«‌آنچه برای اینجانب غرور انگیز و افتخار آفرین است ،‌روحیهٔ بزرگ و قلوب سرشار از ایمان و اخلاص و روح شهادت طلبی این عزیزانی که سربازان حقیقی ولی الله اعظم ارواح له فداء هستند. و این است فتح الفتوح، من به ملت بزرگ ایران و به فرماندهان شجاع، قبل از آنکه پیروزی شرافتمندانه و بزرگ خوزستان را تبریک بگویم، وجود چنین رزمندگانی را که در دو جبههٔ معنوی و ظاهر و باطن از امتحان سرافراز بیرون آمده اند تبریک می گویم»

فرمانده ادوات

شهید حسن مقدم یکی از همان رزمندگان مورد خطاب حضرت امام خمینی (ره) بود، که در این عملیات مسئولیت واحد ادوات تیپ کربلا را به عهده داشت که شامل انواع خمپاره اندازو سلاح های ضد زره و تیربار بود. در حالیکه حدود بیست سال سن داشت و به خاطر جثهٔ لاغر و نحیف و چهره استخوانی ، بیش از ۱۸ سال نشان نمی داد. ولی هوش سرشار و نبوغ بالایی که خداوند به او عطا کرده بود، باعث شده بود که بیش از ده سال جلوتر از سن خودش حرکت کند و توانایی و تخصص و ظرفیت لازم برای چنین وظیفهٔ مهمی را در عرصهٔ نبرد کسب نماید.

مسئول هماهنگی آتش توپخانه

درخشش حسن در طرح ریزی و بکارگیری ادوات و عملکرد موثر وی موجب شد توجه فرماندهانی چون برادر رحیم صفوی و برادر رشید و شهید باقری که برآتش پشتیبانی اهمیت می دادند، به او جلب شود و در عملیات بعدی یعنی فتح المبین فرمانده کل سپاه برادر محسن رضایی حکمی را برای هماهنگی پشتیبانی آتش بین ارتش و سپاه که عملیات مشترک انجام می دادند ، برای وی صادر نمود و حسن با حضور در قرارگاه مرکزی کربلا و استقرار برادران همکار خود در قرارگاه های فرعی جهارگانه فتح و نصرو فجر و قدس توانستند این ماموریت مهم را به احسن وجه به انجام رسانند و پشتیبانی آتش مناسب و موثری را برای یگانهای سپاه که متشکل از نیروهای پاسدار و بسیجی بودند و در این عملیات استعداد آنان به صد گردان می رسید فراهم گردد. عملیات بعدی بیت المقدس بود، که با همان ساختار قرارگاه کربلا و چهار قرارگاه فرعی بطور مشترک توسط ارتش و سپاه انجام شد و شهید مقدم نیز با همان ترکیب برادران همکارش به ماموریت هماهنگی پشتیبانی آتش ادامه داد.

در عملیات های ظفرمند و موفقیت آمیز فتح المبین و بیت المقدس علاوه بر آزادسازی قریب به هشت هزار کیلومتر مربع از مناطق اشغالی میهن اسلامی از جمله سرزمین های غرب دزفول و جنوبغربی اهواز که خرمشهر در صدر این فتوحات قرار داشت. در سایه نصرت و عنایت الهی غنایم بسیاری نیز نصیب رزمندگان اسلام گردید، که از جمله آنها قریب به دویست قبضه توپ از انواع مختلف که اکثراً نو و آماده بکار بودند و چندین زاغهٔ بزرگ مهمات قرارداشت.

موسس و فرمانده توپخانه سپاه

شهید مقدم و شهید شفیع زاده که ایدهٔ تشکیل توپخانه سپاه را در سرمی پروراندند این توپهایی غنیمتی را نعمت و هدیهٔ الهی به رزمندگان مخلص و خداجوی تلقی کردند، و شکر این نعمت الهی را در سازماندهی سریع و بکارگیری علیه دشمنان بعثی اسلام می دانستند. لذا فرصت را مغتنم شمرده وپیشنهاد تشکیل توپخانه برای سپاه را با فرماندهی کل مطرح کردند. برادران ارتشی که توپخانه را رسته ای فوق العاده تخصصی که مهارت در آن را مستلزم آموزش های بلند مدت در مراکز آموزشی میدانستند ، و فرایندی چند ساله برای ایجاد گردان توپخانه قائل بودند، آنرا از عهدهٔ‌ سپاه خارج می دانستند و برخی نیز با استهزاء برخورد می کردند. از سوی دیگر برخی فرماندهان سپاه نیز اعتقاد داشتند که یگانهای رزم سپاه بایستی سبک و چالاک باشند و به تجهیزات سنگین نباید روی بیاورند . حسن با نبوغ فکری که داشت و همواره افق های آینده را برآورد می کرد ، استدلال می کرد که نبردهای گسترده تر و سخت تری پیش رو داریم و توپخانه ارتش کفایت پشتیبانی آتش یگانهای خود را نمی دهد و نمی توان برای یگانهای سپاه که در حال توسعه نیز می باشند به توپخانه ارتش متکی بود. لذا سپاه بایستی توپخانه قوی راه اندازی نماید، برادر محسن رضایی با اعتماد به مقدم حکم فرماندهی مرکز توپخانه را برایش صادر نمود.

