهاترین آدم بودم و خانواده‌ام خیلی اذیت شدند. بازیکنانم هم شرایط سختی را پشت سر گذاشتند. من می‌توانستم پس از شکست مقابل پدیده از استقلال بروم، زمانی هم که به وسط زمین رفتم خدا را شکر کردم و آماده رفتن شدم، اما دستیارانم گفتند بمان و بجنگ. امروز هم که بازی شروع شد با انرژی خوبی بالا آمدم، اما احساس کردم که سکوها ملتهب است. پس از گل ما نیز هواداران ۲ شقه شده بودند و خدا را خوش نمی‌آید که هواداران انقدر اذیت شوند. فهمیدم که یک آفساید می‌تواند سرنوشت یک مربی را عوض کند.

می‌گویند که انسان‌های بی‌مو خوش‌شانس هستند اما من نبودم!

سرمربی تیم فوتبال استقلال ادامه داد: چند وقت پیش محمدرضا ساکت صحبت‌هایی را به بهتاش فریبا گفته بود. نمی‌خواهم بگویم که چه اتفاقاتی رخ داد. آقای تورک مرا به کمیته اخلاق دعوت کرد و برخلاف قوانین ۳ بازیکن مرا محروم کردند، به نظرم می‌شد جلوی اینها را گرفت. می‌گویند که انسان‌های بی‌مو خوش‌شانس هستند اما من نبودم!

هواداران استقلال را دوست دارم

منصوریان همچنین گفت: روی صحبتم با مهدی تاج است. می‌خواهم بگویم که فوتبال ادامه دارد و باید فوتبالی‌ها در مسند بمانند. یک آفساید می‌تواند سرنوشت یک تیم را عوض کند و شما دیدید که ما پس از گل حریف چند موقعیت را از دست دادیم. امروز آخر خط من است. من هواداران استقلال را با وجود سردادن شعار «حیا کن رها کن» دوست دارم. آنها سال گذشته صبر کردند و من تیم را درست کردم.

امروز از تیمی که به عشق آن مربی شدم، جدا می‌شوم

وی اظهار داشت: می‌توانستیم در نیمه اول با دو سه گل به رختکن برویم، اما بازیکنانم به دلیل استرسی که داشتند نتوانستند از موقعیت‌ها استفاده کنند. بازیکنانم خیلی زحمت کشیدند و در صورت هر کدام از آنها می‌دیدم که می‌خواهند برای سرمربی خود جان بدهند. هر کدام از آنها یک خوشه از این کلاف را گرفته بودند. من امروز از تیمی که به عشقش مربی شدم جدا می‌شوم. وقتی یک نفر مربی استقلال می‌شود باید آماده انتقادات نیز باشد و من بابت این مسئله از پیشکسوتان ناراحت نیستم، چون آنها نیز زحمت کشیدند.

افتخار می‌کنم که شاگرد مکتب استقلال هستم

سرمربی تیم فوتبال استقلال گفت: به بازیکنانم گفتم که روز آخرم است و دیگر نمی‌توانم خانواده استقلال را اذیت کنم. از مربیان و سرپرست تیم تشکر می‌کنم. من عاشق لبخند این دو نفر بودم و افتخار می‌کنم که شاگر مکتب استقلال هستم. نمی‌خواهم هواداران بیش از این اذیت شوند و نمی‌توانم قول بازی بعدی را بدهم و امروز هم از همه خداحافظی کردم.

دیگر مقابل استقلال نمی‌ایستم حتی به قیمت فسخ قراردادم!

منصوریان همچنین خاطر نشان کرد کرد: اگر به کار مربیگری ادامه بدهم، ان‌شاءالله بستری فراهم نشود که در ورزشگاه آزادی مقابل استقلال قرار بگیرم. من در گذشته نمی‌دانستم زمانی که تیمم به استقلال گل می‌زند، باید خوشحالی کنم یا نه. اگر به کار مربیگری ادامه بدهم امکان ندارد در ورزشگاه آزادی جلو استقلال بایستم، حتی اگر این کار به قیمت فسخ قراردادم باشد.

از فدراسیون فوتبال و ساکت هیچ وقت نمی‌گذرم

وی خاطر نشان کرد: از فدراسیون فوتبال و ساکت هیچ وقت نمی‌گذرم. باید بگویم که یک آفساید می‌تواند یک زندگی را تمام کند.

هیولای درون استقلال

منصوریان ادامه داد: قدیمی‌ها می‌گفتند استقلال هیولای درون دارد و وقتی که وارد این تیم می‌شوید واقعاً می‌بینید که استقلال هیولای درون دارد. هیولای استقلال خود ما هستیم، کسانی که در این تیم هستند. ما همیشه نگاه می‌کنیم به صندلی داغ سرمربیگری و مدیریت این تیم و این هیولای درون ما است. فکر می‌کنم پرسپولیس در سال ۹۴ موفق شد از این هیولای درون فرار کند. شما الان در این تیم هیچ وقت سر و صدایی از پیشکسوتان این تیم نمی‌شنوید، اما در استقلال این هیولای درون هنوز وجود دارد. قبلا گفته بودم که تیم رقیب ما چند سال پیش موفق شد این هیولا را از خود دور کند.