فرار از زندان های باورنکردنی تاریخ را بشناسید

فرار از زندان های باورنکردنی تاریخ را بشناسید 

بعضی اوقات نقشه طراحی شده برای فرار از تمهیدات امنیتی زندان ها و رسیدن به آزادی آن قدر استادانه هست که در تاریخ ماندگار می‌شود. از زمانی که زندان ها به وجود آمد زندانیان نیز به فکر روشهای خاصی برای فرار از این زندان ها افتاده و روشهای جالبی را نیز برای اینکار مورد بهره گیری قرار دادند. بعضی از این فرارها چنان با توجه و ظرافت طرح ریزی و پیاده سازی شده اند که تنها افراد نابغه می توانستند چنین برنامه ریزی کنند.

 

به همین علت بعضی از زندان ها طوری ساخته شده و به شیوه ای از آنها محافظت میشود که مسئولین بر این باور بودند که فرار از انها غیرممکن خواهد بود اما زندانیان باهوش هر زمان این مسئولین را غافلگیر کرده و به آنها یادآوری می‌کردند که حتی زندان های فوق امنیتی نیز در برابر اراده ی زندانیان و نقشه های دقیق انها تسلیم خواهند شد.

 

در ادامه ی این مقاله قصد داریم شما را با ۱۰ فرار باورنکردنی از زندان در طول تاریخ آشنا کنیم که بدون شک از دانستن انها تعجب خواهید کرد.

 

۱۰- فرار از زندان مَیز

فرار از زندان های باورنکردنی تاریخ را بشناسید

در بزرگترین مورد فرار از زندان در تاریخ بریتانیا، در ۲۵ سپتامبر سال ۱۹۸۳ در شهر کونتی آنتریم در شمال ایرلند،۳۸ زندانی ارتش آزادی خواه ایرلند که به علت قتل و بمب گذاری محکوم شده بودند از بلوک هشتم زندان موسوم به «HM Prison Maze» که از آن بعنوان یک زندان فوق امنیتی و گمره کننده یاد می شد فرار کردند.

 

در جریان این فرار یکی از نگهبانان ارشد زندان به علت شنیدن خبر فرار دچار حملخ ی قلبی شد و جان سپرد. ۲۰ نگهبان دیگر نیز زخمی شدند و دو تن از آنها با اسلحه هایی که به درون زندان قاچاق شده بود زخمی شدند. زندان «HM Prison Maze» بعنوان یکی از امنیتی ترین زندان های اروپا شناخته می شد که امکان فرار از آن تقریباً غیرممکن بود.

 

در اطراف این زندان توری هایی به ارتفاع حدود ۵ متر کشیده شده و دیوارهای هر بلوک نیز از بتنی به قطر ۶ متر ساخته شده و اطراف آن نیز با سیم خاردار محافظت می شد. تمامی درهای واقع در زندان نیز از استیل آبدیده ساخته شده و به صورت اتوماتیک و الکترونیکی نظارت می شدند.

 

لحظاتی پس از ساعت ۲:۳۰ نصف شب روز ۲۵ سپتامبر، این زندانیان با بهره گیری از سلاح هایی که به دستشان رسیده بود نگهبانان را خلع سلاح کرده و به گروگان گرفتند. بدین ترتیب نظارت بلوک خود را به دست گرفته و با برداشتن لباس ها و سوییچ های خودرو های آنها منتظر راهی برای فرار شدند.