شهید مقدم ، شهید شفیع زاده را بعنوان قائم مقام خود تعیین نمود و شروع به بسیج کادر نمود. بخشی از برادران که تجربه کار در ادوات و خمپاره و دیده بانی داشتند، بخشی دیگر از برادران که خدمت سربازی را در توپخانه ارتش سپری نموده بودند، هستهٔ‌ اولیهٔ توپخانه سپاه در تیپ ها شکل گرفت و همزمان گردان های مستقل توپخانه نیز سازماندهی گردید. در عملیات های رمضان که حدود دوماه بعد از عملیات بیت المقدس انجام گرفت ، بخش اعظم توپهای غنیمتی در قالب آتشبارها و گردانهای توپخانه در کنار توپخانه ارتش علیه دشمن بعثی بکار گرفته شد.
باور این امر برای برادران ارتشی مشکل بود. لذا شهید صیاد شیرازی به اتفاق مشاور توپخانه ارتش و شهید مقدم قبل از شروع عملیات از یگانهای توپخانه سپاه بازدید نمودند، که نتیجهٔ آن تائید و تحسین و ابراز شگفتی از کار بزرگی بود که انجام شده بود. طولی نکشید که در پائیز ۱۳۶۱ حسن اولین گروه توپخانه را تشکیل داد و چون مقارن با ماه محرم بود، نام آنرا گروه ۶۱ محرم نهاد و شهید حسن غازی را به فرماندهی آن گروه گمارد. او از مرزهای دریایی جنوب هم غافل نبود و گروه ۵۶ یونس را هم برای پدافند ساحلی تاسیس نمود و کلیهٔ توپهای تیر مستقیم با برد بلند را در آن یگان سازماندهی کرد.
نهال نوپای توپخانه به سرعت بارور شد و به ثمر نشست و عملیات به عملیات گسترش پیدا کرد. ترکیب دو حسن شهید(‌مقدم و شفیع زاده) مدیریت قوی ، جامع و کاملی را در رأس توپخانه سپاه شکل داده بود. مقدم بلند پروازو ایده پرداز بود و شفیع زاده مدیری توانا که سازماندهی و کادرسازی و آموزش و هماهنگی یگانها را به عهده داشت.

ساخت کاتیوشا

راکت انداز کاتیوشا سلاحی است دارای تحرک وسرعت در تیر اندازی که در عرض چند ثانیه منطقه ای وسیعی را با شلیک ۴۰ موشک زیر آتش انبوه قرار می دهد. تنها سلاح موشکی که ارتش ج.ا.ا در اختیار داشت، همین کاتیوشا بود که حداکثر برد آن ۲۰ کیلومتر بود.مقدم در همان سال اول تشکیل توپخانه در سپاه به فکر تهیهٔ این سلاح افتاد و با گرفتن یک سوله در حومهٔ‌ تهران و فراهم نمودن امکانات محدودی از ماشین افزار و ابزار مکانیکی تیمی را برای ساخت یک نمونه کاتیوشا مامور کرد تا به صنعت بباوراند که قادر به ساخت آن می باشیم. حتی اعتبار آنرا از محل کمک های مردمی تامین کرد و طولی نکشید که اولین قبضهٔ کاتیوشا ساخته شد و با تحویل آن به صنایع دفاعی سپاه زمینهٔ تولید انبوه آنرا فراهم ساخت.

مقابله به مثل

رژیم جنایتکار بعثی که از ابتدای جنگ برخی شهرها مثل دزفول را زیر موشک باران قرارداده بود با تداوم پیروزیهای رزمندگان اسلام و فقدان توان مقابله در جبهه ها روی به موشک باران و بمباران شهرها آورد تا از این طریق مردم به ستوه آمده، و برای توقف جنگ به حکومت ایران فشار بیاورند. ملت مسلمان و مقاوم ایران نیز با تحمل خسارات جانی و مالی در خیابانها فریاد می زدند موشک جواب موشک ، مقدم با شنیدن ندای هل من ناصر مردم در این فکر فرورفت که چه کسی باید جواب آنان را بدهد؛ او بادید بلند و آینده نگر خود دریافته بود که اگر به موشک و تجهیزات بازدارنده دست پیدا نکنیم این دد منشی های صدام ادامه خواهد یافت و بلکه شدت هم خواهد کرفت. او رسالت آیندهٔ خود را دریافته بود و دیگر موفقیت های توپخانه برایش جذاب و راضی کننده نبود.

