با وجود این‌که انیمیشن، هنر مهجوری در صنعت فیلم‌سازی ایرانی است، اما امروز با تلاش‌هایی که در چند سال اخیر صورت گرفته، وارد مرحله جدیدی شده که می‌توان به‌صورت جدی آن را بررسی کرد. مبارک، ساخته محمدرضا نجفی امامی که عنوان نخستین رئال ـ انیمیشن ایران را یدک می‌کشد، اتفاقی سینمایی است که به‌نوبه خود، می‌تواند بسیار بدیع و امیدوارکننده باشد. مبارک، داستان دختری است به نام گل‌پری با بازی‌ الناز شاکردوست که درگیر ماجرای عروسک‌هایی می‌شود که از داستان‌های نقالی پدربزرگش وارد زندگی او شده‌اند.

در مبارک، شخصیت‌های اسطوره‌ای شاهنامه با استفاده از تکنیک‌های انیمیشنی جان می‌گیرند و با خلق داستانی ماجراجویانه، زمینه را برای شناخت بهتر کودکان از این شخصیت‌ها فراهم می‌کنند.

مبارک از تقابل سنت و مدرنیته می‌گوید، از موج خاموش و جذابی (مثل فضاهای مجازی) که در حال فرو بردن کودکان نسل امروز به خوابی عمیق است تا آنها را از اصالت خود و سرزمینشان دور کند. کودک امروز سوار بر موج رسانه‌های جمعی در دریای وسیع مدرنیته با سرعت نور پیش می‌رود، غافل از آن‌که این دریا عمقی در حد یک وجب دارد و نمی‌تواند او را به درک کاملی از معرفت و آگاهی برساند.

مبارک در حوزه انیمیشن سینمای ایران با توجه به امکاناتی که برای ساخت در اختیار داشته، یک گام مثبت و ارزنده در انیمیشن محسوب می‌شود و عوامل فیلم به شایستگی توانسته‌اند جلوه‌هایی بصری ارائه دهند که بالاتر از سطح استاندارد سینمای ایران است، اما نمی‌توان حفره‌های خالی فیلم‌نامه را نادیده گرفت. عروسک‌های داستان بسیار منفعل‌اند و از حالت یک اسطوره‌ خارج‌ شده‌اند. آنها برخلاف داستان‌های پهلوانی و اساطیری شاهنامه، خوشمزگی‌های لوس و بی‌مزه می‌کنند و در مجموع، جا داشت در فیلم به شخصیت‌هایی مثل کاوه، آرش، فریدون، تهمینه و حتی رستم بیشتر پرداخته شود، ضمن این‌که پایان‌بندی‌ بی‌معنی و سطحی فیلم، شاید از نظر بچه‌ها اشکالی نداشته باشد، اما در حد و اندازه کار حرفه‌‌ای نیست.

مبارک توانسته شکل و قالب زبان ارتباط با کودکان را پیدا کند و با آن زبان، حرفش را به آنها بزند، اما باید توجه کرد، بچه‌های امروز بسیار باهوش و کنجکاو هستند و نمی‌توان هر چیزی را به خوردشان داد، هرچند همین بچه‌های باهوش توانستند ساعت‌های خوشی را با عروسک‌های مبارک در سالن سینما بگذرانند که این اتفاقی مثبت و ارزشمند است.

ساناز قنبری