فرار از زندان های باورنکردنی تاریخ را بشناسید

در ساعت ۳:۲۵ یک کامیون که مواد خوراکی برای زندان آورده بود توسط زندانیان مذکور وادار به همکاری شد. انها پاهای وی را به کلاچ بسته و از او خواستند که همان طور که به او گفته شده حرکت گند در غیر این صورت کشته خواهد شد. در ساعت ۳:۵۰ دقیقه کامیون بلوک H را ترک کرده

 

و کمی بعد از آن با ۳۸ زندانی فراری از زندان خارج شد. در طول سه روز آینده ۱۹ نفر از زندانیان فراری از نو دستگیر شدند اما بقیه ی انها به کمک ارتش آزادی بخش ایرلند به مکان های مطمئنی فرستاده شده و هیچ ردی از خود به جای نگذاشتند. بعضی از این افراد از ایالات متحده سردرآوردند اما شناسایی شده و به بریتانیا مسترد شدند.

فرار از زندان های باورنکردنی تاریخ را بشناسید

بر اساس سیاست های ایرلند شمالی تعداد زیادی از این فراریان تحت تعقیب قرار نگرفته و یا مورد عفو قرار گرفتند. در عکس بالا رشته سیم هایی را میبینید که روی حیاط زندان کشیده شده اند. دیدنی هست بدانید که قبلاً نیز بعضی از زندانیان این زندان با بهره گیری از هلی کوپتر فرار کرده بودند و مسئولین زندان با این سیم کشی ها قصد داشتند مانع از فرود هلی کوپتر در محوطه ی زندان شوند.

 

۹- آلفرد هیندز

فرار از زندان های باورنکردنی تاریخ را بشناسید

آلفی هیندز یک خلافکار بریتانیایی و متخصص در اساس ی فرار از زندان بود که به جرم سرقت به ۱۲ سال زندان محکوم گردید اما در این مدت سه بار از زندان های فوق امنیتی با موفقیت فرار کرده بود. علی رغم اینکه بیش از ۱۳ بار درخواست عفو و بازنگری در حکم او توسط مقامات بلند پایه ی قضایی رد شده بود

 

اما در نهایت قصد داشت به علت آشنایی اش با سیستم قانونی بریتانیا از بالاترین مرجع قانون گذاری در این کشور برای بررسی درخواست عفو خود اجازه بگیرد و در مجلس اعیان این کشور حضور یابد. آلفرد بعد از اینکه به علت سرقت از یک جواهرفروشی به ۱۲ سال زندان محکوم شد.

 

وی برای نخستین بار از زندان ناتینگهام فرار کرد. در این فرار حیرت انگیز وی توانست از بین میله های زندان رد شده و با بالا رفتن از دیوار ۶متری زندان خود را به بیرون برساند. به همین علت رسانه ها به او لقب «هودینی هیندز» «Houdini” Hinds”» دادند. هری هودینی شعبده باز و تردستی آمریکایی-مجار بود که کارهای خارق العاده ای انجام می داد. آلفی پس از شش ماه جستجو دستگیر و به زندان بازگردانده شد.

 

به محض دستگیری هیندز شکایتی علیه مسئولین زندان ترتیب داده و آنها را به دستگیری غیرقانونی متهم کرد که در واقع بهانه ای برای فرار بعدی وی بود. در واقع هدف وی از طرح این شکایت تنها مهیا کردن شرایط فرار بعدی بوده و بدین ترتیب در یکی از جلسات دادگاه خود توانست یک قفل معمولی برای خود مهیا کند. بنابراین وقتی که دو مأمور زندان وی را به دستشویی بردند از آنها خواست که دست وی را باز کنند.

فرار از زندان های باورنکردنی تاریخ را بشناسید

بعد از باز شدن دست هایش او با مهارت تمام این دو نگهبان را در داخل یک اتاق حبس کرده و با بستن قفل همراهش به پیچ های دسته داری که همدستانش از گذشته روی در نصب کرده بودند فرار کرد و در بین جمعیت خیابان ناپدید شد. اما کمتر از ۵ ساعت بعد وی در فرودگاهی در همان نزدیکی دستگیر شد

 

و یک سال بعد در زندان چلمسفورد سومین فرار پیروز خود را نیز انجام داد. وی همزمان که سعی میکرد نیروهای اسکاتلندیارد را فریب دهد، با فرستادن یادداشت هایی برای اولیه وزیر بریتانیا و انجام گفت و گو ها و و نوارهای صوتی به رسانه ها سعی می‌کرد خود را بیگناه جلوه دهد.