اولین آزمایش موشک را که به شکل ابتدایی ساخته شده بو در عملیات خیبرتست کرد که تا پای شهادت نیز پیش رفت ، ولی حکمت خداوند زنده ماندن و انجام ماموریت سرنوشت ساز برای جمهوری اسلامی ایران را برایش رقم زده بود.

پایه گذاری قدرت موشکی

بعد از عملیات خیبر به شفیع زاده گفت با وجود تو و جمع بچه های توپخانه دیگر نیازی به حضور من نیست و من بایستی بروم دنبال موشک تا دست امام در برابر توحش صدام خالی نباشد. او با انتحاب تعدادی از براداران توپخانه به سراغ رسالت جدید خود رفت و یکسال طولی نکشید که اولین موشک مقابله به مثل ایران در تاسیسات نفتی کرکوک فرود آمد(اسفند ۱۳۶۳) صدام که کاملاً غافلگیر شده بود ، اعلام کرد که انفجار ناشی از خرابکاری بوده است. و ایران موشکی در اختیار ندارد.موشک بعدی در بانک رافدین بغداد فرود آمد تا محلی برای انکار نماند با ادامهٔ شرارت صدام ۳ موشک دیگردرهمان ماه به بغداد پرتاب شد.

دستیابی ایران به توان موشکی که ابتدا با خرید و در ادامه با ساخت صورت گرفت و حاصل تلاش بی وقفه و شبانه روزی حسن و یارانش بود موجب کنترل دامنهٔ حملات صدام به شهرها و مناطق مسکونی گردید.

صنعت موشکی که امروزه ایران را در طراز بالایی از بازدارندگی قرارداده است. و از نظر علمی و تکنولوژیکی از توانمندی و ظرفیت بالایی را برای کشور ایجاد نموده است، میراث گرانقدری است که شهید مقدم در تاسیس وتوسعهٔ آن نقش بی بدیلی داشته است

قدرت واقعی

او با اینکه در رأس سازمان های بکارگیرندهٔ سلاحهای قدرتمندی چون توپ و موشک قرارگرفته بود، لیکن قدرت واقعی را ایمان و توکل به خداوند قادرو متعال می دانست و به همین دلیل به هنگام تاسیس مرکز توپخانه سپاه . آیهٔ شریفه:
«و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی»
را در صدر آرم و تابلوی آن قرار داد و روی هر موشکی که پرتاب می کرد همین آیه را حک کرده بودودرکلیه عملیاتهای موشکی درهنگام آمادگی به طوردسته جمعی دعای توسل می خواندند

بالاترین مقام

بالاترین درجه و پست و مقام و موقعیت در نظر او ارزشی نداشت درسال ۱۳۷۰ که به دریافت درجه سرتیپی از دست فرمانده معظم کل قوا نایل شدم درهمان مراسم پیش مقدم که آن موقع درجه سرتیپ دومی داشت رفتم وگفتم تو فرمانده من بودی واین درجه مال تو بود که به من اعطا شد او با خنده گفت که همین که این درجه روی شانه های تواست انگار روی دوش من است. عنوان ودرجه به ماها هویت نمی دهد بلکه این ما هستیم که به آن ارزش میدهیم.و بطوریکه بارها از وی شنیده بودم و درعمل نیز اثبات کرده بود، بالاترین پاداش خود را لبخند رضایت رهبری می دانست.

معنویت و پارسائی

توسل به ائمه (ع) و حضرت زهرا(س) تضرع و استغاثه در دعا و رازونیاز شبانه او را از وابستگی های زمینی رهانیده و آسمانی کرده بود. این مراتب معنوی که به آن دست یافته بود و بحق با صفت” پارسای بی ادعا” از سوی رهبر و مقتدایش توصیف گردید، از ظاهرش پیدا نبود و ماها که با او همسنگر بودیم از آن آگاهی داشتیم.آیات وادعیه زیادی را حفظ بود ومرتب زیرلب زمزمه میکرد به خصوص به هنگام انجام ماموریت ودر خطوط مقدم نبرد.

درمحضرمعشوق ودرجمع یاران

مدتها بود که همرزمان شهیدش همچون حسن شفیع زاده ،حسن غازی، حبیب الله کریمی، مصطفی تقی جراح، علیرضا ناهیدی، غلامرضا یزدانی،مهدی پیرانیان وخیل عظیمی ازشهدای توپخانه وموشکی سپاه جای اورا در صدر محفل خود آماده کرده وچشم به راهش بودند وحال دربزم الهی ونورانی خود چون نگینی شهید مقدم را درمیان حلقه خود قرار داده اند.روحشان شاد وراهشان پر رهرو باد.

سرتیپ پاسدار یعقوب زهدی