 

او همچنان به ادعای غیرقانونی بودن بازداشتش ادامه داده و با بهره گیری از یک نکته ی ظریف قانونی در قوانین جزایی بریتانیا که فرار از زندان را جرم نمی دانست سعی داشت خود را قربانی جلوه دهد. آخرین درخواست عفو وی پس از ۳ ساعت بحث توسط هیندز در مجلس اعیان بریتانیا رد شده و وی برای سپری کردن ۶ سال محکومیت باقی مانده ی خود به زندان پارک هورست فرستاده شد.

 

۸- هفت تگزاسی

فرار از زندان های باورنکردنی تاریخ را بشناسید

هفت تگزاسی در واقع گروهی از زندانیان بودند که در ۱۳ دسامبر سال ۲۰۰۰ از زندان جان کانالی یونیت در نزدیکی شهر کندی در تگزاس فرار کردند. انها سال بعد و در نتیجه ی اکران برنامه ای با عنوان «بزرگترین افراد تحت تعقیب در ایالات متحده» «America’s Most Wanted» در ۲۱ تا ۲۳ ژانویه سال ۲۰۰۱ دستگیر شدند.

 

در ۱۳ دسامبر سال ۲۰۰۰، این هفت نفر با اجرای یک نقشه ی حساب شده از زندان جانی بی کانالی یونیت فرار کردند که یکی از فوق امنیتی ترین زندان های منطقه به شمار می رفت. انها با حقه هایی زیرکانه در سلاعت ۱۱:۲۰ صبح روز سیزدهم دسامبر ۹ ناظر تعمیرکاری، ۴ افسر زندان و ۳ هم سلولی را به گروگان گرفته و انها را خلع سلاح کردند.

 

این فرار در زمانی رخ داد که کمترین میزان بازرسی و نظارت بر مکان های خاصی از زندان که در آن جا تعمیرات انجام می شد وجود داشت یعنی زمان صرف ناهار و شمارش زندانیان. نقشه فرار بدین شکل اجرا شد که یکی از انها افراد حاضر را در بخش تعمیر و نگه داری زندان صدا کرده و به محض اینکه فرد قربانی با فرد مذکور وارد صحبت می شد

 

یکی دیگر از مهاجمان وی را از پشت زده و بیهوش می‌کرد. بدین ترتیب تک تک این افراد بیهوش شده و به یک اتاق در پشت درهای بسته ی بخش منتقل می گردیدند. پس از برداشتن لباس ها و کارت های اعتباری و شناسایی قربانیان، دست ها و دهان انان نیز بسته می شد.

فرار از زندان های باورنکردنی تاریخ را بشناسید

انها همین طور با برقراری تماس با نگهبانان و جا زدن خود به جای نگهبانان دست و پا بسته داستان های ساختگی برای آنها تعریف می‌کردند تا کسی به این اتفاقات مشکوک نشود. در نهایت آنها پیروز شدند خود را به کامیون گروه تعمیر و نگه داری زندان رسانده و با بهره گیری از آن از زندان فرار کردند.

 

این افراد پس از دستگیری به اعدام با تزریق مواد سمی محکوم شدند. از این هفت نفر یکی از انها اعدام شده و یکی دیگر نیز خودکشی کرد و ۵ نفر باقیمانده نیز در انتظار اعدام میباشند.

 

۷- آلفرد وتزلر

فرار از زندان های باورنکردنی تاریخ را بشناسید

آلفرد وتزلر «سمت راست» و رودولف وربا «سمت چپ»

 

وتزلر یک یهودی اهل اسلواکی بود و یکی از معدود یهودیانی هست که توانست از زندان مخوف آشویتس در دوران جنگ جهانی دوم گریخته و از مرگ فرار کند. او و همدستش، رودولف وربا، همان کسانی بودند که بعد از فرار با نوشته های خود در مورد جنایاتی که در کمپ آشویتس رخ می داد جهان را از این نسل کشی آگاه کرده

 

و حتی نقشه هایی از کمپ مذکور، جزییات تولید اتاق های گاز و کوره های آدم سوزی و همین طور برچسب یکی از قوطی های گاز سمی زیکلون «Zyklon» را همراه خود از کمپ آشوییتز بیرون ببرند. گزارش ۳۲ صفحه ای وربا-وتزلر نخستین گزارش مکتوب و با جزییاتی بود که در مورد کمپ های کشتار یهودیان در مناطق تحت اشغال نازی ها به دست مقامات متفقین رسیده و شکی در صحت آنها وجود نداشت.

 

این گزارش در نهایت به بمباران چندین ساختمان دولتی در مجارستان منجر شد که افسرانی نازی که در انتقال یهودیان از طریق خطوط راه آهن به اردوگاه آشویتس نقش تعیین کننده داشتند در این ساختمان ها زندگی می‌کردند. بدین ترتیب انتقال یهودیان به این اردوگاه مرگ متوقف شد که در نهایت جان ۱۲۰٫۰۰۰ یهودی مجار را از مرگ حتمی نجات داد.

 

این دو زندانی یهودی در ساعت ۲ بعد از ظهر روز جمعه ۷ آوریل سال ۱۹۴۴ خود را در درون چاله ای که در بین یک توده الوار که در داخل محوطه ی اردوگاه قرار داشت پنهان کردند. این چوب ها برای تولید بخش موسوم به «بخش کشور مکزیک» که به یهودیان تازه وارد اختصاص می یافت آماده شده بود

فرار از زندان های باورنکردنی تاریخ را بشناسید

این توده ی الوار در خارج از محوطه ی سیم خاردارکشی شده ولی در داخل یک دیواره ی سیم خاردار دیگر قرار داشت که نگهبانان آلمانی در طول روز در طول آن نگهبانی می دادند. در واقع زندانیان دیگر در اطراف این مخفیگاه کوچک در بین چوب ها تخته هایی را قرار دادند که دو زندانی پنهان شده

 

در داخل آنها پیدا نباشند. سپس با پاشیدن یک نوع تنباکوی تند روسی که با بنزین قاطی شده بود سگ های نگهبان را به اشتباه انداخته و فریب دادند. این دو به مدت ۴ شبانه روز در این محل ماندند تا از دستگیر مجدد رهایی پیدا کنند. در واقع اگر همان شب اول یا دوم فرار میکردند بدون شک دوباره دستگیر می شدند.

 

آنها قصد داشتند چند روزی را در همین محل بمانند و وقتی نیروهای آلمانی از پیدا کردن انها کاملاً ناامید شده و دیگر گروهی برای پیدا کردنشان فرستاده نمی شد از مخفیگاه خارج شوند.

فرار از زندان های باورنکردنی تاریخ را بشناسید

در واقع انها از تجربه ی فرارهای دیگری که از کمپ صورت گرفته بود می دانستند که تنها ۳ روز برای پیدا کردن زندانیان فراری گروه های جستجو تشکیل خواهد شد. در نهایت پس از به سر بردن سه شب و چهار روز تمام در مخفیگاه این دو در شامگاه روز ۱۰ آپریل با پوشیدن یونیفورم ها، کاپشن ها و چکمه های سربازان آلمانی

 

که در زندان تهیه کرده بودند از کمپ خارج شده و به سمت جنوب به راه افتادند. آنها با طی مسیر جریان رودخانه ی «سولا» «Soła river» و پس از طی ۱۳۳ کیلومتر مسافت پیاده روی خود را به مرز بین لهستان و اسلواکی رساندند. انها برای مسیریابی از یک نقشه ی کوچک که وربا از یک کتاب جغرافیا متعلق به یک دانش آموز در انباری در همان حوالی پیدا کرده بود بهره گیری کردند.

 

۶- اسلاوومیر راویژ

فرار از زندان های باورنکردنی تاریخ را بشناسید

راویژ یک سرباز لهستانی بود که توسط نیروهای اشغالکر اتحاد جماهیر شوروی بعد از حمله ی دو جانبه ی نیروهای شوروی و کشور آلمان به خاک لهستان دستگیر شد. بعد از اشغال این کشور توسط کشورهای شوروی و کشور آلمان، راویژ به زادگاهش در ورشو بازگشت اما در ۱۹ نوامبر سال ۱۹۳۹ توسط کمیته ی امنیتی

 

موسوم به «کمیساریای خلق امور داخلی شوروی» «NKVD» دستگیر و به مسکو منتقل شد. او ابتدا برای بازجویی به خارکف منتقل گردید و سپس بعد از یک دادگاه فرمایشی به زندان لوبیانکا در مسکو فرستاده شد. وی ادعا میکند که تمامی شکنجه های وحشیانه ای که برای گرفتن اعتراف اجباری بر روی او انجام شده را تحمل کرده و خود را بیگناه و مبری از هر تهمت و تهمتی دانسته هست.

 

اما در نهایت به جرم جاسوسی به ۲۵ سال کار اجباری در یک اردوگاه کار اجباری در سیبری محکوم گردید. سپس راویژ همراه با هزاران محکوم دیگر به شهر ایرکوتسک منتقل شده و از آن جا تا کمپ ۳۳ در سیبری پیاده روی کرد که در ۶۵۰ کیلومتری جنوب حلقه ی قطب شمال قرار دارد. در آن جا وی همراه با هزاران زندانی دیگر مشغول تولید یک اردوگاه اخیر برای زندانیان شدند.

 

در ۹ آوریل سال ۱۹۴۱، راویژ همراه با ۶ زندانی دیگر در جریان یک کولاک شدید فرار کرده و به سمت جنوب به راه افتادند. آنها از ترس جاسوسان محلی سعی می‌کردند به شهرها نزدیک نشوند هرچند جستجوهای گسترده و منسجمی برای پیدا کردن آنها انجام نشده بود.

فرار از زندان های باورنکردنی تاریخ را بشناسید

در بین راه انها با یک زن فراری لهستانی دیگر به نام کریستینا برخورد کردند و نه روز بعد به رودخانه ی لنا رسیده و از آن عبور کردند. ان ها رود بایکال را دور زده و وارد قلمرو مغولستان شدند. در کمال ناباوری و خوش شانسی آنها با افرادی روبرو می شدند که مهربان بوده و با آنها رفتار خوبی داشتند.

 

در طول گذر از صحرای گوبی دو نفر از این فراریان از جمله کریستینا جان خود را از دست میدهند. بقیه برای زنده ماندن مجبور می‌شوند گوشت خام مار بخورند. بر طبق ادعای راویژ انها در ماه اکتبر به تبت می‌رسند. وقتی که این افراد میگویند که قصد رفتن به لهاسا را دارند ساکنان تبت با انها همکاری کرده و به آنها غذا و سرپناه میدهند.

 

انها در طول زمستان پیروز میشوند که از رشته کوه های هیمالیا رد شده اما دو نفر دیگر از گروه جان خود را از دست میدهند که یکی از آنها در خواب یخ زده و دیگری در دره ای سقوط کرده و کشته می‌شود. انها در نهایت در مارس سال ۱۹۴۲ به هند میرسند. در نهایت در مدت ۱۱ ماه راهپیمایی ۴ نفر پیروز میشوند زنده بمانند هرچند بعضی از این افراد به علت این راهپیمایی طولانی و طاقت فرسا به مشکلات جسمی دائمی دچار شدند.